محمد رشید امینی
محمدرشید امینی فرزند علی در روز 6/6/1333 شمسی در روستای نوریاب از توابع شهرستان پاوه چشم به جهان گشود ، دران زمان که برای اولین بار مدرسه در آن روستا بازگشایی می شود، نامبرد هم به مدرسه رفته و تا کلاس ششم را با موفقیت پشت سرنهاده، بعد از آن درشهر پاوه تا مقطع دبیرستان را به پایان می ساند . در دوران جوانی به علت مشکلات خانواده مدتی ایران را ترک نموده و سه سال در عراق از عمر خود را سپری کرده است . در دوران سکونتش در عراق بیشتر با زبان کردی آشنا و درخواندن و نوشتن آن مهارت پیدا نمود . ایشان درسال (1354) دوباره به ایران بازمیگردد ،به وسیله ساواک دستگیر و برای مدتی بازداشت و روانه زندان میشود ، پس از آن آزاد و به سربازی اعزام میگردد، بعد از اتمام دوران خدمت سربازی درسال (1357) به استخدام آموزش وپرورش درآمده ومدت سی سال خدمت درآن اداره، درسال (1385) به افتخاربازنشستگی نائل و هم اکنون درشهر پاوه اقامت دارد .
نامبرده در اوایل نوجوانی باخواندن منظومه های کردی علاقه زیادی به شعر و ادبیات پیدا کرد ، از همان دوران ابتدایی شروع به سرودن اشعاری کردی و فارسی نمود .
نمونه زیر دو بیت از قطعه شعری از ایشان می باشد که در سال (1345) بازبان فارسی سروده است .
به گــوشم نغمه بلبل که دهـــد مژده بهار گوید بوی گول آمد و فصل باغبان بهر کار
تورابه ذات لم یـزل قسـم دهــم ای باغبان خدمت باغ وگلت کن که زآن آمد بوی یار
...........
با وجود اینکه اشعاری به زبان فارسی نیز سروده اند اما بیشتر آثار و اشعار ایشان به زبان کردی میباشد .
محمد رشید امینی درکنار کار خود در آموزش و پرورش ، به مطالعه کتابهای ادبی پرداخت، نامبرده یکی ازبنیان گزاران انجمن ادبی پس از انقلاب اسلامی درشهرستان پاوه میباشد، ایشان با هماهنگی دوستان درکارهای فرهنگی وادبی شرکت فعال داشته که نمونه آن جمع آوری و چاپ دیوان میرزا عبدالقادر پاوهیی ، خزان حلبچه ، جمع آوری شنه اورامان و قسمت الف فرهنگ لغت کردی می باشد .
ایشان با شرکت در همایش و کنگرههای فرهنگی ادبی ، تنها به سرودن شعر قناعت ننموده و رو به کارهای پژوهشی و جمع آوری آثار گذشتگان نمود، که در این میان بیش از (50) مقاله علمی درخصوص ادبیات کردی و شخصیتهای نامدار کرد بخصوص اورامان نوشته که بیشتر آنها در همایش و کنگرههای داخلی و خارجی قرائت و در روزنامه و مجلات به چاپ رسیده اند .
درکنار این کارها هم بیشتر اوقات خود را وقف جمع آوری آثارگذشتگان نمود که دراین راه هم به توفیقاتی دست یافته که یکی ازآنها جمع آوری بیش از (50) جلد کتاب نایاب خطی اصلی و کوپی درخصوص ادبیات کردی بوده که بیشتر آنها را دوباره نویسی نموده، بعضی از آنها چاپ شده وبعضی هم درنوبت چاپ میباشند.
از آثار چاپ شده محمد رشید امینی میتوان ( گلزار اورامان در 2جلد همراه استاد اورامانی ، جمع آوری ودوباره نویسی چاپ دیوان میرزا عبدالقادرپاوهیی ، ویراستار و دوباره چاپ دیوان صیدی اورامی همراه چند قطعه شعر دیگر ، چاپ کتاب اورامان را بهتر بشناسیم ) و آثار در نوبت چاپ ایشان نیز می توان به (کتاب کشکول اورامان جلد اول، شاهنامه های اورامی (حاوی 11 داستان )، منظومه سطان ابراهیم و نوش آفرین خانای قوبادی ، رومان ژیانه وه، و مجموعه اشعارخودش به نام ره نگه ناو) اشاره نمود .
