منظومه شه مال- وحید خسروی

این منظومه زیبا در وصف شرکان  به تقلید از منظومه«شه مال» میرزا عبدالقادر پاوه ای سروده شده است. شاعر آن آقای وحید خسروی به حقیقت شاعر چیره دستی است و اشعار زیادی به زبانهای هورامی وفارسی دارد .در این قطعه مثنوی شاعر به زیبایی هرچه تمامتر تمام نقاط شرکان منجمله باغات، چشمه سارها ،تپه ها ،تفرجگاهها وآنچه نقاط دیدنی است را با کلام دلنشین شعر به رشته تحریر در آورده ودر خیال خود شه مال را مامور نموده تا به این نقاط سر بزند وسلام او را از مکانی دیگر به آنجا برساند وبگوید که اگر چه به ظاهر مدتیست دست تقدیر اورا از وطن مهجور نموده است اما دلش همانجاست وبه عشق زادگاهش نفس می کشد وتنها آرزویش وصال یار است.

از ویژگیهای جالب این شعر بیان اسامی مکانهای شرکان است که برای اکثر شرکانیهایی که از روستایشان دور افتاده اند ویا در خارج از روستا بدنیا آمده وزندگی می کنند نام این مکانها نا آشنا وغریب است. منجمله بنده که سالهاست در شرکان زندگی نمی کنم واکثر این اسامی را از یاد برده بودم هنگامی که شعر را بازسازی وتایپ میکردم، برخی از نامها برایم نامأنوس بود. این شعر می تواند سندی باشد برای آیندگان تا بوسیله ی آن بتوانند اسامی باغات وچشمه ها ودیگرمکانهای شرکان را به خاطر بیاورند.

