ملك‌الشعراي بهار مي‌نويسد: «متني چند بيتي ده هجايي مربوط به دهه‌ي دوم هجري در نزديكي شهر سليماني كُردستان عراق(غار هزار مَرد) توسط جواني انگليسي كشف شده كه متعلق به اوايل هجوم عرب به ايران است و از جمله اشعار ايراني هجايي محسوب مي شود... اين اشعار به خط پهلوي و بر پوست آهو نوشته شده و در روزنامه شرق منتشر گرديد ولي اينجانب نسخه آن را از استاد دانشمند آقاي دكتر سعيد كردستاني به دست آورد... وزن آن در هر بيت داراي ده سيلاب(هجا) مي باشد و بعد از پنج هجا وقف يا سكوني دارد ... اين وزن در ميان كُردان متداول است و شعراي نامي مانند (صيدي) و (ملا پريشان) و (احمد بَگ كوماسي) و... همچنين شعرا و اساتيد امروزي كُردستان همه اشعار و سروده ها و غزل هاي خود را به همين وزن ده هجايي سروده و مي سرايند... قطعه كُردي(هرمزگان) به زبان قديم اوراماني گفته شده است و در نزد فضلا و دانشمندان كُردستان مورد اهميت و طرف توجه است.

اين اشعار هم داراي قافيه است ولي به طرز مزدوج يعني(مثنوي) كه هر دو بيت يا به اصطلاح امروز هر دو مصراع صاحب يك نوع قافيه است و تمام اشعاري كه اكراد به اين وزن گفته اند همين طور است... به هر صورت اگر كسي چنين قطعه اي در اين تازگي ها جعل نكرده باشد و قول مكتشف آن راست باشد-كه دليلي هم بر كذب بودن او در دست نداريم- بايد گفت كه اين شعر قديمي‌ترين شعر كُردي و يكي از نفايس اشعار هجايي شعبه ايي از شعب زبان ايراني است و از وزن معتدل و متناسب و آهنگ دلنشين و لطيف آن كه هر شنونده را مجذوب ترجيعات و حسن ابتدا .

حسن ختام آن مي سازد بعيد نيست كه در مدت سيزده قرن كه از سرودن آن مي‌گذرد هنوز مثل آن است كه تازه گفته شده و از قوت تحفظ نژاد كُرد بايد ممنون بود كه در اين مدت دراز نگذاشته است اين وزن و شيوه شيوا از ميان برو و مانند ساير ايرانيان به كلي مفتون اوزان تازه و اختراعي قرون آينده شوند.»[1] 

«رشيد ياسمي» هم به تأسي از متن بهار تتبعي در آن كرده اند در مورد اصالت اين شعر ديدگاه مثبت خود را ارايه كرده است و معتقد است اين شعر در شكايت از حمله عرب و برافتادن آيين قديم و انعكاس تأثرات مردم كردستان شمرده مي‌شود[2].

 «علاءالدين سجادي» اين متن را در كتاب خود آورده و ديدگاه‌هاي استادان پيشين را در مورد قدمت شعر و تدقيق در آن تاييد كرده است[3].

«دكتر جمال رشيد احمد» به اين شعر اشاراتي دارد و معتقد است كه بسياري از نويسندگان و زبان شناسان اين متن را در آثار خود آورده براي نمونه مورخ و اتنوگراف روسي«ولچفسكي» مي گويد اين منظومه در دهه‌هاي اول قرن بيستم در سليمانيه كشف شده است. و «رودنكو» هم اين منظومه را به زبان روسي برگردانده است[4]. با بررسي از اين اسناد و نظرات مي‌توان به اهميت اين متن به عنوان خاستگاه اولين شعر مكتوب كُردي هورامي پي برد[5].

متن هرمزگان:

 هورمزگان رمان، ئاتران کوژان  

 آتشکده‌ها ویران، آتش‌ها خاموش

وێشان شاردەوە، گەورە گاوران    

خود را پنهان کردند بزرگ بزرگان(موبدان)

زۆرکاری ئارەب، کەردنە خاپوور      

زورمداران عرب، ویران کردند  

گنای پاڵەیی، هەتا شارەزوور       

از روستای پاله تا شهرزور

شەن و کەنیکان وە دیل بەشینا                     

زنان و دختران را به اسارت بردند

مێرد ئازا تلێی وە ڕووی هوونینا       

مردان غیرتمند در میان خون می غلتیدند

رەوشت زەردەشترە، مانۆوە بێ کەس           

آیین زردشت بی یاور ماند

بەزیکا نەیکا، هورمز وە هیچ کەس [6]

هرمزد به كسي رحم نورزيد 

ويژگي هاي زباني، ادبي و محتوايي اين شعر:

1- سادگي و صميميت در ساخت و صورت(سواي كهنگي) و دلالت معنايي(فصاحت وبلاغت).

2- صيانت و تحفُّظ از عنصر زباني نغمه(كركهintensite، تكيهAccent) و كيفيت زنگ و شدت صوت در شيوه شيوايِ شعر ضربي/هجايي كه (گاتاها) اوستا آغاز و در متون پهلوي جريان يافته و بعد از اسلام در متون هرمُزگان و دوره‌هاي بعد ادامه پيدا كرده است.

3- برجستگي قافيه(كوژان/گَوران- خاپور/شاره زور- بشينا/هونينا و...) براي بيان احساس دروني و دلالت پيام كه ويژگي خاص شعر قبل از اسلام ايرانيان بوده و مأخوذ از شعر عربي نيست.

4- شكل اين شعر مثنوي است و همين قالب بعدها خاستگاهي شده براي سرودن شعر هورامي كه فرمي اصيل بوده و حتي اعراب بعدها از اين قالب براي سرايش شعر خود استفاده كردهاند. چنان‌كه مي‌دانيم اين فرم بيشتر براي بيان فضاي روايي شعر و بسط مفاهيم به كار برده مي‌شود. بيشتر متون شعر هورامي با چنين فضا و قالبي سروده شده است.

5-ساختار بسياري از واژه ها و تركيبات اين شعر صبغه‌ي كهن و باستاني خود است مانند:

هرمُزگان(آتشكده ها). ئاتران، Atiranتش ها، در اوستا: آتَر، Ater و آتَرْش، Aterş در پهلوي: آتُر، Atur و آتَخْش، Atexş در هورامي: آوير، Awîr ، ئير، êr، سوراني: آور، Awir). گونا(گُند، گوند، Gund: آبادي، گُندي شاپور). شه‌ن، (ژن،  Jenزن). هون، Hûn ، هورامي: ون، Win سوراني خوين، Xiwên فارسي خون، Xûn و...

6- تُن كلام با بياني گيرا، معترض و حماسي بيان شده، مي‌تواند مبين احساسات في البداهه گوينده در برابر پديده آن هنگام يعني حمله اعراب به منطقه كُردستان باشد.

 


1- بهار، سبك‌شناسي شعر/ 39-44

2- ياسمي/119

3- سجادي/13-129

4- جمال رشيد/ 516 و ...

5- محمدپور« اصالت شعر هورمزگان»/ 129/128 تا 125

6- ياسمي / 120  

منبع :http://peyliway.blogfa.com/