زبان هورامی به دنبال هویت دیرین - کورش امینی
قبل از پرداختن به بحث اصلی لازم است خاطرنشان شود مقاله حاضر شاید تنها بخشی از دغدغه هایی باشد كه در چند سال اخیر خاطر برخی از دوستداران فرهنگ این كهن دیار را آزرده باشد به همین خاطر شاید بحث از یك حالت ساختارشناسی صرف بیرون آمده و تا حد توان به آسیب شناسی موضوع نیز بپردازد
.![]()
سرآغاز
پیدایش زبان سرآغاز تاریخ و عصری نوین در ارتباطات میان انسان ها بوده و با تكامل آن هر روز ابعاد تازه تری به خود می گیرد. از نخستین ادا، اشارات و كلماتی كه انسان برای ایجاد ارتباط بر زبان رانده تا ارتباطات به معنی امروزی و ارتباط از راه دور با رسانه های گروهی ،دیداری و نوشتاری، زبان و ساختار آن راه پرفراز و نشیبی را گذرانده است. پیدایش زبان نوشتاری و به تبع آن انتقال اندیشه از راه كلمات موجبات دگرگونی عظیمی در زیرساخت های فرهنگی، اجتماعی، تكنولوژی و حتی سیاسی اقتصادی شده وجهشی عظیم و رو به رشدی را در زمینه های ذكر شده داشته است. هنری سویت می گوید زبان وسیله بیان عقاید و افكار با استفاده از اصوات موزون است. «شیرازی» در فرهنگ محیط در این باره می گوید: زبان مجموعه اصواتی است كه هر ملت مقصود خود را با آن بیان می كند. البته امروزه زبان شناسان زبان را تنها وسیله برای بیان مقصود نمی دانند. هر چند اساسی ترین وسیله در این زمینه است. در اینجا ذكر دیدگاه پاره ای از مكاتب در مورد زبان خالی از لطف نیست. ناسیونالیسم زبان را یكی از اركان اصلی به وجود آمدن ملت و زیربنای آن می داند. در فلسفه ماركسیستی زبان ملی اهمیتی را كه ناسیونالیسم برای آن قایل است از دست می دهد، كه آن هم به علت دیدگاه ماتریالیستی و زیربنا بودن اقتصاد در آن است. در اسلام جهت آشنایی بیشتر ملل با همدیگر به صراحت به اختلاف زبان ها اشاره شده است. اما نقش محوری، اعتقاد به یزدان و اصل توحید است. استاد »خال« در اهمیت زبان می گوید: »اجتماعی كه فاقد زبان و فرهنگ است زیرگام های ملل دیگر له خواهد شد اما ملتی كه صاحب زبان و فرهنگ است حتی اگر هم اسیر باشد باز یك ملت است و در حركت به سوی قلل انسانیت سرانجام به دیگر ملل خواهد پیوست. با مرگ هزاران نفر یك ملت نخواهد مرد، اما با مرگ زبان ریشه حیات ملی خشكیده و شیرازه ملت از هم خواهد پاشید«. 1
زبان را می توان متشكل از سه دستگاه صوتی (فونولوژی)، گرامر (دستوری)و واژگان دانست. گرامر نظامی كه بین عناصر معنی دار زبان وجود دارد. دستگاه صوتی نظامی كه بین عناصر آوایی زبان وجود دارد و دستگاه واژگان عبارت است از مجموعه لغاتی كه اهل زبان در دسترس دارند. دستگاه صوتی و دستوری زبان دستگاه هایی سخت به هم بافته اند و در نتیجه رخنه در آنها مشكل و تغییرات آنها كندتر است. برعكس نفوذ در واژگان زبان خیلی ساده و به آسانی صورت می گیرد. 2 زبان هورامی را اگر از این دیدگاه بنگریم یكی از زبان های پویایی است كه غنی از واژگانی است كه در طول حیات تاریخی اش نه تنها از غنای آنها كاسته نشده، بلكه به نوعی خیلی از واژگان رانیز بدون داشتن فرهنگستانی به صورت خودساز تهیه ووارد قاموس خویش كرده است. در زمینه دستور و اصوات نیز یك زبان منحصر به فردی است كه دارای گرامر كامل و حتی به جرات می توان گفت كه از بسیاری از زبان های موجود دیگر در عصر حاضر سر و گردنی بالاتر است. در اینجا بد نیست به مهمترین عوامل موثر در بقای زبان اشاره كرد:
الف: ملی گرایی، ب: دین، ج: دولت، د: جغرافیا، ه: بازار مشترك اقتصادی و و:
تكنولوژی و دانش
الف: ملی گرایی: بی شك رابطه بسیار محكمی بین ملی گرایی و زبان ملی وجود دارد و در این مورد می توان گفت كه احساسات ملی پرتوان منجر به صیانت زبان ملی می گردد.
