واژ ه گان مشترک اورامی _ اوستا و پهلوی

 


شکی نیست تفاوت در زبان تفاوت در آواها و نشانه ها نیست بلکه در جهان بینی ها و رهیافت هاست . زبان وسیله ایست برای انتقال مفاهیم و اندیشه ها میباشد که مجموعه واکنشهای منطقیبین چشم وذهن برای بیان ماهیت مادی و انتزاعی مفاهیم میباشد. نحوه تن صدا و واژه گان بکار رفته در ساختار یک جمله که از زبان یک شخص جاری میشود اطلاعات جغرافیایی اجتماعی هنگفتی راجع به زبان آن منطقه به ما میدهد.

 

(زباناز بارزترین و روشن ترین عناصریست که هویت انسان دانشمند را روشن ساخته و به عنوان نیرویی بودهکه فرهنگ های مختلف را از هم متمایز کرده است. دیرینه شناسان پیدایش زبان را همراه با پیدایش اولین ابزارهای دست انسان می دانند . به نظر تحولیون راست ایستادن انسان بنا بر قوانین فیزیکی طبیعت از جمله قانون کشش متقابل اجسام این امتیاز را به همراه داشت که صورت کوتاه تر و استخوان فک پایین از لحاظ حجم و شکل ماهیچه ها ظریف تر گردد و در نتیجه شکل اندام هایی چون , لب ها , زبان, سقف دهان,حلق حنجره, برای آواها و تلفظ واج ها متناسب گردد.(روح الامینی: 1382 ص 81)مورخان نیز شکل گیری و توسعه زبانها را با پیدایش انسان اندیشمند حدود 30تا 35هزار سال پیش از میلاد همراه می دانند . دیرینه شناسان معتقدند که شالوده و ساخت اساس زبان در عصر فلزات یعنی عصری که آدمی پا به عرصه اختراعات گذاشتبنیان نهاده شد .(روح الامینی:1382ص 83)

 

(پروفسور لرخ) زبان شناس بزرگ روس جدایی زبان کردی از زبان فارسی را غیر قابل انکار می داند و دال بر علل را این میداند که کردها در زمان های بسیار قدیم از سایر قبایل بصورت جداگانه جدا زندگی می کرده اند. لرخ این موضوع را به موجب ویژگی فونتیک و دستور زبان کردی اثبات می کند. او هم چنین می گوید تا وقتی که زبان کردی و گویشهای آن در همه مناطق را مورد بررسی قرار ندهیم نباید آن را در مقابل زبان پارسی وزبانهای دیگر قرار دهیم.(قناتی کردو:1379ص 101)

 

(مكنزي) خاور شناس برجسته اروپايي كتابي را به عنوان (دياكلتيك اورامان لهون ) چندین سال پیش در زمينه گويش اورامي نوشته و تدوين كرده است.ویمعتقد است اين گويش به صورت زباني جداگانهاز زبان كردی است و آنرا داراي ساختار و دستور جداگانه اي از زبان كردي مي داند. كه به نظر اينجانب كه نگارنده نوشتهموجود هستم سخنایشان را تا حدودی غیر منطقی نمی دانم و آن راتایید مینمایم .چراکهزماني يك شيوه سخن گفتن را لهجه و گويش بايد دانست که ساير لهجه و گويش ها آن را بفهمند و قدرت تشخیص واژه گان آن را داشته باشند . در حاليكه اگر يك فرد كلهريا سوراني يا كرمانجبه اورامان وارد شود كلمات بسيار نا چيزي از اين زبان استخراج مي كند. آیا منطقیست که نحوه حرف زدن یک فرد جاف زبان وکرمانشاهی زبان را لهجه ای از زبان کردی بدانیمودر کناراین دوشیوه صحبت کردن یک فرد اورامی زبان را که بسیاری از کلمات آن پیچیده میباشند را نیز لهجه ای از زبان کردیقرار دهیم . بايد به خاطر سپرد كه اين زبان يا گويش به علت وجود كلمات زياد آن كه در كتاب اوستا جدا از ساير زبانها استفاده شده وهمچنینساختارخود زبان اوستا كه به شيوه اي نزديك به اين زبان نگاشته شده است اين نظریه را قوت مي بخشد كه اورامي همان زباناوستای زرتشت بوده باشد .(از سری علل هایي كه زبان اورامي را دست نخورده باقي گذاشته است اين بوده كه اولا اين منطقه به علت صعب العبور بودن و عدم وجود اقتصاد غني مردمانش مورد تجاوز قرار نگرفته است و همان شكل کهن خود را حفظ كرده است که واژه گان نیز از این مهم استثنا نبوده اند. ثانیا سابقهیکجانشينی آنان به صده هاي پيش از ميلاد مي رسد که این قضیه باعث شده تا زبان و گويششان با زبان سایر ملل قاطي نشود.(ايوب رستم : 2008ص 118)

 

عده اي گويش زبان اورامي را به عنوان كهن ترين گویشهای زبان کردیمي دانند.(ايوب رستم : 2008ص 117)

 

و عده ای دیگر از زبان شناسان شيوه زبان اورامي را مادر زبانهاي آرياييهندوستان, ايران, و ميراث دين زرتشت و ميترايي ميدانند.(ايوب رستم :2008 ص 11)

 

برخي ديگر از زبان شناسان معتقدند كه اورامي مادر زبانهای ایرانیمي باشد .(ولد بيگي : 1387ص48 )

 

نكته اي كه قابل توجه است اين است كه در اورامان خاصتا اورامان لهون مردماني (جاف) زبان كه از ديگر شاخه هاي زبان كردي اند با اورامنان زندگي مي كنند و اورامنان به زبان آنان مي تواند حرف بزند. اما جاف زبانان نمي توانند و كلمات را هم كنجكاوانه مي فهمند. (ولد بيگي :1387 ص 47)

 

قبل از اینکه نظر شما گرامیان را به کلمات مشترک اوستایی و اورامی جلب کنم یک جمله بسیار مهم را که در اوستای زرتشت بشیوه اورامی کهن سروده شده و جمله ای نیایشی در همه ادیانگذشته تا به امروز بوده را خدمتتان ارائه میدهم :

 

اوستایی= آخشتیم وتیم یرهمید(کیخسرو:1380ص60)

 

اورامی=آشتیوشیمورهمی

 

پارسی=آشتیخوشمازشمی آید

 

ترکی = بارشماخایستیرانانگلر

 

ساختار کلمات بالا را در هرسه زباناگر با هم مقایسه نمایید پی به اصالت دار بودن و ریشه دار بودن زبان اورامی و هویت کسانی که با آن تکلم میکنند می بریم . چرا که نزدیکی بسیار موزونی بین ساختار حروف و کلمات آن شاهد هستیم . ساختار این جمله در(ترکی )بسیار دور تر از سه زبان بالا میباشد

 

كلمات مشترك پهلوی __ اوستایی که در اورامی امروز محاوره میشوند در زير به عنوان مثال آمده است:

 
 

كلمه در اوستا وپهلوی

كلمه در ساخت اورامي

كلمه در پارسي

امروز

1-نمه

2-يو

3-هنگ

4-کامچه

5-باژ

6-اور

7-ماونگه

8-پیس

9-ورس

10خاترمچه

11-اورثا

12-دوا

13-ذل

14-یه ره

15-می

16-یه تیم

17-گوزنی

18-مزگه

19-تریته

20-وای

21-مژگ

22-مروشنا

23-دروند

24-واوه

25-بره

26-ژوژک

27-فریشتا

28-نیمروچ

29-نتوپدی

30-ائشم

31-بگا

32-مخشي

33-ورفا

34-شن

35-مانووه

36-ماسيا

37-خور

38-برزدا

39-ورهرام

40-سروش

نما

يه وه

هه نگ

کناچی

واچه

ئه ور

مانگه

پیس

وه ریسه

خاطرجم

هورزا

دیو

زیل

وه ره

مه ی

وه شیم

وه زه ن

مزگی

تاته

وا

مه ژگ

رژنای

درون

یاو

به ره

ژوژو

فریشتی

نیمه رو

نه توپدی

ائش

به گا

مه شی

وه ره

‍‍‍ژه ن

مانووه

ماساوي

وه ر

به رزا

وارام

کروشل

نماز

جو

زنبورعسل

بانو(باکره

گفتن

ابر

ماه

جذامی(کثیف

طناب

خاطر جمع

بلند شده

دیو

دل

از او(آن)

می آید

دوست داشتن

آبشار

مسجد

پدر

باد

مغز(فکر)

ویران کردن

دروغ

تب

بردن

جوجه تیغی

فرشته

ظهر

فنا شدن

رنج - غضب

خان

مگس

بخور

زن

ماندن

ماهي

خورشيد

بلندي

بهرام

خروس

 
 

 

 

در اورامان كلماتي هنوز استعمال مي شوند كهنتيجه مبادله فرهنگی بوده کهگذشته گانبا ساير ملل داشته اند و هنوز هم پس از هزاران سال از مرگ آن تمدنهاپا بر جا هستند. مثلا در زبان بابلي به كلمه تنگ (تسك) مي گفته اند و در اورامان كلمه اخیر را همراه با (تون) بكار مي برند كه معني تنگ را مي دهد. همچنين واژه (قوخ)كه بر گرفته از دوره آشوري است در آنجا به همين معني (شفتالو) به كار برده مي شود.کلمه (ئازا)به معنی زرنگ میباشد که کلمه ای مادی بوده وهنوز در اورامان محاوره میشود.اسم های مهمی چون( لهراسب )صورت تغییرشان (لر + اسپ ) بوده که بمعنی دارنده اسب ضعیف بوده است

 

توضیح واژه گان جدول:

 

واژه(نمی )این واژه بیانگر اساسی ترین مراسم هر آیینیست که در زبان اورامی با همان شیوه کهن خود پا برجای بوده است(کیخسرو:1380ص98)

 

واژه(کامچه) (کیخسرو:1380ص98)

 

واژه(باژ) (دوستخواه :1371ص933)

 

واژه(ماونگه) (دوستخواه:1371ص957)

 

واژه(پیس)این واژه در قدیم خاص بیماران جذامی و عفونی بوده امروز به معنی کثبف و نامرتب به کار برده میشود(دوستخواه:1371ص960)

 

واژه (ورس) (دوستخواه:1371ص1072)

 

واژه(ذیل)در نودشه همین واژه استعمال میشود

 

واژه (وه ره)دوتا حرف (ی) و (واو) در برخی اوقات با همدیگر تعویض شده اند مثلا: (یه ره)به (وه ره)تبدیل شده

 

واژه(یتم )بمرور زمان به (وه تیم) وبعد به (یه شیم) و در آخرین مرحله به کلمه (وه شیم)تغییر حالت داده است

 

واژه (گوزن)در شهر نوسود و اطراف آن هنوز استعمال میشود.

