ماموستا دكتر محمّد ناصر ضيايي"
نوشتۀ : عبدالسّتّار نقشبندي
اشاره: اين شرح حال، حاصل گفتگوي تلفني نگارنده است با استاد گرامي دكتر محمّدعادل ضيايي و روشن است كه از آسيبهاي شتابزدگي بركنار نمانده، كه ناگزير بودم آن را در زماني اندك ـ و بدون پيش روي داشتن هيچ منبع مكتوبي ـ بنويسم و اگر چنين نبود اين نوشته از لوني ديگر آمدي... .
به هر روي ناگزيرم خاطر خويشتن را بدين سخن تسلّي بخشم كه: « ما لا يُدرَكُ كلَّه، لا يُترَك كُلّه» و ميپندارم همين مَثَل مرا عذرآورندهاي نيكو خواهد گشت. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فاضل پرهيزكار "ماموستا دكتر محمّد ناصر ضيايي" در روز نهم دي ماه 1325 هجري شمسي در شهر پاوه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار او " استاد علامه حاج ملا محمّد زاهد ضيايي" فرزند علامۀ عارف "حاج ملا صلاحالدّين" ( نوۀ عارف واصل، حاج عوض) (1) در آن زمان از علماي مشهور و مفتيان برجستۀ منطقه به شمار ميرفت (2)؛ محمّد ناصر، قرآن و دروس مقدّماتي را در محضر والد خويش آموخت و همزمان به تحصيل در مدرسه پرداخت و پس از آن كه كلاس نهم نظام قديم را با موفقيّت پشت سر گذاشت، از مدرسه خارج شد و به تمامي، همّت خود را صرف ادامۀ تحصيل علوم ديني كرد و مدّت شش ماه نيز به "مرادآبادِ روانسر" رفت و در محضر "استاد شيخ محمّدسعيد نقشبندي" به تلمّذ پرداخت، سپس به پاوه بازگشت و پس از مدّتي تحصيلات خود را در محضر والد ماجدش با موفقيت به اتمام رساند و فارغالتّحصيل شد.
در يكي از سالهاي آغازين دهۀ پنجاه، در شهر پاوه جشن عمامهگذاري باشكوهي براي ماموستا ملا محمّدناصر برگزار شد و ماموستا، مفتخر به دريافت اجازهنامۀ علمي از والد مفضال خود و اخذ عمامه و عبا از دست « شيخ محمّدعثمان سراجالدّين نقشبندي» گشت، مدّتي پس از آن " شيخ محمّد عثمان سراجالدّين" در دارالإرشاد خويش" دورود" مجلسي ديگر براي ملا محمّد ناصر برگزار كرد. (3)
ملا محمّدناصر در سال 1351 شمسي در آزمون اخذ اجازۀ افتا و تدريس كه در آن زمان استادان بزرگوار "ماموستا ملا خالد مفتي" و "حاج سيّد محمّد شيخ الإسلام" (استاد دانشگاه تهران) متولّي برگزاري آن بودند، شركت كرد، حضور ذهن و احاطۀ او بر علوم اسلامي، اساتيد ممتحن را شگفتزده ساخت و اجازۀ افتا و تدريس به وي اعطا شد.
ماموستا ضيايي در سال 1354 به اشارۀ پدر بزرگوار خويش، رسماً امام جمعۀ پاوه شد و بر مسند والدش تكيه زد و در همان سال به دعوت تني چند از معلّمين دلسوز و به ويژه مرحوم آقاي محمّد عزيز صالحي به تدريس در مدارس پاوه پرداخت و همزمان تحصيلات جديد را ادامه داد و مدرك ديپلم را اخذ كرد.
دكتر ضيايي، در سال 1365 در آزمون ورود به دانشگاه شركت جست و رشتۀ زبان و ادبيات فارسي را برگزيد و مدّتي در دانشگاه زاهدان به تحصيل پرداخت و چون دو سال پس از آن(67 شمسي)، از برگزاري آزمون دكتري دانشكدۀ الهيات تهران مطّلع شد در آن آزمون شركت و با امتياز عالي مدرك دكتري الهيات دانشگاه تهران را دريافت كرد.
ملا محمّدناصر در سال 1383 بازنشسته شد اما تا واپسين روزهاي حيات خود، تدريس علوم ديني را فرو نگذاشت، استاد ضيايي، عالمي بود متواضع و متّقي و خاضع و فروتن، عمر خويش را وقف خدمت به شريعت و مردم ساخته بود و بدون هيچ ادعا و چشمداشتي به آموزش علم ميپرداخت. حُسن خلق و حلم او در برخورد با حسودان و مخالفان و منكران، مثالزدني بود و ستودني و چون بزرگان دين و عالمان راسخ، اخلاق نيكو و تقوا را زينت دانش خويش ساخته بود.