ب: دین: به عنوان مثال ظهور اسلام و مسیحیت به گسترش زبان های عربی و عبری كمك كرد.
ج: دولت: قدرت سیاسی و اقتصادی در قالب دولت نقش محوری در بقای زبان و گسترش آن دارد. قدرت های مسلط با تحمیل یك زبان به عنوان زبان رسمی و قراردادن بقیه زبان ها به عنوان زبان در دهه دوم و سوم یا حتی به عنوان لهجه نقش مهمی در گسترش یك زبان بخصوص دارند.
د: عامل جغرافیا: مناطق كوهستانی به علت سخت و صعب العبور بودن و عدم دسترسی آسان توان بیشتری برای حفظ زبان خود دارند، در حالیكه دشتها اینگونه نیستند.
ه: بازار مشترك اقتصادی و در آخر تكنولوژی و علم كه گسترش علم و تكنولوژی رابطه ای مستقیم با گسترش زبان دارد. تكنولوژی فرهنگ و واژگان جدید با خود به همراه دارد. »دانته« خالق »كمدی الهی« »جیووانی یوكاچیو« خالق »مجموعه دكامرون« و »لئوناردو داوینچی« همگی آثار خود را به زبان ملی خلق كرده اند كه در مقابله با نفوذ زبان های دیگر از جمله لاتین بوده است.
تحولات زبان:
تحولات زبان ها در گذر زمان اغلب آن چنان به كندی صورت می گیرد كه خود سخنگویان آن زبان نیز تا پس از گذشت چندین نسل متوجه آن نمی شوند. »تحولات زبانی ممكن است در تمام جنبه های زبان (تلفظ، گرامی، واژگان یا فقط در یكی از حوزه ها صورت گیرد. از میان این سه حوزه تحول واژگان بیش از همه مشهور و حتی هر روز می توان شاهد آن بود ...« 3 در بسیاری از موارد این تحولات زبانی است كه باعث به وجود آمدن لهجه هایی از یك زبان می گردد. با این حال اگر تحولات خیلی گسترده، بزرگ و در مقیاس وسیعی از نظر گرامر. واژگان و اصوات صورت گیرد. خود این امر باعث زایش زبان هایی می گردد كه كاملا مستقل از همدیگر هستند. اگر این تحولات در مقیاس وسیع و با دامنه زیادی صورت گیرد؛ برخی اوقات جدا كردن آنها و یافتن ریشه مشترك با زبان اصلی و مادر مشكل می گردد. راه های تشخیص در این گونه مواردبه نقل از »محمد رضا باطنی« در كتاب مسائل زبان شناسی نوین به صورت زیر است:
اگر دو لهجه متعلق به یك زبان باشند سخنگویان آن دو باید بتوانند بدون آموزش لااقل در حد ایجاد ارتباط مقصود یكدیگر را بفهمند. از نظر معیار و ملاك های زبان شناسی نیز اگر دو لهجه از یك زبان آنقدر از همدیگر دور شده باشند كه دیگر متقابلا قابل فهم نباشند باید آنها را دو زبان متفاوت خواند قطع نظر از اینكه هر لهجه چند نفر سخنگو داشته باشد یا اینكه خط وادبیات جداگانه ای دارد یانه.