 

واژه (مزدگه)در گلستان سعدی نیز با عنوان (مزگت) آمده است

 

واژه (ائشمه)(دوستخواه:1371ص975)

 

واژه (برز)در طول تاریخ زبان اوستایی و پهلوی بسیار مهم بوده و در پس وندها و پیش وند ها کاربرد داشته است . آتشکدهمهمی چون آتشکده آذر برزین- در ارومیه دارای همین پسوند استبه معنای آتشکده برگزیده و بلند پایه استعمال شده است . کلمه (برز)به معنی بلند و شكوه مي باشد. كلمه (برديا) پسر كوروش همان (برزيا) بوده است كه به مرور زمان به برديا تبديل شده است یعنی فرد بلند مرتبه. همچنين كلمه (البرز) صورت اولیه اش (هر + برز )بوده و در اوستا بمعنی بلندی های سرسبز میباشد

 

واژه(ورهرام)این کلمه به (وارام) تبدیل ودر مرحله بعدی به (بهرام)تغییر حالت داده که هنوز هم در نودشه پابرجاست ویک مکان قدیمی در این شهر وجود دارد که معروف به(وارام گور) میباشد که همان بهرام گور است

 

واژه شماره (سروش) اسمیسیت بسیار قدیمی که برای آریایی ها پیام آور شادی و صبح امید ایرانیان به شمار می آمده و به مرور زمان و احتمالا گذراندن این صورتها یعنی( س + روش) در گام بعدی (خ + روش) در گام بعدتر( کر+ وش ). ونهایتا به (کروش + ل )تبدیل شده است

 

..................................................

منابع:

 

1_اوستا / تالیف جلیل دوستخواه _ مروارید:تهران 1371

 

2_ زرتشت پیامبری که از نو باید شناخت/ تالیف شاهرخ کیخسروی _ انتشارات جامی :تهران 13803_نگاهي به جاذبه هاي گردشگري اورامان/ برهان ولد بيگي- تهران:1387

 

4_ تاريخ زبان كردي(اورامي)/ محمد امين اوراماني . بغداد: انتشارات روشنفكري كرد دانشگاه صلاح الدين:1940

5_ گرد شهر با چراغ در مباني انسانشناسي/محمود روح الامینی-عطار.1382
 

6_هه ورامان(10)/ ايوب رستم- انتشارات هه ورامان-2008.

 

7_ مقدمه اي بر كرد شناسي در اروپا/ پروفسور قناتي كردو.تهران-انتشارات آتیه.1379

 

8_هه ورامان (10)/ ايوب رستم- انتشارات هه ورامان-2008.

 

منبع :http://takana.blogfa.com/post/293

 

ئاهورامان 3،4 / جه‌لیل عه‌باسی

ده‌سێوه‌م مه‌ڕیان گرته‌نم دامان

به‌هانه‌م وه‌شا ملوووه‌ هه‌ورامان

جه‌ ژماره‌ی ویه‌رده‌نه‌ ئیشاره‌تێوه‌ما به‌ سه‌نعتی و ده‌سكردی و پیشه‌سازی و هه‌رپاسه‌ به‌ یاسا و قانوون و به‌رنامه‌ و ژیوای خه‌ڵكی دا جه‌ هه‌ورامانه‌نه‌، ئیسه‌یچ به‌ تێروته‌سه‌لی ملمی سه‌رو باسه‌كه‌ی و فره‌ته‌ر رۆشنش كه‌رمێوه‌.

ادامه نوشته

ئاهورامان 1، 2 / جه‌لیل عه‌باسی

(1)  كۆساڵان وه‌شه‌ن كــــــۆساڵان وه‌شه‌ن ..

میرزام سه‌یری هه‌رد هه‌ورامان وه‌شه‌ن ..

ماچا: مه‌زانمی هه‌ورامان جه‌ چێشیۆ ئامان..مه‌زانمی (هه‌ورامان) راسته‌را یا (هۆرامان) ..مه‌زانمی چا گرد شه‌رحا كه‌ سه‌روو نامه‌كێش كریه‌نی، كامشا درۆسته‌را و مشیۆ په‌شتی به‌كامیشا به‌سمی و وێما سه‌رو كامیشاوه‌ ساقی كه‌رمێوه‌؟...

ادامه نوشته

فراخوان نخستین همایش  » داستان کوتاه هورامی«

فراخوان نخستین همایش  » داستان کوتاه هورامی«

 

نخستین همایش «داستان کوتاه هورامی»  23 مردادماه امسال توسط انجمن ادبی کتابخانه عمومی نودشه و با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی پاوه  برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند با دو موضوع عمومی و کودکان در این همایش شرکت نمایندهر شرکت ‌کننده می‌تواند حداکثر سه اثر را به دبیرخانه این همایش ارسال کند و آثار ارسالی نباید در همایشها ، جشنواره‌ها یا مسابقه‌های دیگر شرکت داده شده باشد

بر اساس این فراخوان، آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه همایش 5 مردادماه سال 1392  می باشد.

لازم به یاد آوریست در مراسم پایانی  همایش که در روز چهار شنبه مورخه 23/ 5/92 برگزار خواهد شد برگزیدگان معرفی و  از آنان تقدیر به عمل خواهد آمد.

مخاطبان عزیز می توانند به وبلاگ این همایش به آدرس   http://dastanhawrami.blogfa.comمراجعه و ضمن اطلاع از جزئیات آن ، فرم شناسنامه برای شرکت در این همایش را تکمیل نمایند.

آدرس الکترونیکی همایش:sarkav44@yahoo.com

 

 

**************

 

شرایط شرکت در همایش :

شرایط آثار:

1- هر شرکت‌کننده می‌تواند حداکثر 3 اثر ارسال نماید.

2-  آثار ارسالی نباید در همایشها ، جشنواره‌ها یا مسابقات دیگر شرکت داده شده باشد.

3-   آثار ارسالی باید روی یک طرف برگه‌ی A4تایپ یا با خط خوانا بدون خط‌خوردگی نوشته شود.

4-  تکمیل فرم مشخصات (پیوست 1) و الصاق آن در پشت هر یک از آثار الزامی است.

5-  آثار ارسالی عودت داده نخواهد شد.

6- شرکت‌کنندگان می‌توانند آثار خود را در قالب فایل word به نشانی الکترونیکی دبیرخانه‌ي همایش ارسال نمایند.

7-  داستان‌های ارسالی به زبان هورامی باشند باشد.

8- در صورتیکه به هر دلیل هر یک از آثار ارسالی فاقد شرایط اعلام شده باشد از داوری حذف خواهد شد.

9-  تحویل داستان به دفتر جشنواره به آدرس: نودشه  -  کتابخانه عمومی - دبیرخانه همایش داستان کوتاه هورامی 

تذکر: ارسال آدرس، شماره تماس ، عکس و کارت ملی اجباری است و به آثار بدون مشخصات ترتیب اثر داده نمی‌شود

شماره های پاسخگو :

دفتر همایش :  08327642292     

نودشه : 09188590120      پاوه :09185580317 مریوان : 09183314459

 

تقویم اجرایی همایش :

آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه‌ی همایش : تا 5 مرداد ماه 1392

اعلام برگزیدگان: 23 مرداد ماه 1392 

فرم شناسنامه اثر :

نام و نام خانوادگی :                             نام اثر :

سن و تاریخ تولد :                               شماره ی تماس و کد شهرستان

نشانی دقیق و کد پستی

 

نشانی سایت و پست الکترونیک :


آدرس وبلاگ :     http://dastanhawrami.blogfa.com/

نشانی پست الکترونیک : sarkav44@yahoo.com

 

************

هاگاذاری یۆوه‌مین هه‌مامه‌و داستانێ کوڵێ هه‌ورامی

 

یۆوه‌مین هه‌مامه‌و داستانێ کوڵێ هه‌ورامی 23گه‌لاوێژوو ئێساڵی جه‌ لاو ئه‌نجۆمه‌نی ئه‌ده‌بی کتێبیانه‌و گرذی شاروو نۆدشه‌ی و به‌ یا‌ردی ئێداره‌و فه‌رهه‌نگ و ڕانموونی پاوه‌ی ملۆ ڕاوه‌.


حه‌زپنه‌که‌رێ متاڤا جه‌ دوێ به‌شێ "گرذی" و "زاڕۆڵا" چی هه‌مامه‌نه‌ به‌شدارێ با.هه‌ربه‌شداربیێو متاڤۆ ئه‌وپه‌ڕش یه‌رێ به‌رهه‌مێ کیانۆ به‌ نویسینگه‌و هه‌مامه‌که‌ی.ئا به‌رهه‌مێ کیانیا،نمه‌بۆ هیچ هه‌مامه‌ یا کێوڵکانێوته‌ره‌نه‌،به‌شدارێ بیێبا.


