
شکی نیست تفاوت در زبان تفاوت در آواها و نشانه ها نیست بلکه در جهان بینی ها و رهیافت هاست . زبان وسیله ایست برای انتقال مفاهیم و اندیشه ها میباشد که مجموعه واکنشهای منطقیبین چشم وذهن برای بیان ماهیت مادی و انتزاعی مفاهیم میباشد. نحوه تن صدا و واژه گان بکار رفته در ساختار یک جمله که از زبان یک شخص جاری میشود اطلاعات جغرافیایی اجتماعی هنگفتی راجع به زبان آن منطقه به ما میدهد.
(زباناز بارزترین و روشن ترین عناصریست که هویت انسان دانشمند را روشن ساخته و به عنوان نیرویی بودهکه فرهنگ های مختلف را از هم متمایز کرده است. دیرینه شناسان پیدایش زبان را همراه با پیدایش اولین ابزارهای دست انسان می دانند . به نظر تحولیون راست ایستادن انسان بنا بر قوانین فیزیکی طبیعت از جمله قانون کشش متقابل اجسام این امتیاز را به همراه داشت که صورت کوتاه تر و استخوان فک پایین از لحاظ حجم و شکل ماهیچه ها ظریف تر گردد و در نتیجه شکل اندام هایی چون , لب ها , زبان, سقف دهان,حلق حنجره, برای آواها و تلفظ واج ها متناسب گردد.(روح الامینی: 1382 ص 81)مورخان نیز شکل گیری و توسعه زبانها را با پیدایش انسان اندیشمند حدود 30تا 35هزار سال پیش از میلاد همراه می دانند . دیرینه شناسان معتقدند که شالوده و ساخت اساس زبان در عصر فلزات یعنی عصری که آدمی پا به عرصه اختراعات گذاشتبنیان نهاده شد .(روح الامینی:1382ص 83)
(پروفسور لرخ) زبان شناس بزرگ روس جدایی زبان کردی از زبان فارسی را غیر قابل انکار می داند و دال بر علل را این میداند که کردها در زمان های بسیار قدیم از سایر قبایل بصورت جداگانه جدا زندگی می کرده اند. لرخ این موضوع را به موجب ویژگی فونتیک و دستور زبان کردی اثبات می کند. او هم چنین می گوید تا وقتی که زبان کردی و گویشهای آن در همه مناطق را مورد بررسی قرار ندهیم نباید آن را در مقابل زبان پارسی وزبانهای دیگر قرار دهیم.(قناتی کردو:1379ص 101)
(مكنزي) خاور شناس برجسته اروپايي كتابي را به عنوان (دياكلتيك اورامان لهون ) چندین سال پیش در زمينه گويش اورامي نوشته و تدوين كرده است.ویمعتقد است اين گويش به صورت زباني جداگانهاز زبان كردی است و آنرا داراي ساختار و دستور جداگانه اي از زبان كردي مي داند. كه به نظر اينجانب كه نگارنده نوشتهموجود هستم سخنایشان را تا حدودی غیر منطقی نمی دانم و آن راتایید مینمایم .چراکهزماني يك شيوه سخن گفتن را لهجه و گويش بايد دانست که ساير لهجه و گويش ها آن را بفهمند و قدرت تشخیص واژه گان آن را داشته باشند . در حاليكه اگر يك فرد كلهريا سوراني يا كرمانجبه اورامان وارد شود كلمات بسيار نا چيزي از اين زبان استخراج مي كند. آیا منطقیست که نحوه حرف زدن یک فرد جاف زبان وکرمانشاهی زبان را لهجه ای از زبان کردی بدانیمودر کناراین دوشیوه صحبت کردن یک فرد اورامی زبان را که بسیاری از کلمات آن پیچیده میباشند را نیز لهجه ای از زبان کردیقرار دهیم . بايد به خاطر سپرد كه اين زبان يا گويش به علت وجود كلمات زياد آن كه در كتاب اوستا جدا از ساير زبانها استفاده شده وهمچنینساختارخود زبان اوستا كه به شيوه اي نزديك به اين زبان نگاشته شده است اين نظریه را قوت مي بخشد كه اورامي همان زباناوستای زرتشت بوده باشد .(از سری علل هایي كه زبان اورامي را دست نخورده باقي گذاشته است اين بوده كه اولا اين منطقه به علت صعب العبور بودن و عدم وجود اقتصاد غني مردمانش مورد تجاوز قرار نگرفته است و همان شكل کهن خود را حفظ كرده است که واژه گان نیز از این مهم استثنا نبوده اند. ثانیا سابقهیکجانشينی آنان به صده هاي پيش از ميلاد مي رسد که این قضیه باعث شده تا زبان و گويششان با زبان سایر ملل قاطي نشود.(ايوب رستم : 2008ص 118)
