روستای پایگلان

روستای پايگلان ما بين شهرستان سنندج ومريوان واقع شده است . بعد از روستای بيساران بزرگترين روستای منطقه ژاورود می باشد کهدر حدود ۴۳۷خانوار و۲۰۶۰نفر جمعيت دارد . از روستاهای اطراف می توان به روستاهای گواز ـ ژنين ـژان ـ ويژنان و اريان  اشاره کرد.

شواهد تاریخی نشان می دهد که پایگلان از لحاظ قدمت تاریخی از اکثریت روستاهای استان ، قدمت تاریخی بیشتری دارد و از کهن ترین روستاهای استان کردستان محسوب می شود .
اما بنا به خاطر دلایلی چون قرار داشتن در منطقه کوهستانی ودور بودن از جاده های اصلی بین شهری از توسعه و رقابت با شهرهای استان عقب مانده است در حالی که اکثریت ریتمهای شهر شدن را دارا می باشد .
سابقه ی تاریخی روستا به 1500 سال پیش بر می گردد . ساکنان قبلی این روستا قبل از ظهور دین مبین اسلام پیرو ایین زرتشت و مسیحیت بوده و همگام با فتح کردستان توسط سپاه اسلام و نبوغ دین توحیدی ف مردمان این دیار به دین اسلام گرویدند .
آثار باستانی1- مسجد جامع عبداللهی ، که با توجه به متن کتیبه ی سردرب و محراب این مسجد در سال 37 هجری قمری به دست مبارک صحابی بزرگوار پیامبر اسلام «ص» حضرت عبدالله بن عمر تاسیس شده است و به مسجد عبداللهی مشهور است .

2- قلعه ی خاکی روبروی روستا : این قلعه در زمان حکومت سلطان محلی کرد امیر مقرب الدین ساخته شده است . 

.......

 

«حضرت پيرخضر العاصمي الرضوي الحسيني.. بواسطة اينكه بر چشمة شاهو گياه براي بقره‌اش در زمستان سبز شد، مشهور به پيرخضر شد و اول كسي در اكراد كه برايش ترجمه لفظ شيخ به پير كردند او بود و مناقبش بي‌شمار است. از آن جمله اينست كه وقتي از مدينة منوره قدم به ولايت اكراد نهاد، در پايگــــــــــــــلان كه در آن وقت دارالحكومه بود، ساكن شد. قاضي محمد نجيب به امر حكومت محل كه امير مقرب‌الدين بود، مأمور از طرف انگيانو بود با او بناي انكار نهاد تا بالاخره در كوه شاهو كه گنجويه نام داشت، زمستاني حبسش كردند.ادامه

زمان دقيق مهاجرت سيد محمد به كردستان روشن نيست، اما بر اساس مداركي چند در اين ارتباط، از جمله آنكه گويا وي مريد شيخ عمر سهروردي بوده و او نيز در 632 هجري قمري وفات يافته، و همچنين از آنجا كه سيد محمد معاصر امير مقرب‌الدين والي سنندج و كرمانشاه بوده و در عصر سلاجقه مي زيسته، بنابراين شواهد و قرائن، مي بايستي زمان آمدن سيد محمد به كردستان در حوالي سال۶۰۰هجری قمری اتفاق افتاده باشد۰

نوشته بالا مشخص می سازد که روستای پایگلان حدود ۸۲۰ سال پیش دارای دارالحکومه بوده است .

 

منبع : وبلاگ پایگلان

 

روستای ژنین

 

روستای ژنین در40 کیلومتری شهر سرواباد و در فاصله 35  درجه و 8 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 32 دقیقه عرض جنوبی با ارتفاع تقریبا  1300 متری از سطح دریا، یکی از روستا های منطقه ژاورود دهستان پایگلان از بخش مرکزی شهرستان سروآباد می باشد این روستا در 40 کیلومتری جنوب شرقی شهر سروآباد و روی تپه ای که مشرف به باغهای سرسبز بوده واقع گردیده است. 

از شمال به مزارع و باغات روستای پایگلان و از جنوب به روستاهای سرخه توت و دهکانان و از غرب به روستای آریان و از شرق نیز به روستای پایگلان محدود می شود. این روستا در حال حاضر با 350 خانوار و 1550 نفر جمعیت یکی از روستاهای پرجمعیت شهرستان سروآباد می باشد. البته به دلیل مهاجرت ناشی از نبود شغل مناسب و درآمد در روستا،  به طور چشمگیری از جمعیت روستا کاسته شده است (جمعیت روستا در سال 1375 بیش از 2200 نفر بوده است) مردم این روستا با لهجه اورامی صحبت میکنند. و حدود 90 درصد باسواد می باشند.

این روستا دارای بیش از 235 هکتار مزارع آبی و 70 هکتار دیم می باشد و با توجه به این مقدار مزارع اکثر مردم به کار باغداری و کشاورزی و عده کمی به دامداری مشغولند. اما اکثر دارای یک راس گاو برای تامین لبنیات مورد نیاز خانوار خود هستند. کشاورزی در این روستا به دلیل کم شدن آبهای سطحی و چشمه ها روز به روز کم رنگتر شده و تنها تامین کنند آب کشاورزی و حتی آشامیدن در مزارع، حفر بی سابقه چاهها می باشد که این امر باعث کم شدن و پایین رفتن ابهای سطحی شده است.

محصولات کشاورزی این روستا بیشتر توت فرنگی، انگور، گندم و... می باشد این روستا در سالهای دهه هفتاد یکی از قطبهای اصلی تولید توت فرنگی در استان و کشور بوده اما به دلیل نبود بازار مناسب برای این محصول و دلال بازی و همچنین عدم توجه جهاد کشاورزی، روز به روز از تولید این محصول کاسته شد. این مسئله و مسئله کمبود آب کشاورزی و خشکسالی باعث مهاجرت اکثر مردم روستا به شهرها و تبدیل قشر تولید کننده به مصرف کننده شده است..

منبع :  روستای ژنین

روستای آریان

روستای ماسوله ای آریان ( مصوب : آریان ، تلفظ محلی : آریان ) از روستاهای تابعه ی بخش مرکزی شهرستان سروآباد( منطقه ی ژاوه رود ، دهستان پایگلان )  می باشد. مردم روستا به زبان  اورامی ( هورامی ) تکلم می کنند. آریان به معنی آریایی هاست که آتش پرست بوده اند و همان زرتشتیان اند قدمتش به بیش از  2000 سال پیش برمی گردد . قدیمی ترین روستا در منطقه است . بعبارت دیگر محل زندگی آریایی ها یا محل زندگی کردهاست.

بُعد جغرافیایی و موقعیتی : از شمال به روستای یوژنان و نسنار ،از جنوب به روستای کانی حسین بگ،از شرق به روستاهای ژنین و پایگلان و از غرب به روستای چشمیدر منتهی می شود.

بُعد آماری و جمعیتی :دارای  ۴۸۰ نفر جمعیت و قریب ۱۳۰ خانوار بوده ،توزیع جنسیتی تقریبا برابر است.

بُعد امکانات آموزشی : دارای مدارس مستقل دوره های ابتدایی، راهنمایی ،دوره های آموزش پیش دبستانی و آمادگی می باشد.

. بعد آموزش عالی : دانشجویان متعددی اعم از دختر وپسر در مراکز و موسسات  آموزش عالی در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد به تحصیل اشتغال دارند.

بُعد جاذبه های طبیعی : دارای طبیعت ماسوله ای مانندیست که آریان را حتی از روستاهای مجاور متمایز کرده است . وجود چشمه های آب فراوان ازجمله :"هانه پیر یوسف" ، "هانه گه وره" ، "هانه سکله" ، "هانه سرده" ، "هانه وه ز" ، " هانه  تونه چرمه" و ... می باشد.

منبع تصاویر: روستای آریان

منبع مطالب : به وبلاگ روستاي آريان خوش آمدید

 

روستای بیساران

روستای  بیساران در  تقریبا" 24 کیلو متری  جاده سنندج  مریوان (( دوآب ))  قرار گرفته است و محلی است سرسبز و خرم  و آبخیز  کو ههای مرتفعی  مانند شه نشین ، میر ویس ، کوری مه ریم ،  کوری هه وریشان و...  کوه ههای آن  تا اواخر فصل بهار  ودر بعضی از سال ها ( البته سال های دور ) چند دهه گذشته ،تا اوایل مرداد ماه برف می داشتند .  و چشمه های آن  همیشه  و مخصوصا" در قسمت پایینی کوه شاه نشین  جاری هستند و هیچ موقع خشک نشده اند  و آب شرب روستای بیساران از این محل تامین می شود وسه منبع برای این منظور ساخته شده است و اخیرا" این منابع مرمت شده و در روستا نیز منبع بزرگتری برای ذخیره سازی آب مصرفی مردم روستا احداث شده است . کوههای روستای بیساران دیدنی و  در بیشتر ایام  سال به ویژه در فصل بهار  مردم اطراف  از شهرستان های مریوان ، سنندج ، سرو آباد  و... و دیگر روستا ها برای تفریح به این کوهها  ی بیساران  مسافرت می کنند و از دیدن این مناظر واقعا"  لذت می برند و گاها" چندین شب را در این کوهستان ها می گذرانند . کوهستان های روستای بیساران بسیار سرسبز و دیدنی می باشند و گونه های گیاهی متنوعی دارد که برای تهیه بعضی از داروها از این گیاهان استفاده می شود و مردم روستا نیز به صورت سنتی از این گیاهان برای درمان بعضی از دردها استفاده می کنند .و این گونه های گیاهی شادابی و دل انگیز بودن منطقه را دو چندان نموده است .  ودر حال حاضر با تلاش و کوشش مردم تلاشگر و زحمت کش روستا  و با هزینه ی اغلب  کو ههای بیساران با جاده به همدیگر ربط داده شده اند  و این امر نیز در جذب مسافران ویژه  نقش به سزایی داشته است . لازم به توضیح است که روستای بیساران در فاصله ی 85 کیلو متری جنوب غربی شهرستان سنندج و 65 کیلو متری شهرستان مریوان و برروی طول جغرافیایی 39/46 و عرض جغرافیایی 11/35 ودر ارتفاع 850 متری از سطح دریا قرار گرفته است .  روستای بیساران از جنوب به روستا های ژان و پایگلان ، از شمال  به روستاا های سالیان ، نجی ، و سفید بن  ، از شرق به روستا های شیان ، هویه وسرهویه و از طرف غرب به روستاهای نسنار ، هرسین و بوریدر محدود می گردد .