به‌پاو ئی هاگاذاریه‌،دمایین په‌رذۆچوو کیانای به‌رهه‌می به‌ نویسینگه‌وهه‌مامه‌ی تا 5گه‌لاوێژوو ساڵۆ 1392یا.


پنه‌وازا واچیۆ که‌‌ شۆنۆ هه‌رادیای هه‌مامه‌که‌ی،خاسته‌رین به‌رهه‌مێ مژناسیا و  ته‌قدیرشا چنه‌ کریۆ. وه‌رده‌نگێ ئازیزێ متاڤا سه‌ر دا په‌لیانه‌و ئی هه‌مامه‌یه‌ به‌  نامونیشانوو   http://dastanhawrami.blogfa.com و دماو هاگاذاری جه‌ دلێگره‌که‌یش ، فۆرموو ئه‌ژناسنامه‌ی په‌ی به‌شداری جه‌ هه‌مامه‌که‌ی په‌ڕ که‌راوه


مه‌رجێ به‌شداری هه‌مامه‌که‌ی:


مه‌رجێ به‌رهه‌مه‌کا:


 1-  هه‌ر به‌شداربیێو متاڤۆ ئه‌وپه‌ڕش یه‌رێ ئه‌سه‌رێ کیانۆ

2-  ئا به‌رهه‌مێ کیانیا نمه‌بۆ جه‌ هه‌مامه‌ یامکه‌تی کێوڵکانه‌کاته‌ریه‌نه‌ به‌شدارێ بیێبا

3- به‌رهه‌مه‌ کیانیاکێ مشیۆم ته‌مڤۆ په‌ڵوو A4وه‌ تایپ کریا و بێ هه‌ڵه‌ و وه‌ش دۆخت

 بنویسیا

4 - په‌ڕه‌وه‌ که‌رذه‌ی فۆرموو ئه‌ژناسنامه‌ی پنه‌وازا

5 -  به‌رهه‌مه‌ کیانیاکێ،مه‌ذریاوه‌

6 - به‌شدار بیه‌کێ متاڤا به‌رهه‌مه‌کاشا به‌ فایلوو word‌به‌ نامونیشانوو ئێلێکترۆنیکی

 هه‌مامه‌ی کیانا

7 - داستانه‌کێ مشیۆم به‌ زوانی هه‌ورامی بانێ

8 - ئه‌ر هه‌ر یۆ چا به‌رهه‌ما که‌ کیانیا،ئا مه‌رجێشا نه‌با جه‌ دادوه‌ری هه‌مامه‌که‌ینه‌ لا بریا


ڕۆئه‌ژماروو ڕاوه‌لوای هه‌مامه‌که‌ی:


دمایین په‌رذۆچوو کیانای به‌رهه‌ما په‌ی نویسینگه‌و هه‌مامه‌ی؛ تا 5گه‌لاوێژوو ساڵۆ 1392ی

واته‌ی هۆرچنیاکا: 23گه‌لاوێژوو ساڵۆ 1392ی



فۆرموو ئه‌ژناسنامه‌و به‌رهه‌می:


نامێ و شۆره‌ت:                        

نامۆ به‌رهه‌می:

ته‌مه‌ن و ویه‌رینوو پێذابیه‌ی:            

ژماره‌و په‌یوه‌ندی و کۆدوو شارستانی:

نامونیشانی ڕێکوپێک و ئادرێسی پۆستی:

    

نامونیشانوو سایت و ئیمه‌یلی:

 ئادرێسوو په‌لیانه‌ی: http://dastanhawrami.blogfa.com/

ئیمه‌یلsarkav44@yahoo.com

 

 

وب دایره المعارف هورامان تبدیل به سایت شد.

 

سلام دوستان وهمراهان صمیمی وهمیشگی وب دایره المعارف هورامان !

بیش از 6 سال از فعالیت این وب می گذرد و مفتخرم از اینکه دارای آبرو وشخصیت وجایگاهی شده در دل حوانندگانش .  در این مدت طولانی حتی یک روز فعالیت خود را متوقف نکرده  و بیش از 450 مطلب ویا  مقاله در خصوص هورامان با دو زبان فارسی وهورامی ارائه داده است. حال با توجه به درخواست تعداد زیادی از دوستان و آرزوی دیرینه خود ، سایتی به همین عنوان راه اندازی نموده وکلیه مقالات به آن سایت منتقل می شود . ان شاء الله سایت دانشنامه هورامان با جمع شدن وفعالیت کلیه نویسندگان هورامان در آن ، بصورت مرکزی فرهنگی در خواهد آمد. موفق باشید.

 

آدرس سایت :

دایره المعارف هورامان http://www.sarkav.ir

 

دانشنامه‌و هه‌ورامانی http://www.sarkav.ir

 

سایت  دایره المعارف هورامان (دانشنامه‌و هه‌ورامانی ) راه اندازی شد.

بسم الله الرحمن الرحیم


دوستان ، یاران و همراهان صمیمی وبسایت دائره المعارف هورامان! با سلام و عرض ادب و احترام این سایت افتخار دارد به عنوان دائره المعارفی در ابعاد گسترده هورامان شناسی خود را به تمامی دوستداران و علاقمندان به هورامان معرفی نماید.

مطالب ومقالات ارائه شده بصورت بلوک بندی در ابعاد مختلف  دینی ،فرهنگی  ، تاریخی ، جامعه شناسی ، ادبیات ، جغرافیای طبیعی وانسانی ، فرهنگستان لغت هورامی و.... با دو زبان فارسی و هورامی طبقه بندی شده و سعی وافر گشته چیزی از قلم نیافتد. برای نویسندگان، شاعران وقلم بدستان نیز هریک جداگانه صفحه ای در مورد خود و آثارشان ایجاد ، و مقالات جدید آنان نیز منتشر می گردد.

                                                                  ابراهیم شمس  پاوه  23-02-1392

 

دایره المعارف هورامان http://www.sarkav.ir



بنویسمێ به‌ زوانی هۆرامی ،بوانمێوه‌ به‌ زوانی هۆرامی ،

که‌ ئاڵاو  قه‌ڵه‌می نه‌بڕیه‌ینه‌ باڵاو هیچ مێلله‌تێویه‌ره . "محه مه د مسته فازاده "

سایتوو دانشنامه‌و هه‌ورامانی یانه‌و دڵوو گرذوو ئا که‌سانه‌كه‌ عه‌لاقه‌مه‌ندیێوی تایبه‌تیشاهه‌ن به‌ هه‌ورامانی ، به‌ فه‌رهه‌نگه‌که‌یش وه‌ زوانه‌ نازاره‌که‌یش. ئیشه‌ڵڵا نویسه‌ره‌ ئازیزه‌کێ گرذێ به‌یا چێگه‌نه  گلێرێ  باوه‌ و به‌ ئرمانای وتاره‌ به‌ نرخه‌کاشا‌ گلێرگه‌یو په‌ی فه‌رگه‌نگوو هه‌ورامانی وه‌ش که‌را  .

به‌یدێ با گرذێما ئی قسه‌ ژیرانێ که‌رمێ هۆرگڕنای چۆڵه‌چراڤۆ ئه‌وه‌ژیوای زوانی هه‌ورامی، به‌یدێ با گرذێما بیاڤمێنه‌ ئا خزمه‌ته‌ گه‌وره‌یه‌ که‌ چنه‌زان،هۆرده‌ست و ڕۆشنویر خوا چنه‌ ویه‌رذه‌ محه‌مه‌د مسته‌فازاده‌ی که‌رذ په‌ی ترۆقوو زوان و فه‌رهه‌نگه‌ ده‌وڵه‌مه‌نه‌که‌یما، به‌یدێ با گرذێما یه‌ک ده‌نگ هاوار که‌رمێ نا په‌ی فه‌وتیای زوانی هه‌ورامی، به‌یدێ با گرذێما ئا ئاواته‌ به‌ره‌زه‌یه‌ که‌رمێ به‌ چیویوی هه‌ره‌قه‌تین،ئا ئاواته‌ که‌ کاکه‌ محه‌مه‌د تا دمایین هه‌ناسه‌ په‌ی یاڤای پنه‌ش گژیا.

پێشکه‌ش به‌ ڕۆحوو به‌رزوو نویسه‌روو گه‌وره‌وهه‌ورامانێ خواچنه‌ ویه‌رذه‌ کاکه‌ محه‌مه‌د مسته‌فا زاده‌ .

 

                                                  ئیبراهیم شه‌مس  23- 02- 1392 کۆچی ڕۆجیاری


دانشنامه‌و هه‌ورامانی http://www.sarkav.ir

ج


جاڕ : زمینی که در آن گندم وغلات بکارند.

جاڕ دای : خبر دادن با صدای بلند

جار: دفعه

جام : آیینه

جام :  کاسه

ساقی سا ده‌خیل وه‌ فریاذم ڕه‌س به‌ڕووی نازه‌وه‌ جام گێره‌ وه‌ ده‌س (مامۆسا مه‌وله‌وی)

جامڵه‌ : کاسه کوچک

جامووچلکرێڵه‌ی : 1 - ظرف (کاسه) فلزی که چهار چهار شنبه بچه ی نوزادی را که گردن نگرفته باشد با آن شستشو می دهند. 2- ظرف (کاسه) فلزی که چهار چهار شنبه زنی که بچه دار نمی شود ، به نیت بچه دارشدن خود را با آن می شوید .

جزمێ : چکمه

جلێ : لباس

جمگێ : بندهای استخوان

جۆق جۆق : دسته دسته

جۆڵا : جولا

جۆڵاکه‌ره‌ : کفشدوزک

جووله‌که‌ : یهودی

جووجه‌ڵێ : جوجه

جوه‌: جوی آب

جه‌به‌ڵ ، جه‌به‌ڵ جه‌به‌ڵ : کوه ، رشته کوه

جه‌ڕ : پیچ

جه‌رگه‌: مجلس

جه‌ڕنای : پیچ دادن

جه‌ڕواده‌ر: پیچ گوشتی

جه‌ڕه‌ : کوزه بزگ گلی که در قدیم از آن به جای یخچال استفاده می کردند.

