علل وعوامل بوجود آورنده معضلات فرهنگي،ديني واجتماعي درمنطقه هورامان

علل وعوامل زيادي درپيدايش اين معضلات دخيل هستند كه به اختصاربه چندعامل اشاره مي گردد:

 1- عدم علاقه به مسائل ديني وكم رنگ شدن اعتقادات مذهبي

مردم بلاخص جوانان علاقه اي به مسائل ديني نشان نمي دهند. درجامعه اي مانند اورامانات كه روزگاري مهدعلوم اسلامي و دارالعلم بوده وازنظر فرهنگ ديني سرآمد ديگر مناطق كردستان بوده است، اكنون برخي از جوانان از اصل خود دور افتاده اند اعتقادات مذهبي در بين آنان كمرنگ شده وبه مسئله دين بسيار بي اهميت نگريسته و پايبند به مسائل اخلاقي نيستند.

2-كم شدن فعاليت بزرگان جامعه و مبلغين مذهبي

مراكز فرهنگي و مذهبي مانند مساجد و تكايا از دير باز محل شكل گيري تفكرات وفعاليت هاي اجتماعي بوده اند، امروزه اين مراكز در ركودي نسبي فرورفته و فعاليت چشمگيري از آنان ديده   نمي شود.مبلغين ديني انگيزه اي در راهنمايي ورهبريت مردم ندارند.اگر هم افرادي خير خواه درجامعه باشند كمتر گوش شنوايي براي استماع نصايح آنان وجود دارد. بنابراين يكي از دلايل معضلات فرهنگي عدم فعاليت مستمر رهبران مذهبي(ماموسايان وشيوخ طريقت)وبزرگان جامعه مي باشد.

3-اشاعه گسترده رسانه هاي بيگانه    

وسايل ارتباط جمعي ودسترسي آسان به رسانه هاي خارجي ازجمله ماهواره ازعوامل بوجود آورنده وگسترش بي اخلاقي درجامعه مي باشد.امروزه درسراسر دنيا وبه تبع آن دراين منطقه ماهواره بصورت گسترده درخانواده هارخنه يافته وجزئي از زندگي روزمره شده است.اين رسانه ها اكثراَ متعلق به جوامع غربي مي باشند وجوامع غربي با اهداف ضديت با اسلام ومبارزه بر عليه تفكر وانديشه اسلامي وبا اسلحه ماهواره به جنگ ارزشهاي اسلامي واخلاقي آمده ودروهله اول به منحرف نمودن جوانان مي پردازد.جواني كه به آساني به فيلمهاي مبتذل ومستهجن كه از غرب به ارمغان مي گيرد  دسترسي دارد به يك لذت كذايي مي رسد واين لذت كذايي ودروغين چنان دررگ وريشه ي وي نفوذ مي كند كه اثري از فرهنگ واخلاق وحميت ومردانگي دراو نمي گذارد.

4- الگوبرداري از فرهنگ منحط غرب 

الگوهاي مردم ما درگذشته پيامبران الهي وبزرگان دين وصلحا وعرفا بودند.اما امروزه اين نوع الگو برداري درنزداكثر جوانان امروزي خنده داراست.اغلب جوانان ما با انواع مدل كه نوعي الگو برداري از غرب است خود را آراسته اند.جوامع غربي هرمقدار كه از نظر علم وصنعت به تكامل رسيده اند ،ازنظر اخلاق به پستي گرائيده اند.جوانان ما به جاي تقليد ازعلم وتكنيك غرب از بي اخلاقي وبي بند وباري ومدلهاي مبتذل آن الگو برداري كرده اند. غرب هيچگاه مايل نيست جوانان كشورهاي بالاخص اسلامي علم وصنعت ياد بگيرند وبه خودكفايي برسند. بلكه برنامه هايش براي كشورهاي شرقي واسلامي اشاعه فرهنگي است كه باب ميل خودش است. شما كردستان عراق رانگاه كنيد وبرنامه هاي امريكا را درآنجا ملاحظه نمائيد .البته اين يك بحث جدا ومفصلي است كه دراين مقال نمي گنجد.