عده اي گويش زبان اورامي را به عنوان كهن ترين گویشهای زبان کردیمي دانند.(ايوب رستم : 2008ص 117)
و عده ای دیگر از زبان شناسان شيوه زبان اورامي را مادر زبانهاي آرياييهندوستان, ايران, و ميراث دين زرتشت و ميترايي ميدانند.(ايوب رستم :2008 ص 11)
برخي ديگر از زبان شناسان معتقدند كه اورامي مادر زبانهای ایرانیمي باشد .(ولد بيگي : 1387ص48 )
نكته اي كه قابل توجه است اين است كه در اورامان خاصتا اورامان لهون مردماني (جاف) زبان كه از ديگر شاخه هاي زبان كردي اند با اورامنان زندگي مي كنند و اورامنان به زبان آنان مي تواند حرف بزند. اما جاف زبانان نمي توانند و كلمات را هم كنجكاوانه مي فهمند. (ولد بيگي :1387 ص 47)
قبل از اینکه نظر شما گرامیان را به کلمات مشترک اوستایی و اورامی جلب کنم یک جمله بسیار مهم را که در اوستای زرتشت بشیوه اورامی کهن سروده شده و جمله ای نیایشی در همه ادیانگذشته تا به امروز بوده را خدمتتان ارائه میدهم :
اوستایی= آخشتیم وتیم یرهمید(کیخسرو:1380ص60)
اورامی=آشتیوشیمورهمی
پارسی=آشتیخوشمازشمی آید
ترکی = بارشماخایستیرانانگلر
ساختار کلمات بالا را در هرسه زباناگر با هم مقایسه نمایید پی به اصالت دار بودن و ریشه دار بودن زبان اورامی و هویت کسانی که با آن تکلم میکنند می بریم . چرا که نزدیکی بسیار موزونی بین ساختار حروف و کلمات آن شاهد هستیم . ساختار این جمله در(ترکی )بسیار دور تر از سه زبان بالا میباشد
كلمات مشترك پهلوی __ اوستایی که در اورامی امروز محاوره میشوند در زير به عنوان مثال آمده است:
|
كلمه در اوستا وپهلوی
|
كلمه در ساخت اورامي
|
كلمه در پارسي
امروز
|
|
1-نمه
2-يو
3-هنگ
4-کامچه
5-باژ
6-اور
7-ماونگه
8-پیس
9-ورس
10خاترمچه
11-اورثا
12-دوا
13-ذل
14-یه ره
15-می
16-یه تیم
17-گوزنی
18-مزگه
19-تریته
20-وای
21-مژگ
22-مروشنا
23-دروند
24-واوه
25-بره
26-ژوژک
27-فریشتا
28-نیمروچ
29-نتوپدی
30-ائشم
31-بگا
32-مخشي
33-ورفا
34-شن
35-مانووه
36-ماسيا
37-خور
38-برزدا
39-ورهرام
40-سروش
|
نما
يه وه
هه نگ
کناچی
واچه
ئه ور
مانگه
پیس
وه ریسه
خاطرجم
هورزا
دیو
زیل
وه ره
مه ی
وه شیم
وه زه ن
مزگی
تاته
وا
مه ژگ
رژنای
درون
یاو
به ره
ژوژو
فریشتی
نیمه رو
نه توپدی
ائش
به گا
مه شی
وه ره
ژه ن
مانووه
ماساوي
وه ر
به رزا
وارام
کروشل
|
نماز
جو
زنبورعسل
بانو(باکره
گفتن
ابر
ماه
جذامی(کثیف
طناب
خاطر جمع
بلند شده
دیو
دل
از او(آن)
می آید
دوست داشتن
آبشار
مسجد
پدر
باد
مغز(فکر)
ویران کردن
دروغ
تب
بردن
جوجه تیغی
فرشته
ظهر
فنا شدن
رنج - غضب
خان
مگس
بخور
زن
ماندن
ماهي
خورشيد
بلندي
بهرام
خروس
|