قه‌زات ئه‌و گیانم سه‌رتا پا مه‌کین  قه‌یافه‌ت ئه‌جۆ جه‌ڕه‌ی شه‌له‌مین (فه‌ره‌یدوون به‌هرامی)

جه‌سته‌ : جسم ، بدن

یاران یه‌سه‌نگه‌ن ته‌نش خاشاکه‌ن  جه‌سته‌ی مه‌ینه‌تبار من ته‌ماشاکه‌ن (مامۆسا سه‌یدی)

جه‌مین : پیشانی

جه‌مینت زه‌حمه‌ت نیگام کێشا بۆ  که‌ف پات وه‌ خار دیذه‌م ئێشا بۆ (مامۆسا مه‌وله‌وی)

جه‌نگاران : جنگجو

جه‌نگ وجه‌ڵه‌به‌ : جنگ ومرافعه

جه‌واذێ: کیسه ای چرمی که در آن آب گرم می ریزند برای تسکین درد روی بدن می گذارند.

جه‌واڵه‌ : مشک آب

جه‌وت : جفت بلوط

جه‌وساوه‌ : از آن موقع

جیا : جدا

جیا مه‌نه‌ی: جدا شدن ، عقب افتادن

جێڕجێڕه‌ : جیرجیرک

 

پاسخ این کلمه برای مسابقه  ، دوستان نظر دهند

جه‌ذه‌ی :

چ

چا :آنجا

چاچۆڵ باز : شارلاتان

چاخه‌کۆڵه :بچه چاق وفربه

چادمای  :بعداً

چاره‌سه‌ر  : راه حل

چاره‌سه‌رکه‌رذه‌ی  : حل کردن مشکل

چاره‌سیاو : بد اقبال

چاره‌ شه‌وه  :چادر زنانه

چاره‌ نویس : سرنوشت

چاره‌ وا :چهارپا

چاره‌وه‌زه : چربی دور جگر

چاشتی : غذا

چاشتینگا : موقعی بین صبح وظهر

چاشته : غذایی که در چاشتینگا می خورند

چاگه : آنجا

چاگه‌تێ : آنجا

چاگه‌نه  : همانجا

چاڵ :چال

چاڵانی : نوعی بازی با تیله

چاڵاوی : چاله ای که آب در آن جمع شود

چاڵکه‌ن :چاهکن

چاڵکننه‌ی :چاه کندن

چاڵه‌کۆنێ : چاه قدیمی

چاله‌که : نام حیوانی است

چاڵه‌ وه‌رواوی  : گودالی که با آب برف پرشده باشد

چاڵی : چاه

چاوه‌ڵی :قبلاً

چڕ : صورت

چراوتۆڕه : چراغ توری

چراومووشیێ : چراغ موشی

چراوی :چراغ

چراویلێ : شیرجه

چڕای :صدا زدن

چرکنای : ماشه اسلحه راکشيدن

چڕووچه‌م :صورت

چڕیه‌ی :صدا زدن

چزه :1-نيش ماروحشرات 2- گوشت کباب شده به زبان کودک 3-صداي روغن داغ شده

چکۆ :کجا

چگیر :خانه کوچک که بچه ها درست می کنند. اتاقکی سنگی به صورت موقت درکوهستان درست می کنند: چراغم چگیرده‌س چین تۆ دیم  سه‌نگ به‌ سه‌نگ گێڵام فه‌دای یه‌ک یه‌ک بیم

چڵ :درد

چڵکه‌رده‌ی درد گرفتن

چڵه‌کیای :از خواب پریدن

چڵکاوی :آب گندیده

چڵمه‌لته :هسته نارس گردو

چڵمی :آب بینی

چڵۆسکه :چوب نیم سوخته

چڵۆس هۆرخزنای :دعوا ومرافعه بين مردم راه انداختن ، آتش جنگ را تيز کردن

چڵه‌پا :کسی که هميشه آماده انجام کاري است

چله‌دار :زائو در هنگام چله

چڵه‌کنای :بیدار کردن

چله‌ گۆلالێ :چله کوچک

چله‌ گه‌ورێ :چله بزرگ

چلێ :چله

چڵێس :شکمو

چمان :مثل اينکه

چن:چند

چنای :چیدن- دوختن

چنگڵه : سبد : انواع مختلفی دارد.نوعي از آن مخصوص ماهي گيري است که از شاخه ارغوان ساخته مي شود وبصورت استوانه اي شکل است که دهانه آن بطرف داخل چوبهاي نوک تيز قرارگرفته اند تاماهی نتواند از چنگڵه‌خارج شود

چنگڵه‌سه‌ر : ژوليده

چنگه‌پڕچێ  گلاویز شدن

چنگڵه‌کڕێ  باناخن چيزي راکندن

چنه  داخل، بچین

چۆخ  شلوار

چۆخ و ڕانک   بلوز وشلوار کردی (هورامی)

چۆکڵه   چوب

چۆکڵه‌ختێ  انگولک کردن

چۆک هۆردای   روی دو پاه نشستن بصورت نیم خیز

چۆڵ  بیابان

چۆڵ و هۆڵ   بر وبیابان

چۆذار  چوبدار- کاسب دوره گرد حیوانات

چۆمه‌یت   تابوت چوبي

چۆننه‌ری   چغندر

چۆۆز  نره گیاه

چه‌تاڵ  چوبی است دو شاخه که به جای عصا به دست گيرند

چه‌تفه  پارچه ای است که زنان هورامی به روی شانه می اندازند وبعضی مواقع به جای روسری وچادر استفاده می کنند.

چه‌ته  راهزن

چه‌ته‌ گه‌ری  راهزنی

چه‌خماخ   چخماق

چه‌خماخ‌ و پیفێ   وسيله آتش روشن کردن. درگذشته با يک تکه آهن   صورت حلقه ای شکل که دردست می کردند وبه يک نوع سنگ خارا مي زدند تاازآن جرقه هايي ايجادمی شد واين جرقه هارا روی پیفێ که چوب پوسيده يا زائده درخت گردوبود ایجادمی  کردند که آتش روشن می شد. پيرمردهای سيگاری چپق خود را با اين وسيله روشن می کردند.

چه‌خماخه جرقه آتش يا جرقه رعدوبرق

چه‌رخای  چرخيدن

چه‌رخنای   1-اداره کردن2-گرداندن

چه‌رخ وارذه‌ی   گشتن ،چرخيدن

چه‌رخیای   چرخيدن

چه‌رخه‌وان   گرداننده چرخ

چه‌رلێ   نوعی علف کوهی

چه‌رمای   سفيدي

چه‌رمای چه‌ما   سفيدي چشمان چه‌رمای چه‌ما چه‌چه‌مه‌کات دووربای په‌شێوه‌ن یا مه‌کری مووساین یا ده‌سی دێوه‌ن

چه‌رمه   سفيد

چه‌رمه‌ڵانه  داراي صورت سفيد، به نوجوان سفيد رو وزيبا گفته می شود

چه‌رمه‌ڵه  نگا: چه‌رمه‌ڵانه‌

چه‌رمه‌نیه   سفيده

چه‌رمه‌نیه‌و هێڵه‌ی  سفيده تخم مرغ

چه‌سپ 1- چسب 2- محکم 3- بسته شده

چه‌سپ که‌رذه‌ی  محکم بستن

چه‌سپنای   چسپاندن

چه‌سپووبه‌ذه‌نی   لباسي که اندازه بدن باشديا لباسي که به بدن چسبيده باشد.

چه‌شته‌ی  چشيدن مزه وطعم 

چه‌شت   کسي که مزه و لذت خوراکي در وجودش باقی مانده باشد. به کسی گفته می شود که دراثر انجام کاری لذت واستفاده ای به او رسيده وحاضر است به هرقيمت دوباره به آن لذت دست بيابد

چه‌شته‌ی  چشيدن

چه‌شه‌ش   آن رابچش

چه‌فت   ناراست

چه‌فت ولار  قامه‌ت چه‌فت ولار دذان که‌فت و که‌ل – بگێره‌ پای شه‌ل تۆ به‌ ده‌ستی شه‌ل

چه‌ق   لاغر

چه‌قا   فرورفت

چه‌قالتێ   چغاله

چه‌قالێ  چغاله بادام

چه‌ق چه‌قه وسيله اي درآسياب است    ئاساو سه‌روو وێش گێڵۆ چه‌قچه‌قه‌ سه‌ره‌و وێش مێشنۆ

چه‌قنای  فروبردن

چه‌قنه‌ش  فروکن

چه‌قنه‌شه‌ره‌  درخاک فروکن

چه‌قه‌  سروصدا

چه‌قه‌چه‌ق  جاروجنجال

چه‌قه‌چه‌نوو  مجادله گر

چه‌قه‌ڵ  شغال

چه‌قه‌ڵی ماڵا  به مرغی که زياد سروصدامی کندگفته می شود .يعنی شغال بخوردت

چه‌قیای  فرورفتن

چه‌ک  سلاح

چه‌کدار  مسلح

چه‌کڕ  خاک سخت

چه‌ک که‌رذه‌ی  خلع سلاح کردن

چه‌کڵه‌  يک چهارم مغز گردو

چه‌کناش  مکيد.گۆره‌که‌که‌ چه‌کناش : گوساله پستان مادرش رامک زد

چه‌کنای  مک زدن ، شيرخوردن نوزاد حيوان

چه‌کنه‌ی چه‌کنۆ  مک می زند، شيرمي خورد

چه‌ک چه‌ک  صداي کفش ولباس کهنه

چه‌که‌ره‌  نهال تازه از زمين رسته ، جوانه

چه‌گبره‌چه‌گبره‌  مجادله

چه‌لان چه‌لان  مجادله

چه‌له‌کۆڕی  پرنده اي است

چه‌ڵام   چوبی است دو سر که با آن تيروکمان درست می کنند

چه‌ڵامه‌  1-چوبی جناغ مانندکه به گردن گاودرحال شخم می بندند تاطناب محکم بسته شود2- چوبی است دردستگاه قالی بافی