آب و هوای روستای بیساران معتدل کوهستانی است و زمستا نهای پر برف و تابستا ن های خنک و دلپذیری دارد .  البته شایان ذکر است در این چند سال گذشته تغییراتی در آب و هوای این روستا  همانند دیگر مناطق کردستان و ایران  صورت گرفته است . و این موضوع سبب نگرانی مردم روستا به ویژه سالمندان روستا  که وضعیت امروزی را  از نظر میزان بارش با گذشته مقایسه می کنند  شده است .

جمعیت و شغل مردم روستای بیساران:

جمعیت روستای بیساران   تقریبا 4000نفر می باشد  که این میزان در حدود 720 خانوار سکونت دارند و زندگی خود را با کا رهای کشاورزی و دامداری ، کار گری فصلی به سر می برند . مردم برای امرار معاش  با زمین و کوه  دست و پنجه نرم می کنند و رزق وروزی حلال برای خود و افراده خانواده به دست می آورند و از کار و تلاش هرگز خسته نمی شوند و می دانند که در زندگی باید دشواریها  و سختی ها را تحمل  نمود .  و بعد از اتمام کار کشاورزی به شهرستان های دیگر می روند و به صورت گارگر فصلی کار می کنند چراکه در روستای بیساران هیچ گونه کار گاهی که بتواند چند نفر را به خود مشغول کند وجود ندارد  که این خود جای تاسف و گله از مسئولین محترم   را دارد .

البته مردم روستا اخیرا" در کار کشاورزی خود تغییراتی را داده اند ودر قسمت شرقی روستا مشغول به کشت توت فرهنگی شده اند  اما اطمینان دارم که به دلیل عدم حمایت مسئولین محترم به ویژه مسئولین جهاد کشاورزی و تعاون روستایی از این کشاورزان در آینده ی نه چندان دور  کشت این محصول نیز به دست فراموشی سپرده می شود چرا مردم زحمات زیاد شبانه روزی را متحمل می شوند اما چنان در آمدی عایدشان نمی شود .

واژه ی بیساران :

در زمانی که سید بابا علی ((سید  بابا  شیخ بیساران ))  در میان مردم روستای آن وقت  که حدود 1450 سال پیش که در محلی به نام ((دگا به ر )) بوده اند  ( دگا به ر پایین تر از روستای فعلی بیساران  واقع گریده است ) در یک روز برفی  در فصل زمستان که هوا خیلی سرد بوده  سید بابا شیخ از این محل (( دگا به )) خارج گردیده و مردم بدون اینکه از تصمیم ایشان با خبر باشند به دنبال وی افتاده  تا از ایشان به دلیل سرمای فراوان و دیگر خطرات احتمالی مراقبت کنند . ایشان را تا محلی که هم اکنون بیساران در آن محل واقع گردیده  همراهی می کنند و وقتی که به این محل می رسند  سید بابا علی  تصیمیم خود را اعلام می کند و مردم نیز به دلیل احترام خاصی که به سید داسته اند به فرموده ایشان احترام می گذراند  و روستا به این مکان جدید که دلایل فراوانی داشته  انتقال می یابد (( حدود 750)) سال پیش  و سید بابا علی نیز  در محلی که برای انتقال روستا انتخاب کرده بود  اقدام به ساخت منزل می نماید و بقیه مردم نیز در اطراف ایشان اقدام به ساخت منزل می نمایند و سید بابا علی در همان محل فوت می کنند و به خاک سپرده می شود و هم اکنون  زیارت  و مقبره ایشان در قسمتی از مسجدی است که به نام ایشان نام گذاری شده است و مردم اطراف نیز برای طواف به زیازت ایشان می آیند .

طریقه سکونت مردم روستا  :

مردم روستای بیساران به دلیل وضعیت خاصی که دارند  هر سال در اوایل اردبهشت  به خانه باغ کوچ کرده  و تا آبان ماه  در خانه باغ می مانند  متاسفانه این مردم حدود شش  ، هفت ماه از زندگی خود را در خانه  باغ و بدون برق و روشنایی سپری می کنند و روشنایی آنان بیشتر فانوس و... می باشد .  در این چندین سال اخیر مردم درخواست ها و مکاتباتی با مسئولین محترم و شخص ریاست محترم جمهوری و استاندار گرامی داشته اند ولی متاسفانه  تاکنون منجر به نتیجه نشده است  . بنده از این فرصت استفاده می کنم و از مسئولین محترم  خواهش می کنم که به این خواسته ی مردم  جامه عمل بپوشانند  تا بدین وسیله سبب ارتقای وضعیت معیشتی مردم را فراهم نموده باشند و هم اینکه از مهاجرت ها  ی بی رویه به دیگر شهر ها ممانعت نمایند .

امکانات موجود در روستا  :

روستای بیساران  هم اکنون دارای مدارس ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه پسرانه و دخترانه می باشد و در این مدارس بیش از 700 نفر دانش آموز درس می خوانند  البته در سال تحصیلی جای هم پیش دانشگاهی  دخترانه  در رشته علوم تجربی فعالیت دارد

مرکز مخابراتی ، خانه بهداشت ، مرکز بهداشتی درمانی  با داشتن ، پزشک عموی ،  ماما و..   کتابخانه عمومی ، ساختمان دهیاری ، مر کز یادگیری محلی ، کارگاه صنایع دستی که در اوایل انقلاب فعال بوده و هم اکنون  فعال نیت، پست که آن هم در اوایل فعالیت چشمگیری داشته و هم اکنون نیز تقریبا" نیمه فعال می باشد،  فروشگاه تعاونی مصرف ،  شبکه یک ، دو و سه سیمای جمهوری اسلامی ایران ،  مساجد:   مسجد بابا شیخ ،  مسجد مرتضی و مسجد  سنیدر که مسجد مرتضی   در سال 1382 توسط مردم روستا نو سازی شده و نمای ویژه ای به محل داده است.

آثار باستانی روستای بیساران

قلعه ی داسیران در فاصله 3 کیلو متری قسمت غربی روستا  که در سال 1353 به تائید میراث فرهنگی رسیده است .

قرآن بابا یعقوب  که در قرن نهم هجری مکتوب گردیده و دست خط می باشد .

جاده روستا :  جاده روستا وضعیت نگران کننده ای دارد و در سال 87 و86 و... سبب بروز تصادفاتی شده است  ودر این سال جاری مسئولین مربوطه اعلام نمودند که جاده روستا برای انجام تعمیرات اساسی به پیمان گذاشته اند  که مدتی برروی جاده کار شد و مقداری از امورات آن انجام گردیده ولی هم اکنون تعطیل می باشد و آوار برداری مناسب نشده  و تردد در آن با مشکل و ترس  انجام می شود.

 منبع :  بیساران کوری مریم

    

روستای بوریده ر

روستای مازی بن

روستای چشمیدر

روستای چشمیدر در35 کیلومتری شهر سروآباد و در فاصله مابین 46 درجه و 2 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 2 دقیقه عرض شمالی با ارتفاع متوسط روستا از سطح آبهای آزاد حدود 1762 متر و در دامنه سلسله جبال کوه های منتهی به شاهو که یک روستای پای کوهی و میان کوهی قلمداد می شود. در جنوب شهرستان سروآباد واقع گشته است .شیب عمودی روستا تقریبآ بیش از40% می باشد .

 

پیشینه تاریخی و وجه تسمیه روستا

 

بنا به گفته ریش سفیدان روستا (انتقال  اطلاعات روستا به صورت سینه به سینه بوده) که بجز روستای فعلی در 5 مکان دیگر مردم در اطراف روستای حاضر اسکان نموده اند و محل زندگی آنان بوده که مخروبه ها و آثار بجای مانده  شاهدی متقن بر این ادعا می باشد . لازم به ذکر است که با توجه به موجود بودن سنگ تاریخی مسجد (  مسجد عبدالهی ) قدمت روستای چشمیدر به بیش از 500 سال پیش بر می گردد .