5- اعتياد

يكي از بزرگترين معضلات جامعه ما اعتياد جوانان ماست.  20سال پيش دراين منطقه حتي يك نفر معتاد وجود نداشت اما اكنون درخيابانهاي پاوه به راحتي مواد مخدر خريد وفروش مي شود .البته اين معضل به اين منطقه اختصاص ندارد بلكه معضلي است كه تمام جامعه ايران واكثر نقاط جهان با آن درگير است. اما جاي تاسف است كه 20 سال پيش مردم هورامان اسم ترياك را بلد نبودند تلفظ كنند. هوراماني كه طبيعتش ،زيبائيش ، مردم بافرهنگش ، اذان مساجدش و... زبانزد بود چرا بايد با چنين سرعتي اعتياد درجامعه اش گسترش پيدا كند؟

6-بيكاري

يكي از بزرگترين عوامل انحطاط جوانان وبروزبزهكاري بالاخص دراين منطقه عامل بيكاري است.. هرگاه درجامعه اي بيكاري نباشد مردم همه به دنبال كار خود هستند وبه زندگي خود مي پردازند . لاجرم بزهكاري ، بي بند وباري ،لاقيدي وبي اخلاقي درجامعه بسيار كم است. جواناني كه بيكار باشند ومحلي كه آنان را به خود مشغول دارد وجود نداشته باشد چندان اميدي به آينده وزندگي ندارند وبه دنبال علافي وولگردي وبي بند وباري مي روند .شايد به جرات بتوان گفت بزرگترين عامل انحطاط فرهنگي ، بيكاري مي باشد.

 

راهکارهای مقابله با معضلات موجود

مقابله با فرهنگ بی ديني وانحطاط وابتذال  وهمچنين معضلات اجتماعي جامعه امري است بسيار پرهزينه ،خرج بردار وطاقت فرسا .اشتباه کردن آسان اما جبران اشتباه بسيار مشکل.درمقابل اين مسائل ومعضلات بايد ريشه اي عمل شود. ما بايد به جوانانمان بازگشت به خويشتن را يادآور شويم.چه بوده ايم وحال چه شده ايم گذشته ما چگونه بوده واسلاف ماچه کسانی بوده اند؟ درکنار اين قضيه اين راهکارها نيز ضروريست.

 

1-ايجاد اشتغال برای جوانان وريشه کن کردن معضل بيکاری

 اين مسئله دراعتلاي فرهنگ واقتصاد جامعه نقش بسزايي دارد. منطقه هورامان از نظر کشاورزي باتوجه به کمبود خاک وزمين کشاوزي درمحروميت بسر مي برد. نه کارخانه ای نه کارگاهی ونه يک مرکزتوليدی. اين امر باعث شده که جوان منطقه احساس امنيت نکند. اگرچه منطقه به يک منطقه فرهنگی مشهور است ودرصدافراد تحصيل کرده درآن نسبت به جاهاي ديگر بيشتراست ، اما مگر ادارات  ومراکز دولتی چقدر گنجايش دارند؟ تقريباً نيمی از جوانان در امورات دولتی به کار اشتغال دارند وغير از شهرستان پاوه در ديگر شهرستانهای همجوار نيز از جوانان تحصيلکرده اين منطقه درامورات دولتی واداری استفاده می شود. نيمی ديگر که بيکار هستند چه بايد بکنند؟  به نظر بنده اين معضل با همت دست اندرکاران منطقه رفع خواهد شد. من تعدادی از افراد متمول را می شناسم که خيلی ثروتمندهستند اما متاسفانه سرمايه خود را درخارج از شهرستان به کار می اندازند. آنها از اين می ترسند که اگر در منطقه خود سرمايه گذاری کنند اولاً همه مردم آنها را می شناسند واسرار سرمايه ای آنها فاش خواهد شد و توقع اقوام وآشنايان بالا خواهد رفت وثانياً سرمايه گذاری در منطقه برای آنها بازدهی خوبی نخواهد داشت. اما چه اشکال دارد که اگر يک مقدار از خودگذشتگی به خاطر سرزمين مادری خود داشته باشند. اين منطقه آب وهوای خوبی دارد مي توان درامر باغداري ،زنبور داري ،شيلات ، صنعت گردشگري، دامداری حرفه ای و... سرمايه گذاری خوبی کرد وطرحهای جالبی ارائه داد وفضای مناسب برای ايجاد اشتغال جوانان فراهم آورد.ديری نمي پايد اين ايده ها به بازدهی خواهند رسيد. هورامان دارای منابع آب فراوان است رودخانه سيروان با آن عظمتش هيچ نفعی به حال منطقه ندارد. اگر مسئولين ودست اندرکاران منطقه همت داشته باشندبا متقاعد کردن دولت می توان يکي از بزرگترين وپرآبترين سدهای ايران را ساخت .با اين کار همه جوانان بيکار به کار مشغول خواهند شد.ساخت سد سيروان تمام منطقه را متحول خواهد کرد. اين کار شدنی است اگر چه ايده ساخت سد به چنددهه قبل برمی گردد اما امروزه دولت آمادگی اين کار رادارد وتنها يک جو همت مديران ،مسئولين وبالاخص نماينده منطقه را می خواهد.