ئایێــر دا جـه‌رگــم ئایێــر دا جـه‌رگـــم‎‎‎

ئێمشـــه‌و یه‌کجــاری سۆچیا جه‌رگـم

ئاره‌زووی وه‌تـــه‌ن جــه‌ خیــاڵ کـه‌ردم

 سه‌یری ئه‌ومه‌کان هۆی جه‌ یابه‌ردم

خـــه‌یاڵان خـــــام هــــه‌ناســـان کاڵ

ڕووی سوورم که‌ردان به‌وێنه‌ی زۆخاڵ

فکـــری هێجـرانی وێ به‌ وێ که‌ره‌

داخـــی ده‌ورانـــی وه‌شــی ویــه‌ره‌

مـه‌ام به سه‌ردا چوون ئازیز مــه‌ره‌

په‌ی وه‌شی وه‌ڵین چوون باد ویه‌ره‌‌

ده‌‌‌خیلــم شــه‌ماڵ ده‌ســم به‌ دامان

فه‌ره‌‌حــێ وزه‌ دڵ سه‌بر سه‌ر ئامان

وێت ئاسا ئێمشه‌و ده‌س به‌ جامه‌وه‌

 لوه‌ لای یاری نــــه‌و نـــه‌مــامـــه‌وه‌

چـــوون په‌یکی وه‌ش بۆ زوو گنه‌ڕاوه‌

ته‌ی کــــه‌ره‌ ڕاکێ کــه‌لیانــــی پاوه‌

چــــه‌مــــه‌ی میـــرئاوا بگێره‌ نه‌زه‌ر

زوو یاوه‌ نزیک که‌لــــی مــــه‌لانده‌ر

شه‌مـــاڵ ته‌ی که‌ره‌ بـه‌رزه‌ کڵاڤــێ

به‌رق ئاســـا یاوه‌ که‌لـــوو ڕشـکاڤێ

نیــــم نه‌فه‌س مه‌نه‌ن هانه‌ ده‌روونم

زوو یاوه‌ به‌ دووی دڵـــه‌ی زه‌بــوونـم

چوون نه‌سیم پاک جه‌فه‌سڵی ڤه‌هار

ته‌ی کــه‌ر پێچاوپێچ نسـاره ‌و نســار

 تـا گۆشـــه‌و پـردێ بـا مـدرایت نـه‌بۆ

چــوون نه‌بـزی دڵم دانم ده‌ســوو تۆ

 ڕاو قۆڵێنگه‌چینی وێت خاس مـزانی

شه‌ماڵ ته‌ی که‌ره‌ وه‌ختـی به‌یانـی

هـــانه‌ ته‌ڵووکاو ملــه‌گاو هـه‌سـاری

وه‌شا ســه‌یرانش ساعبوو ڤه‌هـاری

شه‌ماڵ ئه‌ریاڤای هانه‌و مله‌و شه‌ڤێ

پاینـــوو هــه‌رﮆۆڵێ و ته‌ڤه‌نه‌ که‌ڤــێ

به‌دڵ هۆرکێشـــه‌ هــه‌ناسێ کاڵـێ

په‌ی تاقوو خۆریسه‌یو به‌رزی واجاڵێ

یاڤای مله‌و شه‌ڤێ پاینوو حه‌ساری

تامڵێ کـــه‌ره‌ هـــه‌ر پێســـه‌و پاری

باوه‌ره‌ نـــه‌زه‌ر مــــه‌زاری شــــۆڵگا

ئه‌ر ســــه‌ری ســاعبا یاخــۆ ڤێره‌گا

به‌ئێخــــلاســـه‌ڤـــه‌ فاتێحێڤ بوانــه‌

مـــــه‌نزڵگای دڵــــه‌ن قه‌درش بزانه‌

ئانه‌ مـــه‌زاروو مــــــه‌ڵڵا قه‌سیمیـــا

ئۆستــــادوو شه‌رعیو عێرفانوو دینیا

ادامه نوشته

عید فطر مبارک

 

بگذشت مه روزه ، عيد آمد وعيد آمد
بگذشت شب هجران معشوق پديد آمد

آن صبح چو صادق شد عذراي تو وامق شد
معشوق توعاشق شد شيخ تو مريد آمد

شد جنگ ونظر آمد شد زهر و شکر آمد
شد سنگ وگهر آمد شد قفل و کليد آمد

جان ازتن آلوده هم پاک به پاکي رفت
هرچند چو خورشيدي برپاک و پليد آمد

ازلذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نيز چو واقف شد او نيز دويد آمد

بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد

باغ ازدي نامحرم سه ماه نمي زد دم
بر بوي بهارتو ازغيب رسيد آمد

مولانا

***


عید بر همه ی عاشقان مبارک باد


***


عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت..صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

این روز عزیز را به شما تبریک می‌گویم، امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید

صدای پای عید می آید .

دل بر سر دو راهی ِ آمدن عید رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکلیف است ...

نمی داند از آمدن آن شاد باشد یا از رفتن این محزون ؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش ِ یک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است.

عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست .

عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خویش دوباره متولد می شود.

رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو ؛با جانی تازه از آن سر بر می آورد .

عیدفطر؛ شادی برای رفتن رمضان نیست بلکه برای آمدن روز نو ،روزی نو و انسانی نو است .
بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد ..

اگر درعید فطر در نیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را درروح خود احساس نکنیم، عید فطر ؛ عید ما نیست ..

***

غزلی دل انگیز از صائب تبریزی پیشکش شماعاشق وصاحبدل:

افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت

شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

تا آتش ِجوع رمضان چهره بر افروخت
از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

چو اشک غیوران ز سراپرده مژگان
دیرآمد و زود از نظرآن جان ِجهان رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت


هرمزگان؛ اولين شعر مكتوبِ هورامي     -  عادل محمد پور

ملك‌الشعراي بهار مي‌نويسد: «متني چند بيتي ده هجايي مربوط به دهه‌ي دوم هجري در نزديكي شهر سليماني كُردستان عراق(غار هزار مَرد) توسط جواني انگليسي كشف شده كه متعلق به اوايل هجوم عرب به ايران است و از جمله اشعار ايراني هجايي محسوب مي شود... اين اشعار به خط پهلوي و بر پوست آهو نوشته شده و در روزنامه شرق منتشر گرديد ولي اينجانب نسخه آن را از استاد دانشمند آقاي دكتر سعيد كردستاني به دست آورد... وزن آن در هر بيت داراي ده سيلاب(هجا) مي باشد و بعد از پنج هجا وقف يا سكوني دارد ... اين وزن در ميان كُردان متداول است و شعراي نامي مانند (صيدي) و (ملا پريشان) و (احمد بَگ كوماسي) و... همچنين شعرا و اساتيد امروزي كُردستان همه اشعار و سروده ها و غزل هاي خود را به همين وزن ده هجايي سروده و مي سرايند... قطعه كُردي(هرمزگان) به زبان قديم اوراماني گفته شده است و در نزد فضلا و دانشمندان كُردستان مورد اهميت و طرف توجه است.