 وجه تسمیه : دارای سه وجه تسمیه می باشد: 1 . ((  چه شمیه ر )) از  چه شم  و  یه ر  ترکیب گشته است . چه شم همان چشمه می باشد و یه ر  همان عدد 3 می باشد ؛ که سه چشمه در داخل  روستا به نامهای  ( هانه خه لی فه – ها نه قما – هانه وو موسایا ) نمایانگر مفهوم فوق می باشد . 2 . (( چه شمیه ر ))  که قبلآ چشمی زر  بوده است در سالهای پیش مرکز 38 روستا بوده و مردم روستا های اطراف به صورت اقماری جهت کسب و تجارت و همچنین معامله کالا به کالا  به روستای چشمی زر مراجعه نموده و بعد از گذشت زمان به چشمی در  تبدیل گشته است . 3 .  چشمیدر  از  چشمه  و دره گرفته شده است , که قرار گرفتن روستا در بین سه چشمه و دو دره نمایانگر منطق نامگذاری فوق می باشد که دومین وجه تسمیه بنا به گفتار معتمدان و ریش سفیدان روستا صحیح تر می باشد

وجه تمایز روستای چشمیدر:

وجه تمایز روستای چشمیدر در محور ژاورود :

1) این وستا با حفظ فرهنگ قدیمی خود و حساب ( 3 ماه 3 ماه , قدیمی) فصل کشت و زراعت و همچنین چهار فصل موجود و حتی عید نوروز با دیگر روستا های منطقه تفاوت دارد . که این تاریخ 25ر وز قبل از تاریخ هجری شمسی می باشد. مثلآ 5 اسفند اولین روز بهار روستای چشمیدر می باشد . که مردم روستا با جشن و شادی و روشن نمودن آتش در روی کوه ها – خیابانها و کوچه ها این فرهنگ قدیمی را حفظ نموده اند .

 2) داشتن دانشجوبان و نفرات زیاد فارغ التحصیل دانشگاهی نسبت به جمعیت شاید در سطح استان هم بی نظیر باشد . در سال 1387 همایش دانشجویی با تعداد 138 نفردانشجو در مقاطع مختلف و 189 نفر فارغ التحصیل که با همکاری تمام مردم روستاودهیاری برگزار شدنمایان گر تصدیق ادعای فوق است .

 لازم به ذکر است  در سال 1388 تعداد 26 نفر دیگر دانشجووارد دانشگاها ی آموزش عالی کشور شده اند 

عوامل طبیعی و پوشش گیاهی  و جنگلی

جنگلهای اطراف روستا که اکثریت درختان بلوط , ون , زبان گنجشگ , بید و بید وحشی می باشند و مراتع پوشیده از گیاهان دارویی و غیر دارویی از جمله : انگور مار ( میوه مارانی ) , شوید ( شویته ) , کنگر ( قنری ) , گیاه شکر تیـغ آر (که ر تشی ) , تره کوهی (کنی وال)،توت فرنگی ،گل مریم (هه رمه لی-هیرو)،گل سفیدیا خشخاش (گاووگولن که )،آویشن (هه زبیه )،گل گاو زبان (گوزر بانه ) ،خاکشیر(شیشان تره ) ، شقایق (هه لی زه دره)، بنفشه(ونوشه) ،گزنه (گه زه نی ) ،شلغم (شه له می نه)  ،رازیانه (رازیانه )،ریحان سیاه وسفید ،سیاه دانه (سیاوله ) ،بار هنگ(گوله ری کی شه)،نخود فرنگی (وه لی ره ) ، شقاقیل (گه زره دیمی ) ، تمشک (دوودرک )،شنگ(شه نی )، زعفران وحشی (پی ژووکی )،تر تیز ک آبی (کووزه له )می باشد .

روستای چشمیدر دارای اب وهوای کوهستانی که بارش سالیانه به طور میانگین 1037 میلیمتربوده وبیشترین آن مربوط به ماههای بهمن وفروردین می باشد .وحداکثر دما مربوط به مرداد ماه 28 درجه وکمترین دما مربوط به اسفند ماه  8-درجه می باشد که دارای خاک شنی ورسی است که ومراتع به صورت چمن زار بوده ودر اکثر فصول سال سرسبز می باشد . قسمت غربی وجنوبی روستا کوههای هم چو ( ماموان –به لچه واورحمانی –ونه کی که لی – قه لاوو پارسانی –ته په وسه لیمی –سه رداو که لی)را تشکیل داده است  وروستا دارای کوه پایه های هم چو (که مه ره سیاواه –ده شته گوره –چه لوانا –که له که جر –نایشت –بانه کله –قه لوزه-پارسان –هانه می له وه-هانه گه زنه )می باشدو دارای دشت وزمینهای ناهمواری همچو (کوله جوه-هانه سه رده – هانه که وه –لایه گاه –شرواله-ورده گاه –ته خته ووره تاوی –هه وارومیری – هو رازه -  دره وباواشی خی –ده ر وآساوی –ده روته خته وبی – پین که بره –هالیه گوره –میاروان- ده ر و ناعلی ج آوای –آساوه کونه –مازیارا –برغوال- دومه شته –ونه خوگی –هانه ویس که ره م – مه رزه جر –جوو حاجی- هانه روسم –هانه کی سلان –چاله گوره –وره تاو هانه ویس که ره می-چالل و کی خای –لوته و مازیارای- ورانور-تفاو حمالتی –تفه بی تو ما- دو تفله –هانه هلو چان –هوز وه لی –وزه شاکله –مه رجی کی –مه لگاو زیارتا –هانه گلی سه ر-) می باشد .اطراف روستای چشمیدر را در شمال نسنار در جنوب ژریژه در غرب اریان ودر شرق بوریدر احاطه نموده است .با توجه به موقعیت فیزیکی روستا وشیب 40در صد داخل روستا در صورت بارش  برف وباران  زیاد احتمال ریزش بهمن و سیل خیلی زیاد است .   مساحت میدانی داخل روستا 14 هکتار وکل مساحت استحفاظی روستا   260 هکتار می باشد .

عوامل اقتصادی:   

در آمد اصلی روستا به ترتیب 1)گچ کاری 2)فرهنگی (معلمی –دبیری – استادی – کارمندی –پرستاری )3)کشاورزی (زراعت: آبی 44.5 هکتار –زراعت دیمی 6.5هکتار-)باغبانی :(باغ دیمی 150 هکتار –باغ ابی 50 هکتار )که جمعا" 185 خانوار کشاورز هستد .لازم به ذکر که 71 درصد از کل جمعیت روستا که در سن فعالیت قرار دارد (10 سال به بالا ) حدود 31 درصد از انان شاغل هستند .در ضمن روستا دارای مرغداری 20000هزار قطعه –زنبور دار – دامدار – دامپرور و هم چنین ام دی اف و پی وی سی کار بوده که این امر  سبب اشتغال چندین نفر دیگر شده است . در کل می توان گفت روستای چشمیدر فاقد افراد مرد   بیکار  می باشد .و حدود 75 نفر از زنان ودختران روستا صنایع قالی بافی را به مدت 3 سال انجام دادند به دلیل نداشتن پشتوانه مادی و فروش نرفتن قالی ماهی درهم  در حال حاضر هیج گونه فعالیتی صورت نمی گیرد   امکانات روستا :

روستا دارای امکانات ذیل الذکر می باشد :

1)  مدارس ابتدای با 43 نفر دانش آموز (20 دختر -23 پسر ) ،راهنمایی با 64 نفر دانش آموز (35 دختر 29 پسر)و دبیرستا ن با46 نفر دانش آموز که همگی پسر هستند 2) سنگ فرش خیابان 10 متری  3) دکل مخابراتی بی تی اس 4)دکل گیرنده صدا وسیما با 3شبکه همراه شبکه استانی ،5) تعاونی روستای با خدمات دهی به 12روستا 6) منبع آب شرب و لوله کشی بهداشتی زیر نظرابفار7) خانه بهداشت 8)مرکز مخابراتی ثابت وخدمات دهی مخابراتی به روستاهای نسنار ،یوژنان و هرسین 9)آسفالت جاده روستا تا 1950 متر مانده به داخل روستا 10)جمع آوری ،حمل و دفع بهداشتی زباله در روستا هر دو روز یک بار به صورت مستمر لازم به ذکر جاده دفع زباله به طول 3کیلومتر توسط مشارکت مردم با همکاری شورای اسلامی ودهیاری روستا احداث شده است .      11) ساختمان دهیاری  12)تراکتور دهیاری     

عوامل انسانی وجمعیت روستا  :

مردم روستا با حفظ اداب ورسوم به جا مانده از پیشینیان با زبان اورامی صحبت می نمایند که زنان ومردان با پوشیدن لباس کردی که هر کدام دارای  مشخصات جداگانه  وطرز پوشیدن متفاوتی می باشند مثلا" اکثر مردان  باپوشیدن (رانک وچوخه – که وا پانتول وگیوه در تلاشند تا اداب ورسوم گذشتگان خود رارعایت نماییند .هنوز در این روستا مردم در غم وشادی یکدگر شریک هستند وبا محبتهای صمیمی  خودکه شبها به صورت شب نشبنی به منزل هم رفته تا همیشه یارو یاور هم دیگر بوده وبر اتحاد خود بیا فزایند .

جمعیت روستا به دو صورت فصلی وثابت می باشد که جمعیت فصلی در حال حاضر بالغ بر 1630 نفر می باشد و جمعیت ثابت 1234نفر بوده که از این تعداد 646نفر زن و590 نفر مرد می باشند . جمعیت باسوادی مردان 91%و زنان 87%می باشد اطلاعات اماری درطول دورهای مختلف به صورت زیر می باشد که تحلیل وتفسیر آن نیز به زمان طولانی دارد.