پاورقی :

نوشتن این مقاله بر می گردد به زمانی که هنوز سد داریان شروع به کار نکرده بود وتنها در حد یک ایده مطرح بود. البته با عنایت به راه افتادن این پروژه عظیم باید از حق نگذریم که تعداد زیادی از جوانان در اینجا بصورت کارگر مشغول به کار شده اند هرچند کمال مطلوب نیست و پس از اتمام این سد دیگر بار این کارگران به خیل بیکاران خواهند پیوست.

هورامان - شمس

افتخارهرقوم وملتی بسته به تاريخ،فرهنگ ومشاهير آن ملت است.اگرچه محدوده جغرافيايي هورامان اندک ودرميان کوههای سربه فلک کشيده شاهو، کوسالان وتخت محصورمی باشد ، اما تاريخ وفرهنگ هورامان درادوار مختلف به مانند کوههای سربه فلک کشيده اش پابرجا وسرافراز مانده است.صحبت از هورامان دروهله اول يادآور زبان ناب وفصيح آن است. زبانی که ازدوران باستان واز هنگامی که آريائيان پابه اين سرزمين نهادند تاکنون عليرغم تاخت وتازهاي اقوام بيگانه وتحول وتطور فراوانی که درفرهنگها وزبانهاي مختلف بوجود آمده است ، زره اي ازغناي آن نکاسته وهمچنان اصالت خود راحفظ وبه گفته زبان شناسان يکی ازمعدود زبانهايي است که زمان حال را به دوران گذشته پيوند می دهد. سند گوياي اين مدعا کتاب اوستاست .

تاريخ وتمدن اين منطقه برمی گرددبه استقرار قوم آريايي وحتی قبل از آن که درلابلاي کتب تاريخي به اين نکته پي خواهيم برد. ازنام هورامان گرفته که بنا به نوشته فرهنگ معين ازنام يکی ازسروده هاي زردشت دراوستا «گاتاها»گرفته شده است تا نام آريوبرزن درتنگه دربند دزلی دردوران آخر سلسله هخامنشی که تنها دليري بوددربرابر يورش اسکندر مقاومت کرد وضربات مهلکی بر سپاه غاصب وارد آورد.همچنين چرم نوشته هاي يافته شده در قريه پلنگان که تاريخ مجهول اشکانی را نمايان ساخت.وآداب ورسوم رايج دراين منطقه که تحقيقات تاريخ شناسان وجامعه شناسان حاکی از اين است که اين آداب ورسوم ازدهها قرن پيش تاکنون دراين منطقه باقی مانده است.

به ياري خداوند در آينده درمورد تاريخ هورامان وزبان هورامی وآداب ورسوم آن بيشترصحبت خواهد شد. 