اين اشعار هم داراي قافيه است ولي به طرز مزدوج يعني(مثنوي) كه هر دو بيت يا به اصطلاح امروز هر دو مصراع صاحب يك نوع قافيه است و تمام اشعاري كه اكراد به اين وزن گفته اند همين طور است... به هر صورت اگر كسي چنين قطعه اي در اين تازگي ها جعل نكرده باشد و قول مكتشف آن راست باشد-كه دليلي هم بر كذب بودن او در دست نداريم- بايد گفت كه اين شعر قديمي‌ترين شعر كُردي و يكي از نفايس اشعار هجايي شعبه ايي از شعب زبان ايراني است و از وزن معتدل و متناسب و آهنگ دلنشين و لطيف آن كه هر شنونده را مجذوب ترجيعات و حسن ابتدا .

حسن ختام آن مي سازد بعيد نيست كه در مدت سيزده قرن كه از سرودن آن مي‌گذرد هنوز مثل آن است كه تازه گفته شده و از قوت تحفظ نژاد كُرد بايد ممنون بود كه در اين مدت دراز نگذاشته است اين وزن و شيوه شيوا از ميان برو و مانند ساير ايرانيان به كلي مفتون اوزان تازه و اختراعي قرون آينده شوند.»[1] 

«رشيد ياسمي» هم به تأسي از متن بهار تتبعي در آن كرده اند در مورد اصالت اين شعر ديدگاه مثبت خود را ارايه كرده است و معتقد است اين شعر در شكايت از حمله عرب و برافتادن آيين قديم و انعكاس تأثرات مردم كردستان شمرده مي‌شود[2].

 «علاءالدين سجادي» اين متن را در كتاب خود آورده و ديدگاه‌هاي استادان پيشين را در مورد قدمت شعر و تدقيق در آن تاييد كرده است[3].

«دكتر جمال رشيد احمد» به اين شعر اشاراتي دارد و معتقد است كه بسياري از نويسندگان و زبان شناسان اين متن را در آثار خود آورده براي نمونه مورخ و اتنوگراف روسي«ولچفسكي» مي گويد اين منظومه در دهه‌هاي اول قرن بيستم در سليمانيه كشف شده است. و «رودنكو» هم اين منظومه را به زبان روسي برگردانده است[4]. با بررسي از اين اسناد و نظرات مي‌توان به اهميت اين متن به عنوان خاستگاه اولين شعر مكتوب كُردي هورامي پي برد[5].

متن هرمزگان:

 هورمزگان رمان، ئاتران کوژان  

 آتشکده‌ها ویران، آتش‌ها خاموش

وێشان شاردەوە، گەورە گاوران    

خود را پنهان کردند بزرگ بزرگان(موبدان)

زۆرکاری ئارەب، کەردنە خاپوور      

زورمداران عرب، ویران کردند  

گنای پاڵەیی، هەتا شارەزوور       

از روستای پاله تا شهرزور

شەن و کەنیکان وە دیل بەشینا                     

زنان و دختران را به اسارت بردند

مێرد ئازا تلێی وە ڕووی هوونینا       

مردان غیرتمند در میان خون می غلتیدند

رەوشت زەردەشترە، مانۆوە بێ کەس           

آیین زردشت بی یاور ماند

بەزیکا نەیکا، هورمز وە هیچ کەس [6]

هرمزد به كسي رحم نورزيد 

ويژگي هاي زباني، ادبي و محتوايي اين شعر:

1- سادگي و صميميت در ساخت و صورت(سواي كهنگي) و دلالت معنايي(فصاحت وبلاغت).