۱۳۸۹

۱۳۸۳

۱۳۷۵

۱۳۶۵

۱۳۵۵

۱۳۴۵

سال

۱۲۳۴

۱۳۴۸

۱۵۹۳

۱۹۰۶

۱۱۴۹

۹۷۹

جمعیت

۳۰۰

۳۰۱

۲۹۹

۳۶۱

۲۳۸

۲۰۱

خانوار

         ۴/۰۱     

۴/۴۷

۵/۳۲

۵/۲۷

۵/۰۱

۴/۷۸

بعد خانوار

نیازمندی های روستا

1)اسفالت باقی مانده  جاده اصلی   2)گاز کشی داخل روستا    که این مشکل محوری می باشد .3)توسعه وبهسازی فاضلاب روستا 4) تکمیل خوابگاه شبانه روزی  80 تخت وخوابه که تا به حال 60 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است .5)  تکمیل پمپ بنزین روستا 6) نوساری مدرسه ابتدای که جزمدارس مخروبه شهرستان می باشد 7)سنگ فرش وادامه طرح هادی روستا 8) احداث جاده دسترسی به مسجد روستا 9)درست کردن زمین وسالن ورزشی در روستا با توجه به استعدادهای نهفته که در روستا وجود دارد 10 ) احداث پارک کودک در روستا 11) ارتباط و وصل نمودن جاده بین مزارع    به روستای سرومال (ادامه جاده دفع زباله )     12)توسعه وگازی نمودن چراغ های  معابر روستا 13) درست کردن غسال خانه وانتقال برق وآب به قبرستان روستا 14)ایجاد کارخانه بسته بندی خشکبار در روستا با توجه به موجود بودن  استعدادها وفراوردهای مواد اولیه طرح ذکر شده  در روستا   15) ایجاد اشتغال در روستا برای جوانان

منابع : معتمدین روستا 2) معلمین ومدیران بومی مدارس چشمیدر  3)دهیاری 4) اداره هوا شناسی 5) بنیاد مسکن 6) خانه بهداشت 7) شورای اسلامی روستا 8) جوانان روستا

  منبع :  چشمیدر _ چه شمیده ر

روستای دولاب

روستای دولاب در40کیلومتری جنوب شهرسنندج دردامنه کوه معروف «عه والان » مابین شهرسنندج وکامیاران، ازتوابع بخش موچش،منطقه ی اورامان ژاورود شرقی واقع شده است. روستای دولاب ازشمال به روستای« دیرمولی» وازجنوب به روستای« طاء وسرچی »، ازمشرق به روستای « نشورعلیا»،ازمغرب به رودخانه سیروانوروستاهای« وصی سفلی وعلیا » وازشمال غربی به روستای« بزلانه »،ازجنوب غربی به روستای « نزاز» محدود می شود.

دولاب فعلی ظاهرا ًروستایی به صورت پلکانی وبا بافت قدیمی است. تاریخ بناء آن معلوم نیست، هرچند دارای مسجدعبداللهی نمی باشد،اما قدمت آن به بیش از900 سال پیش می رسد.به هرحال روستای دولاب احتمالاً ازدوروستای قدیمی تربوجود آمده است : 

 الف- درزمان قدیم روستایی در« درّه ی غلام ویس» واقع درچناریز انتهای درّه ی « گول کین» « ویه سور» بوده .درحدود هفتاد سال پیش توسط باغداران که مشغول به کندن وحفاری باغات خود بوده اند ،اشیائی مانند زیر سیگاری، تنور و… بدست آمده که نشان ازقدمت آن دارد. اها لی این روستای ویران شده ، بعداً به دولاب فعلی نقل مکان کرده اند.

 ب – ازراویان سینه به سینه نقل شده ؛ باغات درّه ی نوم، درگذشته روستا، یا به قولی دیگرشهریهودیان بوده است. دلیل بر صدق این روایت این است ، که باغداران این منطقه درهنگام کار کشاورزی وحفرزمین به اشیاء قدیمی همانند؛کاسه، کوزه، ظروف ورشو وخمره های گلی دست پیدا کرده اند.

ج – دلیل وشاهد سوم براین ادّعا این است، که درحدود سی سال پیش پیر زنی  یهودی  به نام  « ایران خانم » ساکن محله ی آقازمان سنندج، ازدولاب به عنوان زادگاه خود ویهودیان یاد نموده وخاطره هایی ازدوران جوانی خود در روستا های دولاب ونیر نقل کرده است .ازمستمعین موثق شنیده شده، چند سال پیش رادیو اسرائیل از باغات « نوم » به عنوان زادگاه وشهر قدیم یهودیان  یاد نموده است .

ز بزرگان روایت شده؛ اوّلین کسی که روستای دولاب رابنیاد نهاده، فردی به نام «اسفندیار» که مقبره ی آن مرحوم درقبرستان سیّد اسحاق در روبروی روستا واقع شده است.

به هرحال روستای دولاب دارای آب وهوای معتدل کوهستانی و در حدود 160چشمه دائمی دارد ،پس به حق شایسته است، که نامش دولاب یعنی «دول ئاو» باشد . تنوّع هرچهار فصل وزیباییهای بی نظیر آن را برپیشانی خود حک نموده است. هر فصل ویژگی خاصّ خودش راداراست. در بهار کوه ها، باغ ودرودشت مخملی سبز به تن می آرایند. زمزمه ی چشمه ها وجویبارها با نغمه ی پرندگان روح وروان ،چشم وگوش را نوازش می دهند . میوه های رنگارنگ تابستان درکنار چشمه های سرد وخنک ،خستگی را ازتن عابران ورهگذران می زداید .

پاییزرا فصل دیگراست ، نه قلم قادر به توصیف، ونه زبان تاب بیان، ونه چشم تحمّل دیدن آن همه زیبایی را دارد .هزاران رنگ زرد، سرخ، نارنجی و... دیدگان را نوازش می دهند، پاییزعروس فصل ها ،تنوّع میوه ها ، نسیم جویبارها ،غم را ازدل ها می رباید وایّام را به دل رهگذران حلاوتی دیگر می بخشد .

   زیبا تر از همه زمستان، آخرین فصل سال با لباس سفید خود همه جارا پاک و یک رنگ می نماید. گویا همه  گردوغبارایّام را ورنگا رنگ بودن دیگر فصل ها را با خود می برد و طبیعت را برای تغییر وتحوّل ورویش وجوانه زدن وتوّلد دیگر وزندگی دوباره مهیّا می سازد .

 

روستای دولاب

دولا ب محلّ پرورش عالمان وبزرگان دینی زیادی درگذشته بوده - که متاسّفانه امروز فقط نام ونشانی از آن ها به یادگار مانده است- و مردمی شافعی مذهب دارد وبه زبان کردی وبالهجه ی اورامی،صحبت می کنند. دارای چهار مسجد وخانقاهی متعلّق به دراویش قادریّه می باشد،که در پایین روستا واقع شده و قدمت آن به 270سال می رسد. دولاب دارای آب لوله کشی ،برق،تلفن،خانه بهداشت،مدرسه ی ابتدایی ،راهنمایی ودبیرستان است؛ودرحدود194 خانوارونزدیک به 720 نفر جمعیّت دارد وبه دلیل شرایط سخت وصعب العبوربودن روستاآمارمهاجرت آن بیداد می کند ؛که بیش از 300 خانوار آن اکنون درشهرهای دیگر بخصوص؛ سنندج سکونت دارند .

تنوّع محصولات باغداران دولاب بی نظیراست شایدکمترروستایی رادراستان شاهد بود که این گونه تنوّع میوه رادر خودجای داده باشد.درتولیدگیلاس مقام اوّل استانی را داراست،انواع انگور، گلابی ،سیب،گردو،زردآلو ،آلبالو،شفتالو،انجیر،توت سفيد وفرنگی و... رامی توان نام برد .

انواع گل وگیاه دربهارزینت بخش دامنه ها وکوه پایه ها وتپه هاست .سیردرباغات وهوای خنک درگرمای تابستان ونغمه ی پرندگان ؛ دل هررهگذری رابه حق می رباید .

بیشتر مردم روستای دولاب به کشاورزی (باغداری)،دامداری (درحد تامین مایحتاج خود ) وزنبورداری می پردازند . جوانان درایّام بیکاری درشهرهای دیگراوقات فراغت خودرا با فروش خشکباروکاردرشرکت هاسپری می کنند . دولاب هم همانند سایرروستاهای مناطق کردنشین مردمی مهربان ، صمیمی ومهمان نوازوپیرمردانی خوش قریحه،پیرزنانی باتجربه وجوانانی فعّال وکوشا رادرخودجای داده که نتیجه ی تلاش وهمّت آن ها باعث شده که بیش از200 نفر دارای تحصیلات دانشگاهی باشند و مایه ی بسی مباهات وافتخاراست كه با همه ی این کمبود ها وسختی ها به چنین موفّقیّت هایی دست يافته اند.

منبع : طبیعت روستـای دولاب

روستای دزلی

بازگشت به ليست تصاوير

موقعيت و تاريخچه   

روستاي دزلي از توابع بخش مرکزي شهرستان سروآباد در استان کردستان، با مختصات جغرافيايي 46 درجه و 9 دقيقه طول شرقي و 35 درجه و 22 دقيقه عرض شمالي، در فاصلة 28 کيلومتري شهر سروآباد و 115 کيلومتري مرکز استان (سنندج) قرار دارد.ارتفاع اين روستا از سطح دريا 1400 متر است و اطراف آن را کوه و دره فرا گرفته است.