ماموستا دكتر محمّد ناصر ضيايي سرانجام در روز نوزدهم دي ماه 1387 در سن 62 سالگي در تهران درگذشت ـ سرايش فردوس برين و شافعش فخرالمرسلين(ص) باد !
از اين دانشيمرد حاشيههايي بر برخي از كتب علمي، و همچنين تفسيري فارسي بر قرآن كريم بر جاي مانده است. (4) در پي، ترجمۀ بخشي از وصيتنامۀ استاد كه به زبان عربي نوشته شده است، نقل ميشود:
« ... محبّين خويش را بعد از خود وصيت ميكنم كه مرتكب هيچ خلاف و بدعت و منكَري از بدعتها و منكرات نشوند، و دوستان را به پيروي حضرت سيّدالمرسلين و مهترين بشارت دهندگان و منذرين سرور ما محمّد ـ عليه افضل الصلاة و السّلام ـ توصيه ميكنم، و نيز آنان را سفارش ميكنم به پيروي از محاسن پدر و جدّ خويش در چنگ زدن به شريعت غرّا و اهتمام در پيروي از آنچه پيامبر اكرم (ص) آورده ... و ايشان را وصيت ميكنم به نماز خواندنِ بسيار و روزه گرفتن فراوان و كثرتِ احسان، و همنشيني با اهل سعادت و نيكبختي و وفا و دينورزي و اصحابِ صفا. و توصيه ميكنم به حُسنِ ادب و بزرگداشت مهتران و بزرگترها و ترحّم به كهتران و كودكان...».
ــــــــــــــــــــــــــ
پانويسها:
1. علامه حاج ملا صلاحالدّين فرزند حاج لطف ا... است و او فرزند حاج عوض و او فرزند حاج عيسي و او فرزند حاج عبدا... بن حاج احمد بن حسن بن صفر.
حاج عوض(متوفاي 1288 هجري) از خلفاي بنام قطبالعارفين شيخ عثمان سراجالدّين اوّل (1283 ـ 1195 هجري) بوده است. از حاج عوض خوارق و كرامات فراواني نقل كردهاند و نام او و برخي از اين خوارق در كتابهايي چون« بارقات السّرور لأهل العبور في ليلة الديجور» از شيخ محمّد سمراني (متوفاي حدود 1322 هجري) و كتاب « يادي مهردان» از علامه عبدالكريم مدرّس و چندين كتاب ديگر آمده است.
حاج ملا صلاحالدّين از خلفاي عارف شهيرِ دانش پرور شيخ عمر ضياءالدين ابن شيخ عثمان سراجالدّين نقشبندي و پس از او خليفۀ فرزند عارفش شيخ محمّد نجمالدّين بوده است.
2. والدۀ مكرّمۀ ملا محمّدناصر، معصومه خانم فرزند مرحوم حاج شيخ نصرالدّين خالصي و بانو نشاط بنت مرحوم ملا معروف تم تم بوده است.
3. شيخ محمّد عثمان سراجالدّين ثاني (1375 ـ 1275 شمسي) از مشهورترين مرشدان طريقت نقشبندي است كه عمر خويش را وقف عبادت و خدمت به شريعت و علم و مردم ساخته بود. وي در نقاط مختلف كشورهاي اسلامي به تأسيس مدرسه و خانقاه همّت گماشت،همواره علماي دنياي اسلام را ـ كه شمار قابل توجّهي از آنان ارادتمند او بودند ـ به نشر علم ترغيب و تشويق ميكرد و روحانيان مستعد جوان را مورد لطف قرار ميداد و مجالسي به افتخار آنان ترتيب ميداد تا به ادامۀ مسير خويش اميدوار شوند و به انشار و انتشار علوم ديني بپردازند، شيخ سراجالدّين ثاني در اين راه، جدّ امجد خويش شيخ ضياءالدّين و والد ماجد عارفش شيخ علاءالدّين را الگوي خود ساخت و توفيق فراوان يافت و به راستي آنان را مرآتي كامل بود ـ فَنِعمَ السَلَفُ لنِعمَ الخَلَف.
4. متأسفانه استاد ضيايي فرصت نيافت اين تفسير را به اتمام برساند؛ صد صفحه از اين تفسير ـ كه شامل سورۀ حمد و بخشي از سورۀ بقره است ـ تايپ شده و نزد برادر استاد، دكتر محمّد عادل ضيايي نگهداري ميشود.
منبع: سايت كومهكال