2- صيانت و تحفُّظ از عنصر زباني نغمه(كركهintensite، تكيهAccent) و كيفيت زنگ و شدت صوت در شيوه شيوايِ شعر ضربي/هجايي كه (گاتاها) اوستا آغاز و در متون پهلوي جريان يافته و بعد از اسلام در متون هرمُزگان و دوره‌هاي بعد ادامه پيدا كرده است.

3- برجستگي قافيه(كوژان/گَوران- خاپور/شاره زور- بشينا/هونينا و...) براي بيان احساس دروني و دلالت پيام كه ويژگي خاص شعر قبل از اسلام ايرانيان بوده و مأخوذ از شعر عربي نيست.

4- شكل اين شعر مثنوي است و همين قالب بعدها خاستگاهي شده براي سرودن شعر هورامي كه فرمي اصيل بوده و حتي اعراب بعدها از اين قالب براي سرايش شعر خود استفاده كردهاند. چنان‌كه مي‌دانيم اين فرم بيشتر براي بيان فضاي روايي شعر و بسط مفاهيم به كار برده مي‌شود. بيشتر متون شعر هورامي با چنين فضا و قالبي سروده شده است.

5-ساختار بسياري از واژه ها و تركيبات اين شعر صبغه‌ي كهن و باستاني خود است مانند:

هرمُزگان(آتشكده ها). ئاتران، Atiranتش ها، در اوستا: آتَر، Ater و آتَرْش، Aterş در پهلوي: آتُر، Atur و آتَخْش، Atexş در هورامي: آوير، Awîr ، ئير، êr، سوراني: آور، Awir). گونا(گُند، گوند، Gund: آبادي، گُندي شاپور). شه‌ن، (ژن،  Jenزن). هون، Hûn ، هورامي: ون، Win سوراني خوين، Xiwên فارسي خون، Xûn و...

6- تُن كلام با بياني گيرا، معترض و حماسي بيان شده، مي‌تواند مبين احساسات في البداهه گوينده در برابر پديده آن هنگام يعني حمله اعراب به منطقه كُردستان باشد.

 


1- بهار، سبك‌شناسي شعر/ 39-44

2- ياسمي/119

3- سجادي/13-129

4- جمال رشيد/ 516 و ...

5- محمدپور« اصالت شعر هورمزگان»/ 129/128 تا 125

6- ياسمي / 120  

منبع :http://peyliway.blogfa.com/

 

 روستای دركي (ده‌ره‌وکیێ)

دركي نام  روستاي سرسبز و زيباي كوهستاني مي‌باشد كه در فاصله   35 كيلومتري سروآباد و در نقطه صفر مرزی با عراق قرار گرفته  جاده دسترسي به اين تفرجگاه آسفالت بوده و مسير آن به عنوان ورود به منطقه اصلي اورامان از اهميت خاصي برخوردار است در فصل بهار به علت روحيه شاد مردم منطقه، گروه‌هاي موسيقي و رقص كردي بسياري به صورت خودجوش در اين مكان برنامه اجرا مي‌نمايند كه ديدن آن در كنار مردمي كه در دامن طبيعت زيبا لباس‌هاي محلي زيبا پوشيده‌اند خالي از لطف نيست بازديد از اين منطقه در برنامة تمامي تورهاي استان گنجانده شده است (به نقل از سازمان گردشگری استان کردستان).

طبیعت زیبا و بکر ، مردمانی خونگرم ومهمان نواز،بافت سنگی معماری روستا،کوههای سربه فلک کشیده ،وجود گیاهان خوراکی و بعضا دارویی، زیارتگاهها ،پذیرایی از گردشگران با غذای سنتی همه و همه باعث شده اند که در تمام فصول سال گردشگران به این منطقه روی آورند.

منبع : http://www.daraky.blogfa.com/

طبیعت پاوه - پارک کویمه کال

در گذر پلكان پالنگان

  می‌گفتند روستای پالنگان شبیه ماسوله است و ما گمان می‌کردیم باید شباهتی هم با دیگر روستاهای پلکانی کردستان داشته باشد؛ روستاهایی با خانه‌هایی ساخته شده از سنگ‌های ریز و درشت در شیب‌های تند دره‌ها، که قدمتشان را تنها بر چند دیوار و پلکان می‌توان دید.