روستاي دزلي از شمال به کوه قلعه زمان( قه لا زه بان)، از جنوب شرقي به کوه مهدي و معدن سنگ ساختماني، از شرق و شمال شرقي به کوه سپي که مه ر، از شمال و شمال شرقي به دره دوله ناو و از غرب به کردستان عراق محدود شده است.روستاي دزلي تحت تأثير اقليم کوهستاني تابستان‏هاي معتدل و دلپذير و زمستان‏هاي سرد دارد.

اين روستا تاريخي کهن دارد. مسجد باشکوهي که از دوران خلافت خلفاي راشدين برجاي مانده است، آرامگاه

دوازده (12) اصحاب و ساير بناهاي تاريخي گواهي بر اين مدعاست.

مردم روستاي دزلي به زبان هورامی سخن مي‏گويند، مسلمان و پيرو مذهب تسنن هستند.

الگوي معيشت و سکونت

براساس نتايج سرشماري  سال 1385جمعیت دزلی 2700 نفر بوده  است.درآمد بيشتر مردم روستا از فعاليت‏هاي زراعي، دامداري، باغداري، خدمات و صنايع دستي تأمين مي‏شود.

کشت آبي و ديم در روستا رواج دارد و عمده محصولات زراعي آن گندم و نخود مي‏باشد. شرايط مساعد اقليمي، موجب رونق باغداري در روستا شده است و انواع ميوه‏هاي باغي مانند گردو، انگور، گلابي، گيلاس و شيلانه از محصولات سردرختي آن است.

مراتع گسترده موجب رونق نسبي دامداري شده و انواع لبنيات روغن حيواني در روستا توليد مي‏شود.
روستاي کوهستاني دزلي بافت متراکمي دارد. کالبد خانه‏ها و فضاهاي داخلي آن‏ها از شرايط طبيعي، نوع معيشت و فعاليت خانوار روستايي تأثير پذيرفته و شکل گرفته است. خانه‏هاي روستا داراي سقف‏هاي چوبي و مسطح، پنجره‏هاي کوچک و درهاي چوبي است.

مصالح عمده به کار رفته در خانه‏هاي قديمي از مواد در دسترس مانند سنگ، گل و خشت و در خانه‏هاي جديد از آجر، سنگ، آهن، گچ و سيمان مي‏باشد.

جاذبه‏هاي گردشگري

چشم‏انداز و طبيعت کوهستاني، چشمه‏هاي جوشان، باغ‏هاي سرسبز و انبوه پيرامون روستا، فضاي دلپذيري براي گردشگران ايجاد کرده است.

روستا را کوه‏هاي زيبايي از شاخه‏هاي رشته کوه‏هاي زاگرس فرا گرفته‏اند، که محل مناسبي براي ورزش کوهنوردي است. از جمله آن‏ها مي‏توان به کوه دالاني به ارتفاع 2564 متر اشاره نمود که در نزديکي جنوب غربي روستا قرار دارد و از جنوب شرقي به کوه کمانجه ر مي‏پيوندد.

کوه دالمز، با ارتفاع 1930 متر در غرب روستا واقع شده و سرچشمة رود چم شيان مي‏باشد. اين کوه از غرب

به کوه موجات مي‏پيوندد.کوه مهدی که بسيار زيبا است از انواع گياهان دارويي مانند گل ختمي، آويشن، رازيانه، پونه، خاکشير، گون و درختچه‏هاي متعدد پوشيده شده است.

از ديگر جاذبه‏هاي طبيعي روستا مي‏توان از چشمه خان و چشمه دزلي و همچنين باغ‏هاي سرسبز و انبوه اطراف روستا نام برد.

گفته مي‏شود مسجد قديمي روستا به دورة خلفاي راشدين مربوط است.تپه‏هاي باستاني قلعه، گورستان و مزار مشاهير روستا از جمله ملا حسن دزلي، ملا مصطفي مردوخي و زيارتگاه و مزار 12 اصحاب، از جاذبه‏هاي تاريخي روستاي دزلي به شمار مي‏آيند.

مردم روستاي دزلي همانند مردم ساير روستاهاي کردستان، در برگزاري مراسم ديني و ملي شرکت مي‏کنند.

در عيد فطر و قربان، پس از اداي نماز به ديد و بازديد يکديگر و بزرگان روستا مي‏پردازند و در تولد پيامبر (ص) مراسم مولودي‏خواني برگزار مي‏کنند.

بازي‏هاي محلي روستا عبارتند از: گرزان، زوران، قلاني، سه باز. هلوکاني و هلک ملک.
موسيقي جايگاه ويژه‏اي در ميان مردم دزلي دارد. از جمله آواهاي رايج در اين روستا مي‏توان به سياه چمانه، چپله و کناليل اشاره کرد. رقص محلي و معروف اين روستا هل پرکه نام دارد و براي بالا بردن توان جسمي شرکت‏کنندگان است که در هفت ريتم وبا موسيقي اجرا مي‏گردد.

پوشاک مردان روستاي دزلي، مشتمل بر چوخه، پانتول، ملکي، لفکه سوراني، شال، دستار، فرنجي، کله بال است؛ زنان نيز، از لباس کردي شامل جافي، کلنجه، شال، کلاه و کمله استفاده مي‏شود.

صنايع دستي روستاي دزلي مشتمل بر گيوه‏بافي، جاجيم بافي، موج بافي و چخورانک است.
معروف‏ترين غذاهاي محلي اين روستا، شامل دوينه، شلمين، دوخوا يا آش دوغ، ولوش، کلانه و يکاوه مي‏باشد.

کلوچه‏هاي محلي کليره و بژي برساق دو شيريني معروف محلي اين روستا هستند.

دسترسي: روستاي دزلي از طريق شهرهاي سروآباد، مريوان و سنندج قابل دسترسي است و جاده‏هاي منتهي به اين روستا، از شهرهاي مذکور آسفالت مي‏باشد.

منبع : http://dezli.blogfa.com/

روستای پلنگان

 پلنگان ، بهشت پنهان  

 پلنگان يكي از پرجمعيت ترين روستاهاي حال و قديم به شمار مي رود كه در 45 كيلومتري كامياران و در كنار رودخانه‌ي سيروان قرار دارد.پلنگان را مي توان برگ سوخته و فراموش شده‌اي از تاريخ مناطق كردنشين ناميد كه به دليل ظلم حكام و كم لطفي مورخين و نيز نبود تاريخ نگاري به شيوي علمي ، مطلب مبسوط و متنوعي در مورد آن يافت نمي‌شود. اما كهن‌ترين و معتبرترين اشاره در مورد پلنگان را مي‌توان در شرف نامه  اثر امير شرف خان بدليسي (كه استاد هه‌ژار هم آن را به كردي ترجمه كرده است) در سال 1005 نگاشته شده يافت كه پلنگان را جزء حكومت و تحت سيطره حكام كلهر معرفي مي كند. و در مورد تاريخچه آن مي نويسد:

»اجزاء حكام كلهرمنحصرند به سه شعبه و نسب خود را بگودرزبن گيو رسانده و گيو در زمان سلاطين كيان، والي شهر بابل بود كه بكوفه اشتهار دارد. و از درهام نام، پسري بوجود آمد كه حسب الحكم بهمن كياني لشكر به شام و بيت المقدس و مصر كشيده خرابي و قتل بسيار نمود . وچندان  از قوم بني اسرائيل به قتل آورد كه از خون ايشان آسياب بگردش آمده موخيان بخت النصر از وي تعبير كرده‌اند. آخر بخت النصر قدم به سلطنت نهاد از آن تاريخ حكومت آن ديار در دست اولاد ايشان است و عشريت ايشانرا گوران ميخوانندي.

اين سه شعبه از اين قرارند1- حكام پلنگان 2- درتنگ 3-امراء ماهي‌دشت (مايه‌شت) حكام پلنگان ازمشهورترين آنهاسه كس را مي‌توان نام برد 1- غيب ا.. بيگ 2- محمد بن غيب ا.. بيگ 3- امير اسكندر غيب ا.. بيگ كه در زمان شاه اسماعيل (930-892) در پلنگان ،حكومت مي‌نمود و نواحي ديودز ، نودز، دزمان، كواه كور، سور، كلانه،  منشور، مراوريد يمين را در تسخير خود داشت بعد از غيب اله بيگ پسرش محمد بن غيب اله بيگ قائم مقام پدر مي‌گردد. او مردي بود به فنون فضائل آراسته و به صفت عدل و انصاف پيراسته. آداب علما و فضلا را رعايت مي كرد. و نيز در پلنگان مدرسه‌اي و مسجد جامع ساخته«.

