باستان زدگی و مطلبی در باب خاستگاه زبان هورامی
اخیراً مطلبی را در تارنمای دانشنامه ی هورامان مطالعه نمودم که به هویت تاریخی زبان هورامی و جستجوی این زبان به دنبال این هویت، پرداخته بود. مطلب مزبور، ذیل عنوان «زبان هورامی به دنبال هویت دیرین» از جناب آقای کوروش امینی (لینک مقاله ی مزبور ذیلاً قید شده است)، محتوای خوب و تأمل برانگیزی داشت امّا مع الاسف، به سبک بسیاری از نوشتارهای دیگر در باب زبان ها و گویش های ایرانی، شاهد برخی اشتباهات علمی (زبان شناختی) هستیم که کلیّت نوشتار را تحت الشاع قرار داده و استنتاجات آن را از اعتبار ساقط می سازد.
معضل باستان زدگی
ریشه ی این اشتباه، که متأسفانه در بسیاری از مقالات در باب زبان ها و گویش های محلّی ایرانی شاهد آن هستیم، در مقوله ای نهفته است که نگارنده ی مطلب ترجیحاً آن را «باستان زدگی» می نامند. پس از ورود مدرنیسم و ظهور مصادیق مدرنیته در کشورمان ایرانیان نیز مانند هر قوم دیگری با مفهوم مدرنِ «ملیّت» و «ناسیونالیسم» آشنا شدند. این مفهوم که تدریجاً در اروپای پسارونسانسی شکل گرفته بود، معمولاً جایگزین مفهوم «امّت» می شد. بدین ترتیب که دیگر مذهب و دین نبود که حرف اوّل را در تعیین هویت اقوام می زد، بلکه مفهوم نوینی به نام «ملیت» جایگزین امّت می گردد. در این جاست که شاهدیم اروپایی هایی که قرن ها ذیل عنوان «امّت مسیحی» جهاد صلیبی نموده و بر مسلمانان می تاختند، در قرون آغازین و در جریان مدرنیسم تحت عنوان ناسیونالیسم و ملّی گرایی خانمانسوزترین جنگ ها را در مصاف با یکدیگر تجربه نمودند (جنگ های متعدد در قرن نوزدهم میان دول اروپایی و جنگ های اول و دوم بین الملل همگی بر اساس مرزبندی های ملّی و قومی بود؛ برخلاف جنگ های قبلی من جمله جنگ های سی ساله یا جنگ های صلیبی که با اهداف دینی و مذهبی صورت می پذیرفت).