چه‌ڵه‌مه‌به‌رانی  جناغ شکستن

چه‌ڵامی   نگا: چه‌ڵام

چوارسووچ چهار گوشه

چوارمشقه‌ چهار زانو

چوارمێزه‌   چهار زانو

چه‌م  چشم – چشمه – رود – دره

چه‌مان   چشمها- چه‌مان جه‌ ئه‌سرین ئاوپاشی ڕاش که‌ر با گه‌رد نه‌نیشۆ ئه‌و گۆنای دڵبه‌ر

چه‌م ئه‌ره‌گێرته‌ی  چشمک زدن

چه‌م بڕیه‌یچشم به یکی بریدن

 چه‌م پۆره‌نیای   چشم پوشی کردن

چه‌م پنه‌که‌وته‌ی  چشم افتادن، دیدن

چه‌م پیس  ناپاک

چه‌مت چه‌ۆوه‌بۆ  چشمت به آن باشد. مواظب باش

چه‌م ترووکنای  پلک به هم زدن

چه‌م تره‌کای  چشم ترکیدن – در مورد توله سگ و گربه بکار می رود

چه‌م ته‌نگ  چشم تنگ

چه‌م تێژ  تیز بین

چه‌مچه‌   قاشق

چه‌مچه‌قۆڵه‌   بچه قورباغه

چه‌م حیز  ناپاک

چه‌م دای   چشم زدن

چه‌م دیای   انتظاری

چه‌م ڕه‌ژای – چوم ڕه‌شته‌ی   آرایش چشم

چه‌م فڕیای   پلک زدن

چه‌م قووجنای   چشم بستن

چه‌م گێڵنای   چشم گرداندن

چه‌م له‌وه‌ڕنای   چشم چرانی

چه‌مڵێ   چشمان ئه‌ر من گنێم چه‌مڵێم چه‌مێش چی ئێننه‌ کێشێنێ خه‌مێش

چه‌م نه‌ته‌رس   بیباک

چه‌م و دۆڵ  کنایه از باغات پاوه ونوسود است

چه‌م ونه‌بڕیه‌ی  چشمم به چیزی انداختن

چه‌مه‌  1- چشمه 2-واحد خانه

چه‌نی  سوزن

چه‌واشه‌  چه‌واشه‌ی چه‌پگه‌رد

چه‌ودمای   بعداً

چه‌ودیم   اون اتاق

چوه‌ری   داخل

چه‌وسا   از آن موقع

چه‌وسه‌ر   صبح زود

چه‌ی   اینجا

چیا   سرما ، سرد

چیامانی   زمین سرد ونمناک

چیان   سرد است

چیایی  سردی

چیچێ   نوک پستان

چی دیم   این ور

چیرپانتۆڵێ   زیر شلواری

چیرپیاڵه‌   زیر استکان

چیرجگه‌ره‌   زیر سیگاری

چیر چه‌پۆک  زير ظلم وجور قرارداشتن

چیرچه‌ناخه ،‌ چیرچه‌ناکه‌  بندی طلایی یا نقره ای که فیس (کلاه زنانه) را از زیرگردن می بندند

چیرزه‌مین   زیر زمین

چیرزه‌نگۆڵانه‌ رشوه

چیرگجی  زیر پیراهن

چێش  چه چیزی

چێشتا  چه مشکلی داری

چێگه‌  اینجا

چێڵکڕ  موقع جفتگیری پرنده کبک یکی از ماههای سال هورامی معادل خرداد

چێڵکه‌ذانێ  سنگدان پرنده

چێڵه‌ذانی  سندگدان پرنده

چێڵی  کبک ماده

چێمنه‌  اینگونه

چیمه‌نتوو  سیمان

چێنه‌  اینجا

چینه‌و لای  از این به بعد

چێو  چیزی

کاکه‌ فه‌رید عه‌بباسی شاعێروو هه‌ورامانی (غه‌زه‌ڵ واچ)


جیا مه نه

هه ر چیم که رد نامای دلێ شێعره کام

ده رده ش نه وارده سوزوو سکاڵا م


دڵم  پژگیان  پێسه  هه سارا

بو خه مێم  ماشؤ  جه سارا ی باڵا م


جه دووری چه مات میکؤڵێم ئه سان

سوب تا وێه گا بیه ن به ماوام


ئاسمانێوه م که رده ن ئیجاره

ئادیچی به ره جیای قه رزه کام


سؤته دڵ مه نوو دلێ  خه مانه

شێوه ت نمێ به ر جه قاپوو چه مام


که سم په ی چێشی خه م ڕه فێقم بؤ

وه س نیا نیشؤ شه وو ڕؤ جه لام


شێعرێم  تازێنێ   پێسه  نه مامی

چی خامؤشت که رد نه مام سه ودام


تووریای لوای  ئاستانێت  جیای 

ئیتر که م بونه  دلێ وه رمه کام


******


وه رمی به تا ل

وه نه و زیوه م نه کرده  نه ینه پالم

خه میت شیلا په روو ده شتی خیالم


چه نی مانگی  وه نم شیویه ی هه میشه

مه زانوو کا مه تا بی  بیبه  زالم


شه وه م  به رزه  و دیرژه و بی وه فانه

مه زانوو ئاخرش که ی په رسی حالم


دلم  که و ته ن ته پوو توزوو وسالیت

چه نی کی گیلی ئه ی هاوار به مالم


 شنه و ده نگی به گوشیم ئاشنا بی

مه جالم بی  مه جالم بی  مه جالم ..!


وره و وه رومی وه ر ش دانی به داخی

چه مه ت بی چه م چه مت  بی چه مچه مالم


بوری دیرا وسین ئیشاخ و شاخه

به زیوه ت به حالی پر زه والم


گوناحم ئانی بی وه رمت مه وینوو

فوغان و ده رد په ی ورمی به تالم


******

داخ بی مه یلی

چیش ئامان وه سه ر بالای نه مامت

کام توزی گیرته ن هه ناسه ی جامت


چی موم مه یلت تاری مرمانو?

کام داخی به رده ن هه راله ی کامت?


کام شیوه ن که وته ن نه یانه ی ده نگت?

کام تیری پیکای کولیانه و زامت?


چی نیگات ویله ن به ر مه به ری را

مه وینی نیگام بی به په نامت


شه و به رو به روو به یاد بالات

ده فته ره ی  نه مه ن  نه نویسوو نامت


شیوه ت به هوناو به روی گول کیشوو

 بازه با وینوو ماه  ته ما مت


سه ردی ته ماشات ئایر وه ر دا پیم

خه لاسیم نیا هه رگیز جه دامت


من سوته و تو مه س. من ته نیاو تو که س!

کی به وینه ی من که رده ن سلامت


شه ربه ت مه یلت ده م په نه جاری

با تا روی مه حشه ر بوو به غولامت


******


شه للا کوچت که ردایی

منت ویرو به ردایی


نه ک ئایروو خه فیتت

به گیانوو من وه ردای


شه للا لوینی  سه فه ر

با نه بیم چه نه ت خه به ر


دلم که رده نا مه لی

بی هیلیانه و ده ربه  ده ر


چی مه لی بازیم جیا

ئانا یانه م شیویا


تاوی سیاوه ت وینوو

ئانا ده ر به ده ر بیا


وه شلیم پاروه سه ردا

ده سم جه سه ردیت وه ردا


ئانا ئیتر وه هارا

شنه و نه سیمی به ردا



******


سه‌ر ئه‌نجام/ غزل هورامی


زه‌ر‌یفوو ریكوو ئاگانی، نه زانی كه‌وته ن  ئه‌ونامت ....!

هه‌راسانی، گمی، ویلی، چه نی ته رسی بیه‌ن  زامت


هه زاران قه‌لوه زی  كه وتی  دله‌ی باخوو بژیویی تو  

قه له‌م بی  یارووهه‌م راهت هه‌راسانی بیه ن رامت


چه نی ده نگی بیه‌ی سازی چه‌نی وه رمی بیه‌ی رازی

 چكوبینی  من ئامانی  نه‌ورمت  بی  نه ئارامت


به ویلی ویلوو ده ردانی به مه‌ستی تو خجلیانی      

دلت بی شاروو غه‌مباری نه یاوا مه‌نزلی كامت


بیه‌ی خاكوو ده روو ده شتی  نه‌مه‌ن یادت نه‌مه‌ن ویرت

چكون ئاده‌م هه تا وینوو به‌هشتش چون بیه‌ن  دامت


په‌نم واچه چكو بینی وه لی ئانه‌ینه‌  به‌ی دنیا

هه تا واچوو كه په‌ی كوگه‌ی ملو ئاخرسه ر ئه‌نجامت...!