 شاه طهماسب (984-930)دختر او را به نكاح خود در آورد. بعد از فوت محمد بن غيب اله بيگ، فرزندش امير اسكندر حاكم پلنگان گرديد و پس از 10 سال حكومت دارفاني را وداع گفته و بعد از مرگ ايشان سولار حسين تكلو كه به نيابت شاه اسماعيل حاكم دينور بود به سر قلعه پلنگان رفته و آنجا را تسخير مي‌كند و در زمان فوت شاه اسماعيل دوم دستگير و به طور فجيعي آن را ضايع مي‌كند و در اين فرصت حكام شار زور قلعه پلنگان را تصرف مي‌كند و اين تصرف توسط تيمور خان اردلان فرزند سلطان علي سرخاب صورت مي‌گيرد پس از مرگ تيمور خان برادرش هلو خان متصدي امور مي‌گردد. با تصرف تيمور خان و شكست حكام كلهر، حكومت به دست طايفه اردلان افتاده و حدوداً در سال 977 هـ.ق تا 1005 كه شرفنامه نگاشته شده است حاكم بلاممانعت و منازعت پلنگان و ديگر قلاع (قلعه‌هاي ديگر) بوده است هلو خان آخرين حاكم اردلان در پلنگان مي‌باشد در زمان شاه عباس شكست خورده و قلعه پلنگان و حسن آباد به تصرف حكومت مركزي در مي‌آيد و در سال 1046 هـ.ق به دستور شاه صفي قلعه پلنگان را به علت سختي مكان و صعب‌العبور بودن آن خراب مي نمايند . براي پلنگان فعلي كه در 1 كيلومتري يا 2 كيلومتري پلنگان قديم كه آثاري از آن باقي نمانده است را مي‌توان تاريخي حدوداً 500 ساله ذكر كرد.  ديوارة ساخته شده در كنار رودخانه حكايت از تاريخي 1000 ساله دارد و يا در انتهاي همين رودخانه در محلي به‌نام (زينانه) حجاري و سنگ نوشته‌اي وجود دارد كه حكايت از زمان دورتري دارد بطوري كه تا بحال نتوانسته‌اند متن آن‌را ترجمه كنند.

پلنگان فعلي كه درسال 1046ساخته شده و از آجرهاي پلنگان قديم در ساخت مسجد روستا استفاده شده است و سنگ نوشته‌اي كه در ساختمان اين مسجد روستا به كار رفته بود، متاسفانه به سرقت رفته است و نيز آثار هلوخان از جمله پايه هاي بناي قلعه و مسير عبور مرداني كه آجرهاي آن را از محلي به نام »گوله وشتار« به داخل دره  و محل ساخت قلعه مي آوردند كه بنا به روايت مردمان اين منطقه از طريق شتر آجرها به محل آورده شده ، كه به نظر اشتباه مي آيد، چون كردستان و اورمان  فاقد شتر بوده است.

تاريخي بناي پلنگان جديد را حدوداً 100 سال بعد از ويراني آن تخمين زده اند كه توسط مردماني غير پلنگاني به مرور زمان تجديد بنا گرديده، به نظر مي رسد آباد كنندگان پلنگان جديد ، مردماني شيخ و روحاني مذهبي بوده اند و تا اين اواخر احكامي نيز در اين روستا داشتند و چشمه ها و محله‌هايي نيز بنام آن‌هاست همچون - باغ شيخ عمر - بيلو شيخ علائه دين ... .

مسجد قديمي كه در محل پلنگان قديم واقع بوده به عبدا.. بن عمر منتسب مي كنند و به مسجد عبدالهي مشهور است اما  اين قول بعيد است چون در آن زمان كردستان هنوز اسلام نياورده بود. و شايد نام سازنده آن با نام مذكور شباهت داشته باشد. از باورها و نقل قول‌هاي مردم اين منطقه در مورد نام پلنگان چنين بر مي‌آيد كه چون در پلنگان و كوه‌هاي اطراف آن پلنگ وجود داشته به اين نام مشهورشده است و بعضي ديگر نيز مي‌گويند چون مركز حكومت قدرتمندي در آنجا بوده لقب پلنگان را انتخاب كرده‌اند كه اين نقل قول مي‌تواند به واقعيت نزديكتر باشد. سرهنگ الماس خان كندوله‌اي شاعر بزرگ هم اصالتاً پلنگاني بوده كه بعد از ويراني پلنگان قديم ديگر برنگشته و در كندوله نزديك شهر كامياران سكني گزيد (كندوله روستاي كردهاي حوزه كرماشان مي‌باشد).

دست نامهربان تاريخ بر سر قلعه

در 800 متري روستا، كنار چشمه‌هاي پر آب كه مقداري چنگال خشكسالي نيز بر رخسارش هويداست، قلعه پالنگان ديده مي‌شود. مكان هزار اتفاق و رخداد. در اين قلعه شما مي‌توانيد بقاياي اتاق‌ها، آتشكده‌ها و پل‌هاي قديمي را ببينيد و لذت ببريد .

قدمت آن به گواه اهل فن به پيش از اسلام مي‌رسد. باستان‌شناسان وجود يك لنگه دروازه از يك تخته سنگ بزرگ و پل‌هاي ساخته شده روي رودخانه را دليل بر مدعاي خود ذكر مي‌كنند.

مؤلف «تحفه ناصري» قلعه را تا مدت‌ها محل زندگي و اسكان امراي «كلهر» عنوان مي‌كند. پس از آن خاندان اردلان ساكنان پيشين را از خانه مي‌رانند و خود رحل اقامت افكندند. پس از آن قلعه پالنگان در سال 594 شمسي ميزبان خاندان اردلان بود. پس از 472 سال زندگي آنها، اين مسافران دنيوي خانه را ويرانه كردند و به سراي ديگر رخت بربستند.

اين قلعه تا حدود قرن دهم هجري‌قمري آباد بود. با وجود اين از تاريخ ساخت آن اطلاعي در دست نيست. شايد هم پژوهشي بايسته در خور قلعه صورت نگرفته است.

بي‌شك به دليل موقعيت استراتژيكي اين قلعه، در قرن‌هاي پيش، يكي از قلعه‌هاي مهم و غيرقابل دسترس بوده است. در سال 1046 هـجري قمري به دستور «شاه‌صفي» قلعه پلنگان به دليل سختي مكان و صعب‌العبور بودن آن خراب و ويران مي‌شود.

روستا در گذر زمان

پالنگان حدود هزار نفر جمعيت دارد. هر فرد اين روستا از حمايت تمام اهالي در ناملايمات سخت روزگار برخوردار است.

پالنگان تاريخي طولاني دارد، چندين بار ويران شده و ديگر بار از نو سنگ بر سنگ نهاده شده است. در حال حاضر روستاي فعلي در يك يا 2 كيلومتري پلنگان قديم ساخته شده است و حدود 500 سال عمر دارد.

البته در انتهاي رودخانه در مكاني به ‌نام زينانه، حجاري و سنگ‌نوشته‌اي وجود دارد كه حكايت از زمان دورتري دارد، به طوري كه تا به حال نتوانسته‌اند متن آن‌ را ترجمه كنند.

آنچه بيشتر سيماي روستا را دلنواز كرده است، رودي است خروشان به نام تنگيور كه روستا را دو نيم كرده است. اين رود از حدود 20 چشمه شكل گرفته است و به همين دليل آب رودخانه را گوارا و زلال كرده است. رودخانه پس از طي چند كيلومتر در بستر رود سيروان جاري مي‌شود.

روستاي پالنگان گورستاني قديمي دارد كه نبايد ديدن آن را از دست داد. در اين آرامگاه ابدي چند سنگ قبر با خط كوفي مربوط به قرن ششم و هفتم وجود دارد.

آن گونه كه مي‌گويند مردمان فعلي از نسل ساكنان قديمي و اوليه پالنگان نيستند. ساكنان فعلي پس از يك دوره ويران شدن آبادي اقدام به احياي آنجا كردند. در تمام مراحل زندگي و مناسبت‌هاي مختلف آيين‌هاي ويژه‌اي اجرا مي‌شود كه براي گردشگران بسيار ديدني و جذاب است. هنگامي كه مردم روستا در بهار سوداي كوچ مي‌كنند بر ارتفاع كوه، كلي مراسم سنتي به‌جاي مي‌آورند؛ مثل موسيقي گريان، چپله و سياچمانه.

گرچه اين روستا را براي مسافرت در چهار فصل مناسب مي‌دانند، اما زمستانش سخت برفي است. با وجود اين گردشگران حرفه‌اي و دوستداران طبيعت زمستانش را به ديگران توصيه مي‌كنند.  ..

پلنگان روستایی زیبا اما فراموش شده

اينجا نه مانند شمال و شيراز نامدار است و نه مثل پايتخت پر اتفاق. همين دليل خوبي است براي رفتن به ميان دل مردماني پرابهت. به آن «پالنگان» مي‌گويند. نزديك كامياران است. حتما مي‌دانيد كجاي نقشه قرار مي‌گيرد.

روستاي پالنگان در دهستان ژاورود، غرب كامياران در دره تنگيور در استان كردستان است. براي وجه تسميه نامش دو معني قائلند. نخست پالنگان در ابتدا پلنگان بوده به معني زيستگاه پلنگ و ديگر آن كه پال در زبان كردي و محلي به معني تكيه دادن است.

عادت همه شده زماني كه معماري پلكاني را مي‌شنوند نام و سيماي ماسوله را به ياد مي‌آورند، اما پالنگان نيز معماري پلكاني دارد. حياط هر خانه پشت‌بام همسايه مهربان اوست.

خانه‌هاي اينجا به طور كلي با مصالح بومي بويژه سنگ بنا نهاده شده است. رسمي است كه از كهن تا به امروز نسل در نسل دانش آن منتقل شده است. تمام خانه‌هاي اين روستا به طريق سنگ‌چين ساخته شده‌اند..

در اينجا قامت سخت و مقاوم كوه را با متانت تراش مي‌دهند و در فضاي ايجاد شده، سنگ‌هاي كنده شده، به صورت خشكه‌چين توسط استادان چيره‌دست روي هم بنا مي‌شوند و نتيجه كار خانه‌اي مي‌شود آرام و چشمنواز، به رنگ كوه كه تنها كمي تغيير فرم داده است.