خاستگاه و ریشه های زبان هورامی
هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های اصلی فارسی باستان است. فرهنگ قوم كرد كه هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیكی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس می باشد. این تمدن كهن تاكنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندك به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است كه باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن كوشید و نگذاشت كه عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لكه دار كرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند. فرهنگ و تمدن این كهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محكم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است كه بیشتر از این مورد واكاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یكی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاكنون به صورت علمی و آكادمیك در این زمینه كار نشده كه امید است بیشتر كار شود. در اینجا نظر تنی چند از صاحبنظران و شرق شناسان خالی از لطف نمی باشد:
- صاحبنظران اروپایی عموما بر این باورند كه زبان هورامی كردی نیست و مردمی كه بدان سخن می گویند كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر حیث كرد می دانند. این نكته شگفتی است كه با این كه برقانی و مكری در كردستان شمالی و جنوبی ادبیات بزرگی پدید آورده اند شاعران دربار والی های اردلان و نیز امرای بابان در سروده های خود هورامی را در مقام لهجه ای مهذبتر و متمدن تر از لهجه خشن گفتاری امری مذكور به كار برده اند«. 4 در ادامه همین مطالب اشاره می گردد: این مطالب همه به ظاهر حكایت از این دارد كه این منطقه در گذشته ای دور جایگاه مردمی پیشرفته و گورانی زبان بوده و بعدها معروض امواج تهاجم كردهای چادرنشین و خشن بازی واقع شده كه در میانشان اقامت گزیدند و زبان و حكم خود را برایشان تحمیل كردند. عین همین مطلب را آقای »درك كینان« در كتاب »كردها و كردستان« با ترجمه آقای »ابراهیم یونسی« آورده است و در مورد حدود آن می گوید: امروزه قزلباش های تركیه، كاكایی های عراق و مردم هورامان ایران و ساكنان نواحی مركزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین - كرمانشاه بدین زبان تكلم می كنند.
در سال 1921 شاهد كار مشتركی از »ئاكریستنسن« و »م.بینیدیكتیسن« بودیم كه كار تحقیقاتی آنها نیز در آخر به این رسیده بود كه هورامی كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی بوده كه در یك اقلیم ساكن بوده اند اما به واسطه هجوم كردها پخش و پلا شده اند. درهمین مورد »ئی. سونیس« اشاره می كند: اغلب دیالكتیك گورانی را در فهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. خاصیت دستوری و لغات كرمانجی هیچ ارتباطی با گورانی ندارند«. 6
«شمس قیس رازی» در كتاب «المعجم فی معاییر اشعار العجم» كه آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است كه آهنگ آن را« اورمنان» خوانند و لحن آن را « اورامینیا» «اورمنان» كه نمودار آهنگ مردم هورامان كردستان است كه به گویش هورامی سخن می گویند. 7 این موضوع را ماموستا « هه ژار»به صورت شیرین ترین زبان برای شعر هورامی است« بیان كرده است.
« دیاکووف»زبان های ایرانی را كه هورامی نیز شامل آنهاست به صورت زیر تقسیم بندی كرده است: كه دسته سوم خود به دو دسته تقسیم بندی می گردد:
الف: زبان های گروه شمال غرب: كهن ترین آنها ماد یا زبان مقدس »زردشت« یعنی اوستاست كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند.
ب: زبان های گروه جنوب غرب: خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس.