ایشان در کنار خدمات با ارزش خود ، هنوز هم با ارائه مقالات علمی به همایش ها و کنگره ها یکی از تلاشگران موفق عرصهی فرهنگی دیارمان می باشد که حضور ایشان و ارائه مقاله علمی به همایش بین المللی زبان و ادبیات کردی که اخیرا در دانشگاه کردستان برگزار شد خود گویای این مدعاست .
محمد رشید امینی هنوز هم در کنار کارهای تحقیقاتی و مطالعاتی خود با سرودن اشعاری احساسات درونی خود را ابراز مینماید . اشعار زیر چند نمونه از اشعار فارسی و کردی ایشان می باشد .
هوای دوست
جانا به حــال مانگر ما جمله می آشــــام تو
بینی سروجان می دهیم باشیم دمی بر جام تو
دراین شب گم کرده راه دلیل و راهنما تویی
شمعی فروز طریق ما راهی شویم بر گام تو
دل سوخته ایم آزردیم بی رونق وپژموردایم
هه رده م زجه م سرخورده ایم فریاد ماایام تو
بی باده ات افتاده ایم قطـره ای ریزبر کام ما
تاترکنیم این خـوشک لب نایی زنیم بر نام تو
تو ســروری هم دلبری رحمت زباغ کوثری
درچشــم من صــد اختری بر شور ما قیام تو
نار دل دیـــوانه ام خــــامـــوش نگـردد تازند
آتش به حصم بی خبـر ســربردرند بربام تو
دادی ستانم از ستم جــــامی دهــم برباقیــان
ساقی نحواهم زان به پس باشد به ما انعام تو
امینی پاوه 29/10/79
سـهيری سروشت
چ ســهيره ئهم سروشتهله سـهربهزمی خۆماوه
نهكـــرچـــهيه نهســـاتێ له ياســـالا ی نهدا وه
كهچهرخی گهردشی دهوردهگێڕێ بهزمی وهرزی
بهبێ ئهوهی كه وهرزێ وهرهس بێ لـهو رووداوه
لههـــهر لايه تهواشــا خێوهی پائيزهئهمــڕِۆ
گهڵای ســهرداری باخـان بهخـوم خانه رژاوه
گهشــــهی بهرگی جــوانی بههــارو تاوســـانی
كه ســۆزی پائيزی دی سـووروزهرد وهر گهڕاوه
سبـهی زستانيش كهدێ ئهويشــی لێ دهسێنێ
سپــی بهرگــــی دهپۆشــێ وههـــادابين كـــــراوه
بهچاوی دڵ كهسهيرێ ههمووی دهرسهلهبۆمان
هـهتا تێگهی كهيهزدان له بهرچی تۆی هێناوه
گڵای دارێ بهكهڵکه له ئهو خاكهی تێکهڵ بێ
رێخـــهی ئاواتـی بهرزی له ســهر ژينی رواوه
دهسـاوهك ئهو گهڵایه ههوای بهرزی لهسهركه
ژيان قـــوربانی خــاكێ كه تۆی لهســهر ژيياوه
پاوه
وارگهو ئاواتی
وهشـهن گهشتـو كـــۆساران
كـهرمێ ســــهيـرو دياران
جـــــهدهشتو هـهردو كاوان
گۆش بهنهغمـهی شهتاوان
چـــووزهو چنـورهو دڵی
شـههـدو وههـــارهو گوڵی
هـامـــڕا بۆ چهنـی ياری
دوو رجــه ئێشو ئازاری
پهرێ ســـــاڕێژی زامـا ن
گێڵمێ ســهرتاوهدامــا ن
سـهردهيمێ ئهو هـهواران
يادێ كـهرمـێ جـــه ياران
باخـــهمـان دهرمێ وهباڏ
دهس نهگه ردهن خاترشـاڏ
ئهو دهم وهشـهن وه بێحهم
چهنـی ياران هــــــام دهم
دهس دهيمــێ دهســـوو ياری
بـهرشــــم جـــــهدڵ ئازاری
جـــهســــهر پۆپهو ئاواتـی
كـهرمـێ ســــــه يرو وڵاتی