خانه‌هاي شگف

روستاي «پالنگان» در دهستان ژاورود در ۴۷ كيلومتري غرب كامياران در دره تنگيور در استان كردستان واقع شده است. اين روستا در دامنه كوه و در دو طرف دره قرار دارد و بافت آن از لحاظ معماري به صورت پلكاني ساخته شده است و پشت بام منزل پائين به منزله حياط خانه بالاست. 

رودخانه خروشان تنگيور كه از ميان آبادي مي گذرد آن را به دو قسمت تقسيم كرده است و خانه هاي روستا با سنگ و بيشترشان به صورت خشكه چيني ساخته شده است.
اين ناحيه از مراكز مهم كردستان در دوره سلجوقي به بعد بوده است و قلعه پالنگان كه مجاور روستا و در بالاي كوه قرار دارد بيانگر اين مطلب است. با توجه به بقاياي مساجد، منازل قديمي و باغ هاي زيباي اين روستا به نظر مي رسد كه شالوده اصلي آن به دوره ساماني بازمي گردد.

همچنين روستا داراي گورستان قديمي است كه چند سنگ قبر با خط كوفي مربوط به قرن ششم و هفتم در آن وجود دارد، اما از همه مهم تر بافت معماري پلكاني روستا است كه داراي ارزش فراوان است. اين روستا افزون بر داشتن معماري زيبا، داراي چشمه ها و آبشارها و طبيعتي سرشار از زيبايي منحصر به فرد در استان كردستان است. بيش از ۲۰ چشمه جوشان در دره تنگيور است كه آب زلال و خنك خود را به رودخانه تنگيور مي ريزند و آبشارهاي حاصل از ريزش آب اين چشمه ها بسيار ديدني است. رودخانه تنگيور كه از ميان آبادي مي گذرد، بخش اعظم آب خود را از اين چشمه ها كه در فاصله ۷۰۰ تا ۸۰۰ متري جنوب شرقي آبادي قرار دارند تأمين مي كند و به همين رو آب رودخانه بسيار گوارا و خوش طعم است. رودخانه تنگيور بعد از گذر از آبادي در حدود ۱۲۰ متري غرب پالنگان به رودخانه پرآب سيروان مي پيوندد.

به واسطه خصوصيات آب رودخانه تنگيور و اين چشمه ها، بزرگ ترين مجتمع هاي پرورش ماهي در كنار اين روستا ساخته شده است كه بيشتر گردشگران به علت تازگي و نوع ماهي ها و همچنين قيمت مناسب آن براي غذا و همچنين دستاورد سفر به پالنگان، اقدام به طبخ ماهي در محل مي كنند و اهالي اين روستا بخشي از مايحتاج خود را از اين رودخانه تأمين مي كنند. اين روستا بسيار سرسبز و داراي آب وهواي بسيار مطلوب و دل انگيز در فصل هاي بهار، پائيز و زمستان است و از اين لحاظ از ديدني ترين نقاط استان كردستان به شمار مي رود.

به نقل از روزنامه ايران

با تشکر فراوان از وبلاگ http://www.pelangan.blogfa.com/

      

روستای دیوزناو

 

روستای دیوزناو - کذدستان

منبع عکس :عکس هایی از روستای دیوزناو

کتیبه مسجد دزآور


این کتیبه(سنگ نوشته) که درطبقه اول مسجد روستای دزآورودرقسمت وضوخانه وآبخوری هاقراردارد.قدمت این نوشته سنگی برابرتاریخ مندرج درآن به سال 1193ه.ق بوده است(239سال قدمت).

کتیبه به تعمیرمسجد دزآوربه دست محمد یوسف سان(سلطان)حاکم بزرگ هورامان اشاره می کند.داستان ازاین قراربوده که محمدیوسف سلطان حاکم وقت هورامان لهون وتخت طی سفری که به دزآورداشته است،درباغستان (هامنو)به دیدارملاقاسم دوم پدربزرگوارمرحوم ملانعمت(که نسبت فامیلی خانواده نعمتی هابدان سبب است)می رود.وباتوجه به این که ملا قاسم،احترام وپذیرایی شایانی ازحاکم وقت هورامان می کند،سلطان نیزازاین همه احترام ومهمان نوازی ماموستا،بسیارشادمان شده،وازایشان می خواهدبابت این همه محبت هرخواسته ای راکه می خواهید.انجام می دهم.ماموستاهم به نیازمسجدتاریخی دزآوربه تعمیروبهسازی آن اشاره می کند،وسلطان خواسته رااجابت کرده ومسجدرادرزمان بسیارکمی مرمت می کند،وجهت یادبوداین کتیبه نگاشته می شود.

منبع : http://haneberchem.mihanblog.com

مقالات

یاوگه‌ چێشه‌ن و چه‌نی بلمێ په‌یش؟-داریۆش ره‌حمانی

پێوه‌نی دیاسپۆرای فه‌رهه‌نگی و ئه‌وه‌مه‌نای زوانی هه‌ورامی - ئومید حه بیبی

ئه‌ده‌بیاتی فۆلکلۆریک جه‌ هه‌ورامانه‌نه‌ - ئومید حه بیبی

ئێمه‌و راو هۆ‌رامانی -محەمەد مستەفازادە

هۆۆرامانی خاسته‌ر بشناسمێ هۆرۆۆگێڵنای ـ لوقمان بێستوونی

گه‌وره‌ و بێ نام ونیشان!!!!- ئومید حه بیبی

داستانێ به‌ زڤانوو هه‌ورامی

داستانه‌و (حەۆت بڕاڵە)ی

نویسته‌یش: منوچهر کریم زاده/ هۆرگێڵنای کورش یوسفی

***************************************

داستانه‌و (چەنە ئامایی ژەنێۆۆ هەورامانی)

 کورش یوسفی

****************************************

«ڕۆ ئه‌ذێ»

هۆرۆگێڵنای به‌هه‌ورامی: کورش یۆسفی

****************************************

«رازو فیلی ومریچڵێ»

 کورش یوسفی

*****************************************

رازێ وه‌شێ

 شعیب خالدی زاد

****************************************

چننێ ته‌ر ڕازێ وه‌شێ

شعیب خالدی زاد

****************************************

رازێ وه‌شێ (چۆتاش)

شعیب خالدی زاد

**************************************

«سه رهه‌نگ»

 هۆرگێڵنای کورش یوسفی

****************************************

ڕازێ به‌ زفانوو هه‌ورامی 

 کوورش یووسفی

*****************************************

یه‌رێ مووچیاریێ لۆقمانی حەکیمی به‌ کۆڕه‌که‌یش

 ئێڕشاد قۆدسی

********************************************

داستانۆ دڤه‌ براڵه‌ی

عبدۆڵڵا حه‌بیبی

*********************************************

 ئی حه‌قه‌ پا حه‌قێ

کورش یۆسفی

**********************************************

هێڵه‌ی ره‌نگ کریا

عبدۆڵڵا حه‌بیبی

***********************************************

کوره‌ تاقانه‌ جه‌ زیندانه‌نه‌‌

 ئێڕشاد قۆدسی

********************************************

ڕازه‌ۆ مامالێ

 کورش یوسفی

********************************************

 

داستانه‌و (حەۆت بڕاڵە)ی نویسته‌یش: منوچهر کریم زاده/ هۆرگێڵنای کورش یوسفی

جە ویەردێوی   فرە  دوورەنە   ژەنێوە  بۆ  حەۆت  کوڕێش  با. خەفەتێۆی  فرە  وەرو  کناچێش  نەبۆ .ماوێوش   پەنە  مشو  پەی  هەشتەمین  کەڕەتی  لەمەش  پەڕە  بۆ. وەختۆ  پەیدا  بیەی   زاوڵەکەی   کۆرەکاش  واتشا : ئێمە  ملمێ  پەی  کەشی،  ئەگەر  کناچێت  دییە  ، هێڵەکەکێ   وەرۆ  بەرەیەنە  ماڵوچنەرە ، تا  ئێمە  گێڵمێۆە  پەی  یانەی ، ئەگە ر   دیسانەۆ  کۆڕت  دی  تفەنگەکەی  ماڵۆچنەرە  تا ئیتر  نەیمەێ . ئیتر  تاقەتما  نەمەندەن  بێ  واڵێ  یانەنە  بنیشمێرە.

کوڕەکێ  ئی  قسێشا  کەردەو   یانەنە  زیەیرە.

فرەش  پەنە  نەشی   ژەنەکێ  کناچڵێوەش  دیە، فرە  وەش حاڵە  بیە. بە  براژەنەکێش  واتش :ئەگەر  زەحمەت  نیا  ئا  هێڵەکێ   وەرۆ  بەرەکەیەنە  ماڵۆچنەرە ، هە ر کاتێت  زانا  کۆڕەکێم  ئامەێۆە .

براژەنەکێش  زاوڵە شا  نەبێ،بەخێڵە بێ، جیای  هێڵەکەکێ   تفەنگەکەش   ئاڵۆچنارە.

کۆڕەکێ وەختێۆ  گێڵەێۆە و  چەمشا  کەۆت  بە  تفەنگەکەی  ، هەر چاگە و  ڕاکێشا   فاڕا و  ڕوەشا  کەردە  کەش و  کوی و  ئیتر  نامێوە .