******

چه‌نی تۆ/ غه‌زه‌ڵی هه‌ورامی


چـه‌نی تۆ بوو ، وه‌هــارم بێ خه‌زانا

ده‌رێ ئی کـه‌شیه‌ خۆ ئینـه‌ی مزانا

 

فـره‌ن باست گنۆ حــه‌وت ئاسمانی

نه‌په‌رسـاتۆ وه‌نه‌ ، شێعــرێت نه‌وانا

 

هـه‌زاران ده‌فته‌ریم سۆتێ به‌ جارێ

دڵــم ها بـی خــه‌ڵووزوو کــۆنه‌ ژانا

 

خه‌فه‌ت ماچی هه‌ره‌س ئاماوه‌ پیریم

دلـــێ لێڵاڤـــوو ده‌رذانه‌ چـــه‌قــانـا

 

مه‌په‌رسا په‌ی که‌سی خێڵوو هه‌واری

ئه‌جۆشا تاڤـه‌ســه‌ر ئـــی جـاده‌ پانا

 

هـــه‌سارێوه‌م نه‌بـی پی ئاسمـانه‌و

مـه‌گه‌ر یاگێ هه‌سارا  ئاسمانا؟

 

که‌ تۆ بی ، هه‌سـاره‌م کــه‌ی نیازا

چه‌نی تۆ بوو ، وه‌سێما ؛سه‌ربه‌ڕانا


**********


بلبلوو باخوو سیاو چه مانه ی

هه ساره و ده نگی  شوله و زه مانه ی

راو که روو به زما جه کوسار ده نگ

شاباز نه وای  دلی شاد و ته نگ

هه ورامان به  تو ره نگینوو وه شا

ره نگه وتوش گیرته گردوو ئیکه شا

هه ریاگی به قی وانی جه کووه

ئادیچ مه وانوو به شادی تووه   

چنوور و ریحان تو که ردی به گول

تو ذوقت کیشا ن به ده نگ بولبل

تو هه واره کیت که ردی به ماوا

ده نگ خه مینت تا کو نه یاوا ؟

ده نگت بی په ناو دل خه مباره کا

بی شادی به خشوو تازه یاره کا

بی به  ئا یه تی په ی حال و شیخا

عاشقیت که ردی له یلا و زلیخا

 به ده نگت هه وار ئاماوه بالی

چه میشا ره شتی ئا سوسه ن خالی

شاربه شارش که رد ده نگ و ئاوازه ت

دل حه سرت کیشو په ی به زم تازه ت

کی به رد ن شوله ی روشنی ده نگت

کام کافر ئاما ن تو  په ری جه نگت

دل مه  نه ن  به ئیش خام خه م که رده ت

سوته ن  جه دووری سوز ره م که رده ت

سوره هه راله و به رزا و شه و بو

جه ویر شا مه شو سوزو ده نگوو تو

شولیوه تو دات به هه ورامانی

روشنش که رده ن گرد و ئیرانی

ئه ی روجیارو باخوو ئاوازی

هه ر دروشت بی جیا ما نازی

پیشکه ش به ده نگه زولاله که و کاک عوسمان که یمنه ئی

خلاصه ای از زندگینامه هنرمند نامدار   هورامان  عثمان هورامی

عثمان  هورامی با به سخن بهتر عثمان کیمنه ای یکی از نام آوران هنر آواز کردستان بخصوص اورامان است. این هنرمند در سال 1314 در روستای کیمنه از توابع هورامان لهون و نزدیک بیاره ی عراق در درجه صفر مرزی   از خانواده ای هنرپرور دیده به جهان گشود او از بچه گی عاشق هنر ترانه خواندن بوده    .
هنرمند نامبرده صده ها ترانه ضبط شده دارند و بارها از ایشان تقدیر شده و جوایز و لوایحی نیز دریافت کرده اند، عثمان توانسته است خدمتی شایان به هنر موسیقی کوردی بخصوص زبان هورامی بنمایند و کسانی که او را شناخته اند و می شناسند او را خواننده ای اسطوره ای می نامند و در هورامان هم او را بلبل هورامان  میشناسند.ایشان صوت دلربایی داشته و از کودکی در دامن طبیعت زیبای کیمنه رشد یافته است گرچه این دیار هنرمندان بزرگی چون محمد حسین و شفیع و.. هم دارد اما عثمان سرامد تمام خوانندگان آن دیار و در کل هورامان است
حنجره ایشان بر اثر مرضی غیر منتظره دچار اختلال شد و الان دیگر نمی توانند مثل گذشته هنرنمایی کنند، عثمان با استاد محمدرضا شجریان رابطه ای نزدیک دارند و بعد از مریض شدن ایشان، استاد شجریان برای عیادتش به شهر مریوان آمدند.
مهمترین شاهکارهای ترانه ای ایشان در زمینه "سیاچمانه" می باشد.


 این شعر را به خاطر تمام زحمات ایشان سروده ام و از طرف بنده به او و تمامی علاقمندانش تقدیم می نمایم

چه‌نی تۆ -  فه‌رید عه‌بباسی

غه‌زه‌ڵێوه‌ جه‌ شاعێری وه‌ش زه‌وقوو هه‌ورامانی کاکه‌ فه‌رید عه‌بباسی
چـه‌نی تۆ بوو ، وه‌هــارم بێ خه‌زانا

ده‌رێ ئی کـه‌شیه‌ خۆ ئینـه‌ی مزانا

 

فـره‌ن باست گنۆ حــه‌وت ئاسمانی

نه‌په‌رسـاتۆ وه‌نه‌ ، شێعــرێت نه‌وانا

 

هـه‌زاران ده‌فته‌ریم سۆتێ به‌ جارێ

دڵــم ها بـی خــه‌ڵووزوو کــۆنه‌ ژانا

 

خه‌فه‌ت ماچی هه‌ره‌س ئاماوه‌ پیریم

دلـــێ لێڵاڤـــوو ده‌رذانه‌ چـــه‌قــانـا

 

مه‌په‌رسا په‌ی که‌سی خێڵوو هه‌واری

ئه‌جۆشا تاڤـه‌ســه‌ر ئـــی جـاده‌ پانا

 

هـــه‌سارێوه‌م نه‌بـی پی ئاسمـانه‌و

مـه‌گه‌ر یاگێ هه‌سارا  ئاسمانا؟

 

که‌ تۆ بی ، هه‌سـاره‌م کــه‌ی نیازا

چه‌نی تۆ بوو ، وه‌سێما ؛سه‌ربه‌ڕانا

   تەفسیرو  ئایو 53 سورو  زومری -  کورش یوسفی

سڵام  خزمەتو   برای ئازیزو  وەشەسیاو کاک ئیبراهیم شمس.  بە ئاواتو لەش ساقی وتەمەن دریژیت جە سایەو خوای گەورەیەنە.. ئایو  53  جە  سورو  زومر  جە تفسیر  انوار القران  ترجمەی عبدالرئوف هور گیڵنانەو بە زوانی هەورامی.ئەگەر بە  دڵت بی وپەسینات جەوب  سایتەکەتەنە  وەڵاش کەرەو دیسان سپاس   کوورش  یوسفی  روانسەر

 

                  تەفسیرو  ئایو 53 سورو  زومری

 

(واچە) ئەی  موحەمەد(د) جە  لاو منەو  پەی  بەننەکام (ئەی بەننەکاو  وێم) یانێ ، ئەی  بەننە  ئیماندارەکاو  وێم! چونکەتی  جە  عورفو   قورعانیەنە  ئینە  تایبەتا  بە ئیمانداەرکا. ئەرێ  هۆ  بەننە  ئیماندارەکا:(کە  ملو  وێتارە  ئێسرافتا  کەردەن) مەنزوور  جە  ئێسرافی: فرە  گۆناح کەردەی  و  ئەواڕەم  گۆناح  کەردەیا.(جە  رەحمەتو خوای) یانێ  جە  چەنەویەردەیی  ئاذی (ناهۆمێذێ   نەبیدێ).

ئی  ئایەتێ  هۆمێذ  بەخشتەرین  ئایەتو   قورعانیەنە ،چونکەتی   ئیشارەتا  بە   گەورەتەرین  مزگانی  خوای  گەورەی   پەی  بەننەکاش. هەر پاسە  کە  وینمێ  خوای  گەورە  چی  ئایێنە  بە  مەنزوورو  نیشان دای  مزگانی  پەی  بنیاذەمەکا ،ئاذیشا  بە  هینو  وێش  مژمارو. دماوە  ئاذیشا  بە  ئەواڕەم  گۆناح  کەردەی  و سەرپێچی  کەردەی  مذو  قەڵەم. شونو  ئانەیەرە  ئی  بەشەرە  گۆناح  کارا وئێسراف  کارا جە  ناهۆمێذ  بیەی  جە  رەحمەتو  وێش مەنعە   کەرو. ئینە  ویش  نونگێوا  کە  مەنعو  ناهۆمێذی پەی  ئا  گوناح کارا  کە  زیاذە رەوی  نمەکەرا ، فرەتەر  جە  لاو  خوایەو   مەنزوورا.

ئیتر  خوای  گەورە   چێوێوتەر  فەرماۆۆ  کە  دماو  ئانەیە   چی  حەقێقەتەیە  یاگۆ هیچ  شەک و  دوەدلی  نمازوۆە.(جە حەقێقەتەنە  خوا  گردو  گوناحەکا  بەخشۆ) یانێ  ئەگەر گەرەکش  بۆ  هەر  گوناحێوە  جە  هەر  جورێوی  بۆ، پەی ئانیشا ، گێڵاوەو  توبە  کەرا ،بەخشونە . بێژگە  شەریک  ئەرەنیای   پەی  خوای  کە  ئا  کەسە  چانەیە  توبەش  نەکەردە  بۆ. بونەو  ئی  ئایو(نساء48٩)  کە  خوای  گەورە  فەرماۆۆ"جە  حەقێقەتەنە  خوا  نمەبەخشو  ئا  کەسەیە  کە  شەریکش   پەی  خوای  نیانەرە، بەڵام  چا  وارتەری  پەی  هەر  کەسی  گەرەکش   بۆ  بەخشونەش"

دماوە  ئیتر  خوا  ئی  چەنەویەردەیەشە   پەی  گۆناحەکا  ئە  پی  جورە  سەلەمنو. جە گۆناحەکا  ویەرو (گردی  یەک کەڕەت)  بەخ! چە  گەورەن   ئی  مزگانیە.  مزگانیو  کە  دڵ و   ئیماندارا  پەنەش   ئوقرە  گێرو، جە  کەیف و  وەشی  کەلاو   کەرو.  (بێ  شەک  ئاذ  چەنەویەردێوی  دڵوازا)  یانێ   خوای   گەورە   فرە  چەنەویەردەو   فرە  دڵ وازا. چی  دوە  خەسڵەتەنە  دەرتان   دارو   بێ بارووما  حەسابێوش   پەی   نیاو  نمەتاوی  باروومش   پەی  بنیەیەرە . ئیتر  کەسێو  کە  مەرەجیوش  ناهۆمێذ  کەردەو  بەننەکاو  خوای ، دڵ  سەرذ  کەردەیشا  جە  ڕەحمەتو  خوای،  پەی  ئاذیشا  چانەیە  خاستەرا  کە  خوای  وێش  ئاذێش   پانەیە  مزگانی  دەێنێ،  ئە  پیسێنە  کەسێو  دوچارو  گەورەتەرین  زۆڵمێوی  بیەن  و هەڵەتێوەی  فرە  گەورێ  چاذی  رووەش  دەێنە.