از دیگر كسانی كه در مورد تقسیم بندی لهجه های زبان كردی تحقیق و فعالیت داشته اند، می توان به افراد زیر اشاره كرد:
مینورسكی، الكساندر ژاپا با تاثیرپذیری از عشایر كرد و محل زندگی آنها، شرف خان بدلیسی با استناد به دستور زبان، توفیق وهبی، محمدامین زكی، استاد هورامانی،استاد خال، امام مردوخ، دكتر عزالدین مصطفی رسول، دكتر كمال فواد و بسیاری از شخصیت های دیگری كه ذكر نام آنها در اینجا بسی وقت گیر و معدودی تحقیقات آكادمیك كه اخیرا انجام شده است. نكته قابل توجه در این زمینه این است كه تقسیم بندی ها در اغلب موارد ذكر شده بر اساس سلیقه های شخصی بوده به طوری كه هیچ كدام از افراد به طور صد در صد روی یك تقسیم بندی خاصی اتفاق نظر ندارند و در اغلب موارد نیز مرز مشخصی بین لهجه ها وجود ندارد. قبل از پرداختن به مبحث تغییر و تحولات بد نیست گوشه چشمی به قباله های هورامان كه موضوع را بیشتر می شكافد داشته باشیم.
در سند شماره سه اورامان خط و بیشتر لغات آرامی و دیگر لغات و اجزای پایانی كلمات پهلوی اشكانی است. از این جا می توان دریافت كه در این روزگار زبان پهلوی اشكانی به آهستگی و آرامی جای خط و سیطره زبان یونانی را گرفته و به تدریج در منطقه حاكم شده است، به طوری كه با مطالعه اسناد شماره یك و دو سند شماره سه این نكته به روشنی قابل درك است. زیرا اسناد شماره یك و دو به زبان یونانی نگاشته شده اند كه آن هم به واسطه سلطه یونانی ها و اقتدار سیاسی آنها بوده است. نكته مهم در پوست نوشته های اورامان از منظر زبان شناسی است كه تاریخ مناسبات اجتماعی - اقتصادی و حقوقی در آنها روشن شده است. انعقاد معاهده ساده ای چون خرید و فروش یك زمین در یك روستا با كلیه شرایط و در حضور شاهدان امر شاهدی بر این مدعاست، ادعایی كه رابطه ای مستقیم با درجه مدنیت و فرهنگ حاكم بر آن مناطق را دارد.
پروفسور «مینس» درمورد زبان این كتیبه ها می گوید: باید به این مساله اذعان نمود كه زبان نگارش این كتیبه ها یا كردی باستان یا زبانی است كه هنوز شناخته نشده است. حروف آرامی ویونانی به كار رفته در این اسناد به همراه نشانه ها و علایم ویژه روی این حروف بیگمان به جهت نزدیك كردن این شیوه كتابت با زبان منطقه بوده است. سوال قابل طرح این است كه زبان منطقه در آن عصر چه زبانی بوده است؟ آیا شیوه هورامی بجا مانده كنونی همان زبان رایج بوده یا با سیر تغییر و تحولاتی به ما رسیده است در هر صورت مایه بسی مباهات است. از سویی دیگر بررسی واژگان اسناد مذكور از نظر ریشه ای یا زبان هورامی كه برخی از زبان شناسان انجام داده اند، این نكته را روشن می كند كه زبان مذكور همان هورامی باستان است كه زبان رایج منطقه بوده و كلیه محاورات و مكاتبان با آن انجام شده است.