اما به‌راستی پالنگان دیگرگونه بود و ناباورانه تا هنوز روایتگر تاریخ و گذشته. خانه‌های سنگی نه فقط پابرجا، که زنده بودند و بوی نان و قلیان در هر یک بهانه‌ای بود برای دمی مهمان دلهایشان شدن. خانه‌های یکدست و همسان، با دیوارهای سنگی، حتا درها و پنجره‌ها هنوز آبی بودند و پایداری این آبی‌های لاجوردی روایتگر تاریخی چند صد ساله.  

*  *  *

در کوهپایه‌های کوه شاهو، ۵۵ کیلومتری شهر کامیاران، در انتهای دره تنگیور رودخانه‌ای است که به رود سیروان می‌ریزد و در دوطرف همین رود است که روستای زیبای پالنگان با معماری خشک چین قدیم، همه یادگاران گذشته را هنوز در خود حفظ کرده و با چراغی روشن پذیرای مسافران دور و نزدیک است. 

بقایای چند خانه پراکنده در دامنه روبرو، اولین چیزی است که از آخرین پیچ جاده دیده می‌شود و مسافرهنوز نمی‌داند در انتهای دره تا کجا قدم به دل تاریخ خواهد گذاشت. اما همین‌که از کوچه‌های پلکانی روستا پایین می‌روی، نه فقط معماری زیبای روستا و خانه‌های سنگی، که حفظ این معماری سنتی، یکدستی این آبادی و عدم وجود خانه‌های نوساز که در آن میان ساز مخالف بزنند حیرانت می‌کند. می‌توانی چشمانت را ببندی و شلوغی کوچه‌ها و صدای سم اسب‌ها و لباس‌های رنگارنگ زنان را در کوچه‌ها در پی کودکان شاد روستا ببینی. امروز در این روستا تنها بوی رنگ چند پنجره آبی، تازه است.

با شادمانی از این همه ماندگاری در کوچه‌های پلکانی پایین می‌روی و پای صحبت دلنشین و گویش زیبای هورامی مردمی می‌نشینی تا از رونق گذشته‌های دور بگویند، تا فراموشی دهها سال قبل و جاذبه گردشگری امروز و رونق دوباره.

*  *  *

در گذشته نه خیلی دور بیش از ۲۵۰۰ خانواده در روستا زندگی می‌کردند. شغل بیشترشان دامداری بوده و برای یافتن چراگاه‌ها به ارتفاعات کوهستان "شاهو" کوچ می‌کردند و در منزلگاه‌هایی در مسیر، از اسفند تا شهریور هر سال سکونت داشتند. این منزلگاه ها در زبان هورامی، "هوار" نام دارند. در این منطقه در گذشته بیش از ۵۰ هوار وجود داشته است. هوارهایی چون هوار هوزیبان، هانیه، شیخ‌عزیز، شیلانان، ککب  که به جز دو هوار اول، بقیه امروز کمتر استفاده می‌شوند. در این منزلگاه‌ها با توجه به محل قرارگیری و امکانات موجود با سنگ و چوب و گل، خانه می‌ساختند و از آب برف و چشمه‌های کوهستان استفاده می‌کردند.

امروز اما بیشتر خانواده‌ها به کامیاران و دیگر شهرهای اطراف کوچ کرده‌اند و در خود روستا حدود ۱۰۰۰ نفر،  در ۱۹۰ خانوار٬ ساکن هستند. برخی از آنها در کنار شغل دامداری پس از تاسیس شیلات در شهر کامیاران  به پرورش ماهی روی آورده‌اند و برخی دیگر در شهرهای بزرگ به بنایی و معماری مشغولند. گلیم‌بافی و قالی‌بافی در میان زنان روستا در گذشته‌ای نه چندان دور رواج داشته که امروز تقریبا از بین رفته و زنان روستا دوشادوش مردانشان و در بیرون از خانه مشغول پرورش دام هستند. 