در اورامان كلماتي هنوز استعمال مي شوند كهنتيجه مبادله فرهنگی بوده کهگذشته گانبا ساير ملل داشته اند و هنوز هم پس از هزاران سال از مرگ آن تمدنهاپا بر جا هستند. مثلا در زبان بابلي به كلمه تنگ (تسك) مي گفته اند و در اورامان كلمه اخیر را همراه با (تون) بكار مي برند كه معني تنگ را مي دهد. همچنين واژه (قوخ)كه بر گرفته از دوره آشوري است در آنجا به همين معني (شفتالو) به كار برده مي شود.کلمه (ئازا)به معنی زرنگ میباشد که کلمه ای مادی بوده وهنوز در اورامان محاوره میشود.اسم های مهمی چون( لهراسب )صورت تغییرشان (لر + اسپ ) بوده که بمعنی دارنده اسب ضعیف بوده است
توضیح واژه گان جدول:
واژه(نمی )این واژه بیانگر اساسی ترین مراسم هر آیینیست که در زبان اورامی با همان شیوه کهن خود پا برجای بوده است(کیخسرو:1380ص98)
واژه(کامچه) (کیخسرو:1380ص98)
واژه(باژ) (دوستخواه :1371ص933)
واژه(ماونگه) (دوستخواه:1371ص957)
واژه(پیس)این واژه در قدیم خاص بیماران جذامی و عفونی بوده امروز به معنی کثبف و نامرتب به کار برده میشود(دوستخواه:1371ص960)
واژه (ورس) (دوستخواه:1371ص1072)
واژه(ذیل)در نودشه همین واژه استعمال میشود
واژه (وه ره)دوتا حرف (ی) و (واو) در برخی اوقات با همدیگر تعویض شده اند مثلا: (یه ره)به (وه ره)تبدیل شده
واژه(یتم )بمرور زمان به (وه تیم) وبعد به (یه شیم) و در آخرین مرحله به کلمه (وه شیم)تغییر حالت داده است
واژه (گوزن)در شهر نوسود و اطراف آن هنوز استعمال میشود.
واژه (مزدگه)در گلستان سعدی نیز با عنوان (مزگت) آمده است
واژه (ائشمه)(دوستخواه:1371ص975)
واژه (برز)در طول تاریخ زبان اوستایی و پهلوی بسیار مهم بوده و در پس وندها و پیش وند ها کاربرد داشته است . آتشکدهمهمی چون آتشکده آذر برزین- در ارومیه دارای همین پسوند استبه معنای آتشکده برگزیده و بلند پایه استعمال شده است . کلمه (برز)به معنی بلند و شكوه مي باشد. كلمه (برديا) پسر كوروش همان (برزيا) بوده است كه به مرور زمان به برديا تبديل شده است یعنی فرد بلند مرتبه. همچنين كلمه (البرز) صورت اولیه اش (هر + برز )بوده و در اوستا بمعنی بلندی های سرسبز میباشد
واژه(ورهرام)این کلمه به (وارام) تبدیل ودر مرحله بعدی به (بهرام)تغییر حالت داده که هنوز هم در نودشه پابرجاست ویک مکان قدیمی در این شهر وجود دارد که معروف به(وارام گور) میباشد که همان بهرام گور است
واژه شماره (سروش) اسمیسیت بسیار قدیمی که برای آریایی ها پیام آور شادی و صبح امید ایرانیان به شمار می آمده و به مرور زمان و احتمالا گذراندن این صورتها یعنی( س + روش) در گام بعدی (خ + روش) در گام بعدتر( کر+ وش ). ونهایتا به (کروش + ل )تبدیل شده است
..................................................
منابع:
1_اوستا / تالیف جلیل دوستخواه _ مروارید:تهران 1371
2_ زرتشت پیامبری که از نو باید شناخت/ تالیف شاهرخ کیخسروی _ انتشارات جامی :تهران 13803_نگاهي به جاذبه هاي گردشگري اورامان/ برهان ولد بيگي- تهران:1387
4_ تاريخ زبان كردي(اورامي)/ محمد امين اوراماني . بغداد: انتشارات روشنفكري كرد دانشگاه صلاح الدين:1940
5_ گرد شهر با چراغ در مباني انسانشناسي/محمود روح الامینی-عطار.1382
6_هه ورامان(10)/ ايوب رستم- انتشارات هه ورامان-2008.
7_ مقدمه اي بر كرد شناسي در اروپا/ پروفسور قناتي كردو.تهران-انتشارات آتیه.1379
8_هه ورامان (10)/ ايوب رستم- انتشارات هه ورامان-2008.
منبع :http://takana.blogfa.com/post/293