ساڵێ  ویەردێو  کناچەکێ  گەورێ  بیە.

ڕوێۆۆ خەریکو  گەمە  کەردەی  بێ چەنی  ڕەفێقەکاش،وەختێۆ  ئادێ  گەرەکشا  بێ   قسەکاشا  سەلەمنا  پەنەش ،واچێنێ ؛ بە گیانۆ  براکەیم  راس  ماچوو.

کناچەکێ  ویرش کەردەو  وەرۆ  وێشەرە  واتش  من برام نیا  چێش  واچوو قسەکام  پەسینا. دماوە  واتش؛ گیانۆ  گۆرەکە کەیما  راس  ماچو.

ڕەفێقەکاش  واتشا :  چی  گیانۆ حەۆت  براکەیت  قەسەم  مەوەری ؟

کناچەکێ  واتش: من  برام  نیا .

واتشا  ئەی  درۆزن! حەۆت  برەێت  هەنێ  ئا  وەختە  گیانۆ  گۆرەکەکەیتا  قەسەم  وەری ، گەرەکتا  قسەکێت  باوەڕ  کەرمێ .

کناچەکێ  دەسش کەرد  گرەوای و  لواوە  پەی  یانەی  ، بە  ئەدەێش  واتش : زاوڵێ  گاڵتەم  پەنە  کەراو  ماچا  حەۆت  برێت  هەنێ.

ئەدێش  واتش:راس  ماچا .

کناچەکێ واتش: چی تا ئیسە  نەواتەنت  پەنەم .

ئەدێش  واتش: گەرەکم بێ  خەفەت  نەوەری .براڵەکێت  ئا ڕوە  تۆ  ئامای  دنیا  لوێنێۆ  ئیتر  نامێنێوە.

کناچەکێ  واتش: وێم  ملو  مێزوشاوە. کەوتە  ڕا و لواو  لوا  تا  یاوا  یانێۆ.

کناچەكێ هەرچی  تەقەش  دا، کەسی  بەرەش   نەکەردەۆ، ئاخرشەو  وێش  بەرەش  کەردەۆ  لوا دلێ . کەس نەبێ  یانەکەنە ، بەلام  دیار بێ  خەڵکانێۆ  چێگەنە  ژیوا.

کناچەکێ  یانەکەش  گزی دا و چاشتیش  نیا  سەرو لوا  گوشێۆەنە   وێش  شارتەو  تا  بزانۆ  چێش  مەی  وەرەو.  فرەش  پەنە  نەشی  حەۆت  پیە  ئامەیۆە  پەی  یانەکەی. وەختێۆ  دیشا چاشتی  حازرەنەو  گرد  لەێۆ  گزی  دریان  سەرەشا  سڕ  مەن  و  واتشا  ئینە  یانێ چێش؟

هەر چێ   ویرشا  کەردەۆ  عەقڵشا  ئەو  هیچ  حەنێوی  بڕش  نەکەرد .

چن  ڕوێ  هەر  پی  جورە  ویەرد.کناچەکێ  وێش   نیشانە  نەدا،ڕوێۆ  کۆڕەکێ  قەرارشا  دا  یۆ  چادیشا  یانەکەنە  مەنوۆە   وێش  شاروۆە  تا  تاووتو  ئی  کارەیە  بەربارۆ.

کناچەکێ  پا خیاڵە  کەس  نیا  یانەنە  ، یاگەکێ شەنە  ئاما  بەرو دەسش  کەرد  بە  هەرمان  کەردەی. کۆڕەکە  یاگەکێشەنە  زیارەو  دەس و  کناچەکێش  گێرت و واتش :واچە  بزانو کێنی و  چێگە  چێش  کەری ؟

کناچەکێ  واتش :شونو  حەۆت  برایەکامەرە  گیڵو . کۆڕەکەی  واتش :کەی  براڵەکێت  گمێ  کەردێنێ؟

کناچەکێ واتش :ڕوێۆۆ  من  ئامێنا  دنیا  ئادێ  ئیتر  نامەێنێ  پەی  یانەی .

کۆرەکە  فرە  وەش  حاڵ  بی و واتش  ئێشتێبا  نەکەرو  تۆ  واڵۆ  ئێمەنی ،چێگە  مدرە  تا  بلو  براکام  هاگادارێ  کەرو.  دماوە  لوا  شونو  ئەویشارەو  پێوەرە  ئامەێۆە. جە  کناچەکێ  پەرسا شا  چەنی  بی  بڕاڵەکێت  یانەو  وێتا  ئاستشا  جیا؟

کناچە کێ  بەسەرهاتەکەش  پەی  گێڵنەێۆە .

براڵەکێش  فرە  وەش حاڵێ  بیێ و واتشا  کوچێۆ  لاماوە  مەنەو  تا  بزانمێ  خوا  چێش  کەرۆ.

چی  بەینەنە  لالو  ژەنەکێش  ئینە  جە  وێش  رازی  بێ  کە  ئیتر  خوای  نەژناسێ.شەۆێۆە  جە  مانگێ  پەرساش :ئەی  مانگ  واچە  بزانوو  تۆ  زەریفەنی  یا من.

مانگێ جوابش  داوە: نە تۆ و نە من.واڵۆ حەۆت براڵەی جە گردیما  وەشڵەتەرەنە.

لالۆ ژەنەکێ  چێرو  لچانە  واتش:تەماشەو  من کەرە دڵم وەش  بێ  حەۆت  براکە  گۆڕەشا  گمە  کەردێنە و کناچەکێچ   لوەێنە  وەردەساشا.مشیو  بلوو  بێزوشەو  کاڕێوش  پەنە  کەرو  ئیتر  مانگە  نامێش  نەبەرو  و  وەشڵەییش  نەکۆۆ  چەمێمەرە .

دماوە  کەوتە ڕا  چی  وەڵات  پەی  ئەو وەڵاتی  چی  دەگێ  پەی  ئەو  دەگێ، تا  یانەکەشا  ئێست شەو.  کناچەکێ   بە  دیەی  لالۆ ژەنەکێش  فرە وەش حاڵە  بیە و بەردەش  پەی  یانەکەیشا.

لالۆ  ژەنەکێش  واتش :فرە  تەژنەما  کۆچێو  ئاوی  بارە  بوەرو.  کناچەکێ  ئاویش  ئاردە و لالۆ ژەنکێچ ئاوەکێش واردە و  واتش  ئیسە  وێت  وەرە. کناچەکێ  واتش  تەژنەم نیا لالۆ ژەنەکێش  واتش  بێ دڵێم  مەکەرە. کناچەکێ  کاسەو  ئاوەکێش  گێرت وواردەش. لالۆ ژەنەکێش  بێ  دزیێ نە کلکەوانەکەش  وستەرە دلێ  کاسەکەی وکناچەکێ  کەوتەرە  مەردە.

ژەنەکێ وەختێۆ ئینەش دێ  واتش :ئیسە دلم مەردەرە .هورستەو گورج لوا  شونو  کارو وێشەرە.

وەختێۆ بڕاڵەکێ ئامەێۆە  یانەو  دیشا  واڵەکێشا   کەوتێنەرە  دلێ  یانەکەی و  مەردێنە،دەسشا کەرد بەشیوەن و ڕۆڕۆ. ئاخریچەو دلشاناماکەراش چێرو  خاکیەو. سەننۆقێۆشاپەی تاشتەو واڵەکێشانیاشادلێش.دیمێۆۆسننۆقەکەی بەتەڵا و دیمێۆیچش بە  نۆقرە  پۆژناشارە،

بیناشا  وشترێوەرەو  وەرەشا دا  دەشتەرە.

چاروەنە  کۆرە  پادشاو  ئا  وەڵاتەیە لوا  پەی  شکاری. وشترەکەش  دی  و بەردش  پەی کاخەکیش وسننوقەکەش  ئاردەرە  واری  وبەرکەش  کەردەو جنازەو  کناچەکێش  چەم  پەنە کەوت.   کۆڕە  پادشا بە  نۆکەرەکاش  فەرمانش  داو  واتش : کناچەکێ شوردێو کەفنش کەردێو  ئەسپەردەش  کەردێ.چی  وەختەنە  کۆڕێو  نزیکۆ  جەنازەکەیەنە  مدرابێرە ،واتش:لودێ  ئەو  لاوە. دەسش  بەرد  دەمۆ  کناچەکێرە ،کلکەوانێوش  بەرئارد و کناچەکێ  ژڵێۆیاۆە وچەمیش  کەردەێو  هورستەو.

نۆکەرەکێ  خەبەرەکەشا  دا بە  کۆڕە پادشاکەی.ئادیچ   ئاما  دیش کناچێۆە  پێسەو  مانگێ نیشتێنەرە  دلی سننۆقەکەی. کۆڕەکە  جە حاڵ و  ڕو کناچەکێ  پەرساش. ئادیچێ  بەسەر ئاماکەو  وێش  ئەوەڵ تا ئاخرش  گێڵناوە. کۆڕە  پادشاکەی  واتش:  ئیسە  حازرەنی  شووم  پەنە کەری.

کناچەکێ  قەبووڵش  کەردو  کۆڕە  پادشاکەی  کیاستش  شونو  ئەدەیشەو  براڵەکاش.حەۆت ڕوێۆ  حەوت  شەوێ  جەژنەشا  گێرتەو  دماوە  چەنی  کناچەکی  زەماوندەش  کەردە.

منبع :  http://www.zheway.com/index.php