جە  کوڕو  مەسعودی (ر)   گێڵناوە  کە   فەرماوانش: گەورەتەرین  ئایو  قورعانی  ئایەتولکورسیەنە  جە سورو –بقەرەی  ئایو 250- جە  سورو –آل عمرانی ئایو 2 - کامڵ تەرین  ئایو  قورعانی  جە  بارەو  خاسەی  و خرابەی   ئینا سورو –نحل   ئایو 90- نە. هۆمێذوارتەرین   ئایە،  ئی

 ئایێ نە   جە  سورەو  زومر یەنە، و هێقم تەرین   ئایێ  جە  بارەو   تەوەکول   کەردەی  ئینا   سورو- طلاقی ئایو 2،3-نە.

ابن  ابی  حاتم   جە  ابی الکلودی  گێكنوۆە: عبدوللە   کورو  مەسعودی   لاو   قازیویەنە   ویەرای  ویەرێ، کە  خەریکو  موچیاری  کەردەو   خەڵکی    بێ.  کوچێو  مدراو   ئا  وەختە  واتش :  ئەی  موچیاری  کەر  چێ  خەڵکی  جە  رەحمەتو  خوای  نا هۆمێذ  کەری   دماوە  ئی   ئایێشە   وەنەو   پەیش.

گێڵناوە  وەختێو  ابو ایوبی انصاری  سەرە مەرگەنە  بێ.  بە  دەورو  بەریەکاش  فەرماواش: تا  ئیسە  چێوێوم  جە  شـمە  شارتەنەو  کە  ئانەم  جە  پێغەمبەرو(د) خوای   ئەژنەویەن، ئیسە  ئانەتا  پەی  ماچوو. پێغەبەر (د)  فەرماواش : ئەگەر  شمە  چا  بنیاذەما  نەبیێندێ  کە  گۆناحە   کەرا، بە  ڕاسی  خوای  گەورە   بڕێو تەر  بەشەرێ  خوڵقنێ ،  تاکەتی  گۆناحەشا   کەردێ، تا خوای  بەخشێ   بیێنێ.

هەر  پاسەیچە  جە ابن  عەباسی  گێڵناوە  کە   فەرماوانش :کەفارەو  گۆناحا  پەشیمان  بیەیا.

هەر پاسە  جە  ثوبان- بەننە  ئازاذ  کریاکەو  پێغەمبەرێ(د)- گێڵناوە  کە  پێغەمبەری(د)  فەرماوانش : حەز  نمەکەروو 

  دنیاو  ئانە  ئینا  دنیانە   فاڕووشەو  بە  ئی  ئایێ.  پیێوی  واتش  ئەی  پێغەمبەرو  خوای  ئەی   کەسێو  شەریکش  نیانەرە  پەی  خوای  چێش؟  پێغەمبەر(د)  کۆچێو  ماتش کەردو  ئا  وەختە   فەرماواش : هاگادارێ   بێدێ  تا  خیاتە   ئا   کەسە   شەریکش   نیانەرە   پەی  خوای   بەخشیو.  ئی بنجکێشە   یەرێ  کەڕەتێ   واتەو.  یانێ   کەسێو   کە  شەریکش   نیانەرە   پەی  خوای ،  چا  کردەوەیە   گێڵانەو  پەشیمان  بیەنەو، ئاذیچ  خوا  چەنەش   ویەرو.

بخاری  و  ئەبو  موسلێم  جە  ابن  عباسی  گێلناوە،  کە فەرماوانش : ئی   ئایێ  پی  بونەو   ئامەێنەرە  واری ، بڕێو جە  موشرێکەکا   کە  قەتڵ و  کوشتارو، زیناو  کردەوێ  فرە  خرابێشا  کەردێ  بێنێ. ئامێ  لاو  پێغەمبەری (د)  واتشا ،بە  راسی  ئانە  ئا چێوە  تو  ماچیش  و ئێمە  پەی لاو  ئاذی  داوەت  کەری ، فرە  عاڵو  وەشا ، بەڵام  ئایا  تاوی   ئیمە  خەبەردار  کەری، کە  پی  گردو  گۆناحاماوە، رێوە  هەنە  پەی  توبە  کەردەی  و  ئەوە گێڵایما؟  ئیتر  ئایەکێ -68تا70  سورو  فرقانی-  ئی  ئایێ  ئامێ  پەی   پێغەمبەری(د).

رەفێقێ خراب و رەفێقێ عال - کورش یوسفی

داستانه‌ی کۆڵه‌  -  داستانۆ رەفێقێ  خرابێ  و عالێ


وێش وستەبێ وەرمەرە ،فکر وخەیاڵەنە بێ چەنی وێش جە رەفێقەکاش دزوۆە. تەڵێوی پیسشا پەی نیابێوە. گەرەکش نەبێ ئاذێ بزانا ئێذ جە کەین و بەینەکەیشا هاگادارا. نەزانێ چێش کەرو، موبایلەکەش زڕیاوە. یاخوا خەیر بۆ، ئیسە پەڵپێوە میزووەو  ویم رزگار کەروو. ئەی رەحمەت قەبرو  ئاکەسیە موبایلش وەش کەردەن .موبایلەکەش هۆرگێرت،دماو سڵام وەشی تشی، ناستش ئەو  دەم کەرۆوە، واتش: راسیتا،وەڵڵا فرە ناراحەت بیانی . دەی چی پاسە بیەن هەرئیسە ویم  میاونوو  لاتا، بەشکووم بتاومێ، ڕاچارێوش پەی بێزمێوە،خاسا شمەچی زووتەر نەواتەنتا، جارێو خوا حافیز، چارەکێوتەر وێم یاونوو  واگە.

وێش گورج کەردەو ،بە رەفێقەکاش واتش: بەخشدێم هەرمانێوەم پەی ئامێنە  وەرەو، مەجبوورەنا  بلوو .حەز نەکەرێنی بازووتا جیا ،با وەختێوتەر  پێوەرە منێشمێرە، ئەپی جورە ئا زەنگە بی بە خەیرە  پەیش و چا دامێ پەێشا تەنابێ ،خەلاسش بی.

فاروق وڕ وکاس بیەبێ،سەرەش لوا بێ دەرێوی وێرانەرە .نەزانێ کوسالان چی ئی قسێشە  کەردێ.هیچوەختێو پێسینە  نەبیەبێ .خوا خەیرش کێشو ،نەجوڕیابو خاسا .با زەنگێوتەرش پەی  دەوو، بزانوو دەنگو باس چێشا.

دیسان زەنگش دا .فاروق ئی جارە  واتش : ئەی یا خوا دەست وەش بۆ ،ئا زەنگەیتە نەجات دانی.

چێش ماچی ؟ منت شێت کەردانی. وەش قسێ کەرە بزانوو چێش بیەن.

فاروقی واتش : خوانە با چارەکێو تەر مەوو پەی لایت گردچێوت  پەی ماچو و،خوا حافێز  ئینانا  ماشینەنە، با جەریمەم  نەکەرا.

چن کوجیەنە  ویرەد تا یاوا  لاو یانەو  فاروقی، زەنگو بەریش دا . فارو‌ق زیارە .سوارێ ماشینی  بیێ، کەوتێ ڕا .جە شاری زیێوە. ماشینەکەش قەراخو  جاذەیەنە مدرنا. وەستێرەو روەو بەرزایی  کەشەکەی کەوتێ ڕا. کەش و کۆ چەرمە بێ .وەروە وەڵاتش گێرتەبێرە. هەواش سەرذ نەبێ .دلێ  وەروێرە کوچێو لوێ ڕارە.

فاروقی واتش: ئادەی کوساڵان ، دەرە، بزانوو جەرەیانو ئی قسە وێڵاتە چێشا؟

فاروقی دەسش  پەنە کەردو واتش: زەمانێوی خرابا نمەزانی  بە كێ  باوڕ  ەری .نمەتاوی دوس و دوژمەنی جە یەکتری جیا کەریەو .تاواخیاتە  روزگاری کارێوش کەردەن  بە چەماو ویچت متمانێت  نمەنێنە.

ئارو وێم تاق مەریوانەو ئامانیەو پەی پاوەی. جاذەو تەتەی وەروێ  بینان، پی  زوویەنە  وەرنمەبو . هەورامانەرە ئامانی .هەرچن دیمەن هەورامانو ،بڵبەرو سلینەو  هانەو بڵی و... پەیما وەش و مەکینا و هیچوەختیو ەنەش سێرێ نمەبیمێ ،ئی جار پەی ئەو جاری هەر وەشتەر مرمانو. بەلام وێت تاق  دەی ئاجاذەیە،پا گردە چاڵ و دەسەننازاوە ،ئیتر ویت خاس زانی چن مانیەی . سەرەت نەئێشنو یاوانی نوریاو،فەرزادی زەنگشدا.واتش:چکونی؟بورێ پەی یانەو وێما،چەنی رەفێقاما نیشتێنمێرە ،تفاقما حازرا.