یك بررسی تطبیقی
به قول آقای محمدرضا باطنی: واژگان هر زبان پاسخگوی آنگونه پدیده های فرهنگی است كه در داخل آن جامعه خلق شده اند. البته باید به پدیده های فرهنگی پدیده های مادی نیز اضافه كرد. هورامی ها در جغرافیایی كوهستانی باسنگلاخ هایی پوشیده از برف، دره های عمیق و جلگه های سرسبز كه به رودهایی خروشان ختم می گردند مسكن گزیده اند و با درخت و طبیعت، چشمه و چمنزار مانوس بوده اند. به تبع آن واژه هایی كاربردی زبانشان نیز در همین حریم می باشند. كما اینكه جهت هر بوته، گل یا پرنده یا پدیده ها و مفاهیم دیگری مثل زندگی در خانه باغ، قشلاق وییلاق (هوارنشینی) هزاران واژه و كلمه داشته كه در گذر زمان با كمترین تغییر از زوال محفوظ مانده اند. در حالی كه همین واژگان در زبان مردمان دیگر نواحی كه اقتضای محیط زندگی شان چیز دیگری است وجود ندارند. همچنانكه بسیاری از واژگانی كه پدیده های مرتبط با آنها در این جغرافیا نمی باشد وجود ندارند. به عنوان مثال واژگانی كه به اقتضای زندگی در صحرا و سر و كار داشتن با حیواناتی بسان شتر می باشد. در این موارد و بسیاری موارد مشابه دیگر اگر واژگانی در یك زبان وجود داشته و در زبان دیگر وجود نداشته یا وارد شده اند دلیلی بر نارسایی زبان دومی یا وارد كننده واژه نمی باشد. به دلیل اینكه هیچ ارتباطی باساختارهای زبان شناسی ندارد، بلكه می توان گفت كه پیدایش واژگان بر اساس پیش نیازها و مولفه های فرهنگی و حتی بومی جغرافیایی است. در هورامانات كه مردمانش از قدیم الایام با طبیعت بوده یا بر اساس نیاز به هوار رفته و برای مدتی هر چند كم یكجانشینی دیگری بغیر از روستای خویش را تجربه كرده و در طول سالیان تكرار كرده اند، در آنجا خرده فرهنگی درست كرده كه یكی از زیر مولفه های آن زبان و زایش كلمات بنا به نیاز در آن محیط بوده كه آن هم به نوبه خود عناصر زبانی را آفریده است.
ماموستا « احمد نظیری»در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كامل می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان موحد و نوشتاری كردستان است به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند
سوالی كه در اینجا پیش می آید این است كه آیا وقت آن نرسیده است كه بگوییم:
آیا پرداختن به زبان هورامی و كوشش در جهت نشر و گسترش آن ضربه ای به زبان كردی است یا حتی می تواند در جهت موازی و ضامن بقای زبان كردی با توجه به ریشه های مشترك آن دو باشد.
استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. مانند سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محكم می باشد و در فراوانی و كوتاهی كلمات و جملات یك زبان پربار و قاعده پذیر است. در رعایت مذكور و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسما، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرات می توان گفت یكی از زبان های زنده ای كه احتیاج به حتی یك كلمه خارجی ندارد مگر در مواردی كه مانند بقیه زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را سریعا جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند: »وضو: ده س ویسم«، »صلوه: نما«، »صوم: روچی«، »اسكندر: ئه سكه«، »مسجد: مزگی«، »عبدالله: عبه«.
این زبان شاید بی نیازترین گویشی باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند. این گویش زبان شعر و نوشتار بیش از یك هزار و پانصد سال كرده بوده است. بضاعت ما اندك و دریای زبان هورامی پرگوهر و به قول آقای دكتر سروش موارد ذكر شده كمی است از بسیار و ذره ای از خروار.
منابع:
1- زبان شناسی كرد و تاریخ كردستان بهزاد خوشحالی
2- محمدرضا باطنی مسایل زبان شناسی نوین 1374
3- جولیاس. فالك . زبان شناسی و زبان ترجمه خسرو غلامعلی زاده 1373 انتشارات آستان قدس رضوی
4- سیسیل جی. ادموندز . كردها، ترك ها و عرب ها ترجمه ابراهیم یونسی انتشارات روزبهان 1367
5- همان منبع
6- فصلنامه زریبار - پاییز و زمستان 84 ص 25
7- دكتر صدیق صفی زاده دانشنامه نام آوران یارسان انتشارات هیرمند 1376
8- منبع شماره 1
9- تاریخ سلاطین هورامان - احمد نظیری انتشارات پرتوبیان1384
*******************************************
تاریخ درج اولیه این مقاله در این وب 1/9/1386 می باشد