 مشاهير هورامان:

هورامان درطول تاريخ منطقه ای عالم پرور بوده واشخاصی ازاين خطه برخاسته اند که تاثير گذاري فراوانی  درجامعه خودداشته اند. ازجمله اينها می توان به اين اشخاص اشاره کرد:

الف -  قدما :

 1- پيرشاليار هورامی 2-سيد عبيدالله کوسه هجيج 3 - سلطان اسحاق . اين سه نفر هريک دربرهه اي اززمان تاثير فراوانی برجامعه گذاشته اند. پيرشاليارمغی زردشتی بوده پيش از اسلام که زند اوستاي اوبه نام (مايفه تووپيرشالياري) مشهوراست. کوسه هجيج از سادات بزرگ وبرادر امام رضا بوده وحياتش مربوط به قرن دوم هجری ومزارش زيارتگاه مردم منطقه وحتی خارج ازمنطقه می باشد. سلطان اسحاق بنيان گذارمسلک اهل حق که درقرن هشتم هجری درروستای شيخان ازتوابع نوسود برکناررود سيروان درمحلی به نام پرديور به انتشارافکارخود پرداخته وکتابی به نام سرانجام ياپرديوری به زبان هورامی نوشته که درقالب شعربوده ومضمون آن اصول وفروع دين اهل حق می باشد.مزارش درکناررود سيروان بزرگترين زيارتگاه اهل حق می باشد و زيارت بارگاهش براي اهل حق به منزله حج اکبراست.

ب-سلاطين وبگ زاده ها :

 تاريخ سلاطين وبگ زاده هاي هورامان سراسر عزت وافتخاراست براي اين منطقه زيرا ازقرنها پيش سلاطين وبگ زاده ها اوضاع سياسي اين منطقه را به گونه اي رقم زدند که دائماًدرکانون توجه دولتمداران آن زمان ايران وعثمانی قرارداشتند. از جمله اين سلاطين مي توان به جعفرسلطان اشاره کرد. (شايان ذکر است ازدوران صفويه منطقه هورامان سلطان نشين بوده وسلطان لقبی است که درسلسله مراتب نظام حکومتی ايران دردوره صفويه پائيتر از خان.وبالاتراز بيگ  قرارداشت)

ج- علما :

1- ملا احمد نودشی (حاجی ماموسا) 2-ملا عبدالرحيم مولوی 3-ملا عبدالرحمان نودشي 4-شيخ عبدالله خرپانی 5- ملا عبدالله دشه اي 6- ملا عبدالکريم مدرس 7- ملا محمد زاهد ضيايي (حاجی ماموسا)  .برخی از علمای هورامان از بزرگترين علما ودانشمندان فقه اسلامی هستند که به عنوان مثال کتب  حاجی ماموسا ملا احمد نودشی دردانشگاه الاذهرمصر تدريس می شوند.

د- مشايخ :

مشايخ طريقت نقشبندی : 1- مولانا خالد شهرزوری (پايه گذارطريقت نقشبندی درکردستان)2- شيخ عثمان سراج الدين 3- شيخ عمر ضياالدين 4- شيخ علي حسام الدين 5--شيخ عثمان سراج الدين  ثانی . اين نکته حائز اهميت است که مشايخ هورامی طريقت نقشبندی  رهبران اين طريقت عظيم درسراسرجهان هستند که اين ازافتخارات بزرگ هورامان است

 مشايخ طريقت قادري:1-شمس العارفين شيخ محمدعزيزنجاري(پايه گذارطريقت قادري درهورامان) 2- شيخ محمد پاوه اي 3-  شيخ عبدالقادر نجاري 4- شيخ نصرادين خالصي

 ه-شعراء :

1- ملا عبدالرحيم مولوی2-ملا مصطفی بيسارانی 3- صيدي هورامی4- ميرزا عبدالقادرپاوه اي و...  ناگفته نماند زبان هورامی زبان شعروادب کردي تايک قرن اخير بوده وکليه شعرای کردبه زبان هورامی شعرسروده اندکه ازجمله می توان به خانای قبادی اشاره کرد.

((شمس))