فرە حەزم کەرد، واتم: خاسا ئیسە مەو پەی لایتا. لوانی پەی لایشا دماو نان و چای واردەی ،واتم : مانیانا  با وەنەوزێوە کەروو .چەمێم گەرمێ بێێبێنێ ، وەرمم نەکەوتەبێ  پورە .ئەجیاشا وتەنا . سڵێمانی وات :فەرزاد با ئاذیچی  کەرمێ. موعتادش  کەرمێ. وێت  زانی ئەگەر موعتاد بۆ،نانما  گنو دلێ ڕوەنی.پێسە نەکەرمێ وەزعەما شڕەنە. فرزادیچ  واتش: فکرەکەت قسێش نیەنە. دەموو  دەزگاکەی حازر کەردێ.با هورستەو  هەروەرەنە وزمێشەنە دڵێ تۆڕێ ،هەر دۆێ یەرێ کەرتێش حەسێبا . بەڵام با وەڵێنە نەزانۆ.

وێم وست وتەیەرە.واتم ئەی دەرذێ مەرذا وزووگیانتا. دەورو سەعاتیویش پەنە  ویەرد. هورستانیەو، وێم نەوست  ئا دەیرە ،ئینگار نە ئینگار چیوێوم  ئەژنەویەن. نەزانینی چێش کەروو ،تا تۆ زەنگت دا، ئەپا جورە ویم دزیەو چەنەشا .قەسەمم واردەن بە هیچ جوریو توخنیشانەگنوە، بە هیچ جورێو  نەدونوشا. دەی خاسا تو بیەینی چێش کەرێنی؟

په‌ی ئازیزیوی

نـازارم  ئـازیــز  ئــازیــز تـــه‌رینــــــم

ڕۆشناو چه‌مه‌کام عێشق و ئه‌وینـم

عێشقت  خیاڵه‌ن جه‌ خیاڵ وه‌شته‌ر

تۆ له‌یل و ئه‌من جه‌ مه‌جنوون به‌ته‌ر

وه‌شه‌ویسی تۆ جه‌ حه‌د ئه‌و ده‌ره‌ن

ئانه‌ فـه‌دای تۆن،دڵه‌ن هه‌م سه‌ره‌ن

وه‌خت خه‌و که‌چه‌م منیه‌و وه‌ڕوی هه‌م

عه‌کسی ڕۆخسارت ماوه‌روو وه‌ چه‌م

خیاڵی وه‌سڵت جـه‌ خـه‌و بۆ عــه‌یان

ئینــانا چــه‌نیت شــه‌و هــه‌تا بــه‌یان

سه‌حه‌رکه‌ هۆرزوو خیاڵ بیه‌ن گرذین

مــه‌یوه‌ ئه‌و یاذم به‌ذ به‌دختی وه‌ڵین

مـن هه‌ر جه‌ ئه‌زه‌ڵ خـه‌فه‌ت بار بیانا

بـه‌ کرۆڵـی و نه‌حسـی گـرفتار بیـه‌نا

ئیســه‌یچ کـه‌ دڵم به‌ تۆ وه‌ش که‌رذن

به‌ خامه‌ی عێشقت تۆغرام ڕه‌ش که‌رذه‌ن

به‌ڵام ئی عێشقه‌ وه‌سڵش عه‌به‌سه‌ن

ئاخـــر و ئۆخــرش بڕیای نـه‌فـه‌ســه‌ن


شمس    20-1-1392

مێراقوو زوانه‌که‌یما

ویس ساڵێن خه‌فه‌ت موه‌روو چی ویه‌رذه‌و هه‌ورامانی ویر شیه‌نه‌وه‌ و ئیسه‌ سه‌روو ئینه‌یه‌ که‌ هه‌ورامان زوانا یا له‌هجه‌ن مشیۆ گژیه‌یمێ ئه‌گه‌ریچ یۆ واچۆ له‌هجه‌ن وێما کۆشمێوه‌ خافڵ چینه‌یه‌ ته‌ماموو گێچه‌ڵا و ئاچێوێ زه‌ربه‌شا دان زوانه‌که‌ی ، وێما بیێنمێ و نه‌ که‌سێوته‌ر.

شه‌وێ وه‌ڵینه‌ لوایمێ شه‌ویاری په‌ی یانه‌و قه‌ومێویما . کناچێوه‌شا هه‌نه‌ گه‌ورێنه‌ ڕه‌نگا ته‌مه‌نش جه‌ ویسی ترازیابۆ چنی کۆڕه‌که‌یما (سپێهر) گه‌مه‌ که‌رێ . نیێنه‌ ده‌موو سپێهری که‌ پنه‌ش واچۆ خاله‌ . مه‌سه‌ڵه‌ن چێوش نیشانه‌ دێ واچێ ئینه‌ په‌ی دۆخته‌را بۆ ئینه‌ په‌ی پسه‌را بۆ . ئا‌نه‌ په‌روانه‌ن و ئینه‌ که‌بووته‌ره‌ن ڕوه‌م که‌رذه‌ کناچه‌کێ واتم تۆ گیانوو وێت ئانه‌ چی پاسه‌ قسێ که‌رێ گوایا ئه‌ذا و تاته‌ی خالێس هه‌ورامیت زوانه‌که‌شا ڕێک نیشانه‌ نه‌ذه‌ینی؟! تاته‌ش ماچۆ وه‌ڵڵا هه‌رچی ئی زارۆڵێ پێسه‌ قسێ که‌را ماچی شه‌قێم مذا چۆری چێش که‌روو ده‌سه‌ڵات نیا. کناچه‌کێ ماچۆ ئه‌ی چێش واچوو  واتم من حه‌ز که‌روو کۆڕه‌که‌م فارسی ، کۆرذی ،ئینگلیسی ، هه‌ر زوانێوته‌ر یاذ گێرۆ. وه‌لێم مشیۆ ئه‌وه‌ڵ زوانوو ئه‌ذاییش به‌ ڕێکوپێکی فێر بۆ دماوه‌ زوانی ڕه‌سمیش و ئه‌وزوانه‌کاته‌ری. مشیۆ واچی ئینه‌ په‌پووله‌ن به‌فارسی ماچا په‌روانه‌ و... کۆره‌که‌یچشا که‌ ساحیبوو ژه‌ن و زارۆڵه‌یا ماچۆ کا‌که‌ ئیبراهیم به‌خوا شمه‌ وێتا شه‌که‌ت که‌ردێ گه‌ره‌کتا بۆ گه‌ره‌کتا نه‌بۆ تازه‌ نه‌سڵوو جوانی پێسه‌شه‌ سه‌ر ئامان و ئه‌جۆشا زوانه‌که‌شا زوانێوی دماکه‌وته‌و جه‌نگه‌ڵی و که‌شیا و حه‌ر که‌س پی زوانه‌یه‌ قسێ که‌رۆ پنه‌ش ماچا دێهاتی و به‌ خاتره‌و ئینه‌یه‌ عه‌یبه‌کێش پۆژیاره‌ ئامه‌ینێ نیانشا ده‌موو زارۆڵه‌کاشا به‌ تاته‌ی واچا بابایی و به‌ ئه‌ذه‌ی واچا مامانی و به‌ مه‌تیێ واچا خاله‌ ‌ په‌رسام ئازیز گیان ئه‌ی وێت چێش ماچی؟! واتش وه‌ڵڵا منیچ نه‌زه‌ره‌م ئینێنه‌ زوانێو تا دووریسان ‌و ئه‌ولا بڕ نه‌که‌ر و چه‌و لایچه‌و تا ته‌وێڵێ ، ئانه‌ زوان نیا و ئه‌گه‌ریچ زوان بۆ خوا بڕۆش.

حیچم په‌ی ناما واچوو  به‌ڵام ئێسمه‌وه‌ و زانام  و به‌ یه‌قین زانام ترێشته‌که‌ ئینا ده‌سوو وێماوه‌ و وێمانمێ خه‌ریکێنمێ ئی درخته‌ نازاره‌ و پڕ سه‌مه‌ره‌یه‌ جه‌ بنه‌نه‌ بڕمێ . ئه‌رێ برا کێ ئامان دلێ یانه‌که‌یما و کێ که‌له‌به‌ره‌ش ونه‌ گێرتێنمێ به‌ مه‌تیێ مشیۆ واچمێ خاله‌ وه‌ یا به‌ به‌ تاته‌ی واچمێ بابایی ؟!!!

وه‌ڵڵا ئه‌گه‌ر پێسه‌ بۆ و وه‌رش ئینه‌ بۆ ، ماچا ویس ساڵێته‌ر زوانوو هه‌ورامی مه‌مه‌نۆ من ماچوو ڕه‌نگا ده‌ساڵێچ بڕنه‌که‌رۆ . که‌وتانێ یاذوو کاکه‌ محه‌مه‌د مسته‌فازاده ی ڕه‌حمه‌تی زانام ئاکه‌ڵه‌ پیاوه‌ حه‌ر ئی خه‌فه‌تا کۆشت .بۆ دیار ئی مێراقه‌ گڵوه‌و ئێمه‌یچ گێرۆ و ئی خه‌فه‌ته‌ جه‌ به‌ینما به‌رۆ.

پاوه مرکز هورامان

 

پاوه مرکز هورامان

***

موقعیت جغرافیایی شهر پاوه

***

تاریخچه پاوه

***

شعرای پاوه

***

علمای پاوه

***

آموزش وپرورش شهرستان پاوه در درازاي زمان

***

تاریخچه شهرداري پاوه

***

مختصری از پاوه