زندگی در روستایی پلکانی به این سادگی‌ها هم نیست. آن هم روستایی که تنها از یک سمت به جاده دسترسی دارد و ساکنان سمت مقابل باید برای جابجایی مایحتاج روزانه مسیر بیشتری را طی کنند. به گفته مردم، ماشین‌های میوه و مواد غذایی و نفت و کپسول گاز تا انتهای جاده که ابتدای روستاست می‌آیند و مردم ساکن در سمت مقابل که همان بخش قدیم روستاست برای آوردن مایحتاج خود شخصا یا به کمک الاغ و قاطر بار را به سمت دیگر حمل می‌کنند. سوخت روستا نفت و گاز است و تعدادی از خانوادهها برای سوخت مورد نیاز زمستان خود از ارتفاعات هیزم می‌آورند. 

مردم روستا همچون خانه‌هایشان محکم و مقاوم در برابر سختی‌های بی‌شمار زندگی ایستاده‌اند. این منطقه قحطی و جنگ را پشت سر گذاشته است.  در آن زمان مردم از بلوط برای درست کردن نان استفاده می‌کرده‌اند. 

خانه‌های بخش قدیم روستا پس از مهاجرت ساکنین رو به تخریب دارند و به دلایل زیاد امکان بازسازی آنها وجود ندارد و این بیماری ایست که اگر درمان نشود رفته رفته به خانه‌های دیگر هم سرایت می‌کند.

به گفته اهالی، حضور مسافران و گردشگران از راه‌های دور و نزدیک درسال‌های اخیر و پس از معرفی رسانه‌ای روستا و همچنین تاسیس شیلات، رونق دوباره‌ای به روستا بخشیده است. در روزهای تعطیل منطقه پر است از خانواده‌هایی که نه فقط برای دیدن روستا که برای گذران چند ساعتی در کنار رودخانه و آبشار و شیلات به دیدن روستا آمده‌اند. اما در این روستا نه خبری از فروش صنایع دستی هست و نه حتی فروش کارت‌پستال و یا خوراکی‌های سنتی و نه حتی خبری از قهوه‌خانه ای محلی، آنگونه که در روستاهای توریستی کشور همچون ماسوله و ابیانه شاهدش هستیم. 

جاذبه‌های گردشگری روستا کم نیست از کوچ بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا و مراسم سنتی عشایر کرد مانند اجرای موسیقی محلی چپله (آهنگ‌هایی بدون ریتم مشخص و همراه با کف زدن) و سیاچمانه (به معنی سیاه چشمان، نوعی نغمه عاشقانه)، مراسم مذهبی، عروسی، شب یلدا تا اسب سواری و بازی‌های محلی در پاییز و زمستان مانند گرزبازی، قل‌قلان (بازی خروس جنگی) که هر کدام در صورت حفظ و گسترش می‌توانند نقشی پررنگی در افزایش گردشگران و رونق اقتصادی روستا داشته باشند. اما هیچ‌کدام از این‌ها تا به امروز چیزی از مشکلات و فقرمردم منطقه نکاسته است. ساکنین مهربان روستا در مواجهه با مسافران، خودآموخته  و به رسم مهمان‌نوازی، تنها میزبانانی هستند با دل و سفره‌ای گشاده که با لطفی بی‌دریغ به چای گرم و نان محلی در خانه‌هایشان مهمانت می‌کنند و تو مست این همه محبت بی‌انتظار تنها لبخند و تشکری ساده ازخود بجا می‌گذاری. 

گزارش تصویری این صفحه ثبت خاطره‌ای است از سفر به روستای پالنگان و دیدار از زیبایی‌هایش.

گلریز فرمانی    13ژوئن ۲۰۱۲ - ۲۴ خرداد ۱۳۹۱


خبرگزاري جديد آنلاين،فيلمي در اين باره

وبلاگ گلريز فرماني با عكس هاي در اين باره(لطفا همين جا كليك كنيد)

منبع : http://palngan.blogfa.com/

رمضان مبارک

ماه رمضان آمد و تمرین صبوری        هنگام دعای سحر و رزق سحوری

    برخیــز کــه از قافلــه راز نمانیــم       حیفست نیابیم در این جمع حضوری


صبر و فروتنی، خویشتنداری و تعمق در سرشت پاک انسانی، یاری رسانی به مستمندان و همدردی با آسیب دیدگان که از دیدگاه مسلمانان پیام این ماه مبارک است، طنینی است از ارزشهای مشترکی که مجموعه بزرگ انسانی را با همه تنوع ها و گوناگونی هایش به هم پیوند می زند.

رمضان مبارک